نشریه پژوهش‌های رهبری آموزشی یک نشریه علمی با داوری بسته ، دو سو ناشناس و با دسترسی آزاد است که از سوی دانشگاه علّامه طباطبائی به عنوان دانشگاه پیشرو در علوم انسانی و اجتماعی با مجوز وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی به شماره 35926/92 مورخ 92/12/20 و در ارزیابی سال 1401 توسط کمیسیون نشریات علمی کشور موفق به اخذ درجه علمی با رتبه ب شده است و همچنین در اولین ارزیابی پایگاه جامع علوم استنادی جهان اسلام (ISC) در سال 1403 موفق به اخذ Q1 با ضریب تأثیر 0/429 شده است. این نشریه به منظور فراهم نمودن محیط فکری برای پژوهشگران ملّی و بین المللی با تمرکز بر زیربنای اندیشۀ اداری، نظریۀ سازمان و عملکرد آموزش در سازمان ها و مؤسسات عمومی و آموزشی در عرصۀ مدیریت، مدیریت آموزشی و رهبری آموزشی  پایه گذاری شده است. این نشریه در پاسخ به آخرین پیشرفت ها و دستاوردهای پژوهشی  صورت گرفته در حوزه رهبری و مدیریت آموزشی انتشار یافته و هدف آن انتشار مقالات با کیفیت که یافته های مرتبط با موضوعات مهم در این زمینه را گزارش می دهند است. در این نشریه مقالات پژوهشی(مفهومی وکاربردی) به زبان فارسی و چکیده انگلیسی به صورت چاپی و الکترونیکی منتشر می شود و مانند سایر نشریات دانشگاه علامه طباطبائی جهت تسهیل شناسایی و جستجو هر مقاله شماره شناسایی خاص (DOI) خود را دارد. این نشریه تا شماره 25 با عنوان پژوهش های رهبری و مدیریت آموزشی منتشر شده است و به دلیل تطبیق با آیین نامه جدید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و به روزرسانی اطلاعات نشریه در تاریخ 98/06/01 تا تاریخ 1400/12/29 توقف انتشار داشته است. نشریه با استفاده از سامانه مشابهت یابی اقدام به همانندجویی مقالات کرده و مقالاتی با همانندی حداکثر 15 درصد را می‌پذیرد.این نشریه برای بررسی، پردازش و انتشار مقالات علمی از نویسندگان، نهادها و سازمان های پژوهشی مبلغ پنج میلیون ریال بابت جبران بخشی از هزینه داوری دریافت می کند و در صورت پذیرفته شدن مقاله مبلغ ده میلیون ریال بابت بخشی از هزینه‌های پردازش مقالات از نویسندگان دریافت می‌گردد، مابقی هزینه‌ها از سوی دانشگاه علامه طباطبائی پشتیبانی مالی می شود. 

مقاله پژوهشی رهبری در سازمان های آموزشی

نقش رهبری مبتنی بر دانش مدیران، بر دانش معلمی و رفتار نوآورانه معلمان: آزمون اثر میانجی خوشبینی شغلی معلمان

صفحه 1-32

https://doi.org/10.22054/jrlat.2026.89951.1910

مهدی جباری بالکانلو، ابوالفضل قاسمزاده، محمد حسنی

چکیده سازمان آموزش و پرورش نقش محوری در توسعه جامعه دارد. بروز رفتارنوآورانه و خوش‌بینی شغلی در کاکنان آن از عوامل کلیدی در اثربخشی این نظام است.در همین راستا تحقیق حاضر با هدف تحلیل ساختاری بین رهبری مبتنی بر دانش معلمی بر رفتارنوآورانه معلمان با نقش میانجی خوش‌بینی شغلی معلمان بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-همبستگی بر پایه مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام شده است.جامعه آماری شامل معلمان ابتدایی شهر تبریز بوده که با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای نواحی ۲ و ۵ انتخاب شدند. از میان ۲۰۵۸ معلم، با استفاده از جدول مورگان، ۳۵۳ نفر (۱۷۸ زن و ۱۷۵ مرد) به‌صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات شامل پرسشنامه‌های استاندارد رهبری مبتنی بر دانش (دونات و همکاران، ۲۰۱۴)، دانش معلمی (ساهین، ۲۰۱۱)، رفتارنوآورانه (جانسون،۲۰۰۰) و خوش‌بینی شغلی (روتین گاوس و همکاران، ۲۰۰۵) بود. برای روایی پرسشنامه‌ها از نظر متخصصان استفاده شد و برای تعیین پایایی پرسشنامه‌ها با استفاده از آزمون آلفای‌کرونباخ میزان پایایی پرسشنامه‌ها محاسبه گردید که به‌ترتیب برای پرسشنامه‌های رهبری مبتنی بر دانش مدیران، دانش معلمی، رفتارنوآورانه معلمان و خوشبینی‌شغلی معلمان، 0/95 و 0/93 و 0/90 و 0/82 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش تحلیل عامل تاییدی و مدل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که بین متغییر‌های رهبری مبتنی بر دانش مدیران، دانش معلمی و رفتارنوآورانه با خوشبینی‌شغلی معلمان رابطه معناداری وجود دارد. همچنین از مجموع هفت فرضیه تحقیق، در همه‌ی آن‌ها، میزان معناداری، از 1/96 بیشتر بوده و در نتیجه همه فرضیات تحقیق مورد تایید قرار گرفتند.

مقاله پژوهشی نظارت و راهبری آموزشی

واکاوی موانع تحقق دانشگاه‌های نسل چهارم در زیست‌بوم آموزش عالی ایران

صفحه 33-74

https://doi.org/10.22054/jrlat.2026.92036.1943

محمدعلی کیانی، افسانه دهقان پور فراشاه

چکیده تحقق دانشگاه‌های نسل چهارم در ایران، فراتر از موضوعی صوری به ضرورتی گریزناپذیر در سپهر حکمرانی تبدیل شده است که با محوریت تعهد مسئولیت اجتماعی نسبت به حل مسائل محیط پیرامونی و تولید خیر عمومی تأکید دارد. این گذار پارادایمی با نقد عملکرد سنتی و انفعال نهادی در برابر حقوق عامه، بازنگری در کنش‎های موجود را برای بازیابی مرجعیت دانشگاه و جلوگیری از تهی شدن هویت ذاتی آن الزامی می‌سازد. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی کیفی به واکاوی و تبیین موانع فراروی استقرار الگوهای دانشگاه نسل چهارم در زیست‌بوم آموزش عالی ایران می‌پردازد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 24 نفر از خبرگان حوزه آموزش عالی گردآوری شد و با استفاده از روش تحلیل مضمون، مورد واکاوی قرار گرفت. اعتبار یافته‌های این پژوهش با رعایت دقیق معیارهای چهارگانه اعتمادپذیری لینکلن و گوبا (1985) در تحلیل کیفی جامع دیدگاه‌های خبرگان تضمین شده است. مشارکت‌کنندگان به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند و فرآیند مصاحبه تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده های پژوهش، منجر به شناسایی 164 کد، 25 مضمون فرعی و 8 مضمون اصلی شد که بیانگر طیف گسترده‌ای از موانع پیش‌روی عدم تحقق دانشگاه‎های نسل چهارم در ایران است. مضامین اصلی شناسایی شده عبارتند از تمرکزگرایی حکمرانی و محدودیت استقلال نهاد؛ ناکارآمدی مأموریت‌گرایی و پاسخگویی؛ غلبه نظام ارزیابی عملکرد کمی و مقاله‌محور؛ اینرسی نهادی و ضعف تحول‌پذیری؛ تضعیف اخلاق حرفه‌ای و مسئولیت‌پذیری اجتماعی؛ انزوای اکوسیستمی و ضعف ارتباط دانشگاه با صنعت و جامعه؛ ناتوانی در ارزش‌آفرینی و تجاری‌سازی دانش؛ ضعف شبکه‌سازی و دیپلماسی علمی.

مقاله پژوهشی رهبری در سازمان های آموزشی

الگوی رهبری بحران در آموزش و پرورش: رویکرد تحلیل مضمون و تحلیل شبکه‌های اجتماعی

صفحه 75-125

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.87763.1881

مصطفی رضائی، عالمه کیخا، حسین فکوری حاجی یار، احمد اکبری

چکیده سازمان آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان با یکی از بالاترین نرخ‌های بازماندگی از تحصیل در کشور مواجه است. از آنجا که بحران‌های موجود در آموزش و پرورش سیستان و بلوچستان پیچیدگی‌های خاص خود را دارند، پژوهش حاضر با هدف ارائه یک الگوی بومی برای رهبری بحران و تعیین پیشران‌های کلیدی آن در این سازمان انجام شده است. این مطالعه یک پژوهش آمیخته اکتشافی است که در دو بخش کیفی و کمی صورت پذیرفته است. بر این اساس برمبنای مصاحبه با 15 نفر از خبرگان آموزش و پرورش، الگوی کیفی رهبری بحران در قالب تحلیل مضمون شامل دو مضمون فراگیر، شش مضمون سازمان‌دهنده و 27 مضمون پایه طراحی شد. روایی الگوی کیفی با استفاده از تکنیک شاخص اعتبار محتوا و پایایی الگوی کیفی به‌وسیله‌ی روش پایایی بازآزمون مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه با استفاده از تکنیک تحلیل شبکه‌های اجتماعی به تعیین پیشران‌های کلیدی پرداخته شد؛ بر این اساس چهار متغیر" اجرای قانون آموزش رایگان و عمومی، جذب حداکثری معلم، ساخت و توسعه مدارس دولتی و استفاده از ظرفیت بنیادهای اقتصادی" به عنوان متغیرهای کلیدی شناسایی شدند. پژوهش حاضر ضمن ارائه یک الگوی منسجم و بومی، بر اهمیت تمرکز بر چهار پیشران کلیدی تأکید دارد. تمرکز استراتژیک بر این عوامل، نقشه راهی برای مدیران فراهم می‌کند تا منابع محدود را به مؤثرترین اقدامات هدایت کرده و به شکلی بنیادین با بحران‌های آموزشی در استان سیستان و بلوچستان مقابله کنند. این یافته‌ها، بستر مناسبی برای افزایش اثربخشی رهبری در زمان بحران و نهایتاً کاهش آمار بازماندگان از تحصیل می باشد.

مقاله پژوهشی توسعۀ شایستگی های مدیران و کارکنان آموزشی

طراحی و اعتباریابی الگوی توسعه حرفه‌ای کارکنان آموزش دانشگاه علامه طباطبائی

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.84088.1823

مهدی دل آرا، عباس عباس پور، صمد برزویان، مرتضی طاهری، حسین عبداللهی

چکیده این پژوهش با هدف طراحی و اعتباریابی الگوی توسعه حرفه‌ای کارکنان آموزشی دانشگاه علامه طباطبائی انجام شده است. توسعه حرفه‌ای کارکنان نقش مهمی در بهبود عملکرد سازمانی و تحقق اهداف استراتژیک دارد. پژوهش حاضر به روش ترکیبی متوالی اکتشافی (کیفی-کمی) در دو مرحله اجرا شد. در مرحله کیفی، جامعه آماری شامل 38 نفر از مدیران آموزشی دانشگاه و دانشکده‌ها بود که 14 نفر از آنان به‌صورت هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری و با روش تحلیل مضمون و نرم‌افزارهای MAXQDA و NVivo تحلیل شد. این مرحله منجر به استخراج چارچوب نظری اولیه گردید که با نظر خبرگان اصلاح شد. در مرحله کمی، 184 نفر از کارکنان آموزشی جامعه آماری پژوهش بودند که با استفاده از جدول کرجسی-مورگان، 118 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب و در نهایت 92 پرسشنامه تکمیل شد. روش نمونه‌گیری تصادفی ساده بود و ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه محقق‌ساخته مبتنی بر یافته‌های کیفی بود. نتایج نشان داد که عوامل علی شامل حمایت مالی، برنامه‌های منظم، شبکه‌سازی و ارزیابی مداوم است. شرایط علی شامل اخلاق حرفه‌ای، برنامه‌ریزی و اثربخشی، و عوامل مداخله‌ای شامل فناوری، زیرساخت‌ها و حمایت مدیریتی شناسایی شدند. راهبردهای توسعه حرفه‌ای شامل فرصت‌های یادگیری، همگام‌سازی با فناوری و مشارکت کارکنان بود. پیامدهای اجرای مدل شامل بهبود عملکرد سازمانی، افزایش انگیزه و ارتقای مهارت‌ها بود. این پژوهش چارچوبی عملی برای توسعه حرفه‌ای کارکنان دانشگاهی ارائه داده و بر تأثیر عوامل ساختاری، فرهنگی و مدیریتی در بهبود عملکرد سازمانی تأکید دارد.

مقاله پژوهشی رهبری در سازمان های آموزشی

تحلیل تجارب زیستۀ دانشجویان از رهبری آموزش حرفه‌ای استادان: یک مطالعه روایت‌پژوهی در دانشگاه فرهنگیان

https://doi.org/10.22054/jrlat.2026.89958.1911

هادی دهقانی، زهرا مرعشی، محمدرضا پاشایی

چکیده این پژوهش با هدف واکاوی تجارب زیستۀ دانشجومعلمان از رهبری آموزش حرفه‌ای استادان در دانشگاه فرهنگیان انجام شد. این پژوهش با رویکرد کیفی و بر مبنای الگوی روایت‌پژوهی صورت گرفت. مشارکت‌کنندگان شامل دانشجویان رشتۀ آموزش زبان و ادبیات فارسی بود که با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند، ۶۰ روایت از تجارب آنان تا مرحلۀ اشباع داده‌ها گردآوری شد. داده‌ها از طریق تحلیل روایی و با رویکرد تفسیری مورد واکاوی قرار گرفت. یافته‌ها نشان‌دهندۀ غلبه صدای نارضایتی در روایت‌های دانشجویان نسبت به تجارب رضایت‌بخش از رهبری آموزش حرفه‌ای استادان است. در بازنمایی تجارب مشارکت‌کنندگان، نارسایی در «دانش آموزشگری» به‌عنوان کانون اصلیِ نارضایتی بازتاب یافته و پس از آن، ضعف در «مهارت‌های ارتباطی» و «مدیریت زمان» در کانون توجه قرار گرفته است. تحلیل لایه‌های عمیق روایت‌ها نشان می‌دهد که کاستی در دانش پداگوژیک و مهارت‌های کنشگری استادان، به شکلی بنیادین، کیفیت تجربۀ یادگیری دانشجومعلمان را متأثر ساخته و تصویری از یک شکافِ معنایی میان «انتظارات حرفه‌ای» و «واقعیتِ زیستۀ دانشجویان» ترسیم کرده است. نتایج این پژوهش بر ضرورت گذار از شیوه‌های سنتیِ ارزشیابی و حرکت به‌سوی برنامه‌های توانمندسازی استادان تأکید دارد که در آن «روایتِ دانشجویان» نه صرفاً به‌عنوان داده‌های آماری، بلکه به‌عنوان منبعی اصیل برای بازاندیشی در شیوه‌های آموزش حرفه‌ای اساتید به‌کار گرفته شود.

مقاله پژوهشی رهبری در سازمان های آموزشی

بازاندیشی نقش رهبری آموزشی در ترویج مشارکت دوسویه مدرسه–اجتماع: یک مرور نظام‌مند کیفی مبتنی بر تحلیل مضمون

https://doi.org/10.22054/jrlat.2026.88508.1892

طاهره نوروزی وند، بیژن عبدالهی

چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی راهبردهای عملیاتی رهبری آموزشی در ترویج مشارکت دوسویه مدرسه و اجتماع در دوره ابتدایی انجام شد. این مطالعه یک مرور نظام‌مند کیفی است که با تحلیل مضمون براون و کلارک روی ۵۰ سند علمی منتخب اجرا شد. اسناد از پایگاه‌های معتبر داخلی و بین‌المللی با کلیدواژه‌های مرتبط گردآوری و بر اساس معیارهای ورود و خروج مشخص، غربالگری شدند. تحلیل داده‌ها در چارچوب پارادایم تفسیرگرایانه و با تأکید بر اصول اعتمادپذیری در پژوهش‌های کیفی انجام گرفت. یافته‌ها در قالب یک چارچوب هشت‌گانه مشتمل بر ۴۹ مضمون سازمان‌دهنده ترسیم شد. همچنین مضامین فراگیر تعریف ‌شده عبارت‌اند از: ایجاد و هدایت مشارکت‌های چندبخشی منسجم، خلق چشم‌انداز مشترک میان ذینفعان، طراحی برنامه‌های مبتنی بر نیاز، برگزاری نشست‌های مؤثر، توانمندسازی ذینفعان، توسعه اعتماد ارتباطی، طراحی نظام‌مند همکاری‌ها، و تسهیلِ به‌اشتراک‌گذاری منابع و تخصص بین مدرسه و اجتماع. این چارچوب نقش فعال و چندوجهی رهبر آموزشی را به‌عنوان معمار، تسهیل‌گر و پیوند‌دهنده مدرسه و اجتماع برجسته می‌کند. پژوهش نشان می‌دهد رهبری آموزشی مؤثر در مشارکت دوسویه، مستلزم تلفیق راهبردهای رابطه‌ای، ساختاری و برنامه‌ای است که با هوشمندی زمینه‌ای و انطباق با شرایط محلی، امکان تبدیل مدرسه به یک زیست‌بوم یادگیری پیوسته با اجتماع را فراهم می‌آورد.

مقاله پژوهشی توسعۀ شایستگی های مدیران و کارکنان آموزشی

شناسایی و اولویت بندی عوامل مدیریتی مؤثر بر هم افزایی معلمان دشوار با رویکرد مدیریت کیفیت فراگیر

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.85924.1853

غلامرضا مومنی، فاطمه توسرکانی

چکیده این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مدیریتی مؤثر بر هم‌افزایی معلمان دشوار در مقطع ابتدایی استان خوزستان، با رویکرد مدیریت کیفیت فراگیر انجام شد. روش تحقیق ترکیبی (کیفی-کمی) و از نوع اکتشافی متوالی؛ مدل طبقه بندی بود. در بخش کیفی، جامعه‌ی هدف شامل متخصصان و خبرگان با حداقل ۱۵ سال سابقه کار بودند که ۱2 نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند (اشباع نظری) انتخاب شدند. داده‌های کیفی با روش تحلیل مضمون و کدگذاری در سه سطح (پایه، سازمان‌دهنده و محوری) تجزیه‌ و تحلیل و در نهایت شبکه‌ی مضامین ترسیم شد. در بخش کمی؛ جامعه آماری، شامل 300 نفر از معلمان و مدیران خبره ابتدایی شهرهای استان خوزستان بودند که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 169 نفر به عنوان نمونه تعیین و با روش سیستماتیک انتخاب شدند و پرسشنامه‌ای (محقق ساخته) مبتنی بر یافته‌های کیفی را تکمیل کردند. تحلیل داده‌های کمی با آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار و ...) و استنباطی انجام شد. یافته‌ها نشان داد عوامل مدیریتی مؤثر بر هم‌افزایی معلمان دشوار در شش دسته قرار می‌گیرند : عوامل فردی (۶ مؤلفه)، گروهی(۳ مؤلفه)، محیطی (۳ مؤلفه)، زمینه‌ای و مفهومی (۶ مؤلفه)، مدیریتی (۵ مؤلفه) و ساختاری و عملکردی (۳ مؤلفه). رتبه‌بندی کمی نشان داد بعد ساختاری و عملکردی بالاترین اهمیت را دارد، اما همه ابعاد ارتباط تنگاتنگی داشته و در تقویت یکدیگر نقش دارند. این نتایج می‌تواند به بهبود سیاست‌های آموزشی و مدیریتی در مدارس کمک کند.

مقاله پژوهشی رفتار و روابط انسانی در سازمان های آموزشی

استقرار اثربخش الگوی معنویت در محل کار سازمان‌های آموزشی با رویکرد فراترکیب

https://doi.org/10.22054/jrlat.2026.86559.1863

مرتضی بدری، حیات سماری پور

چکیده یکی از مهم‌ترین اقدامات مدیریت منابع انسانی به منظور کاربست و محروم نشدن از مزیت رقابتی که به واسطه نیروهای انسانی کارآمد به وجود می‌آید، استقرار اثربخش الگوی معنویت در محل کار است و هدف این پژوهش شناسایی مقوله‌های اصلی و فرعی و شاخص‌های کلیدی استقرار اثربخش الگوی معنویت در محل کار سازمان‌های آموزشی از طریق رویکرد فراترکیب است. جامعه آماری پژوهش حاضر، مطالعات انجام‌شده در بازه زمانی 2015 تا 2023 می‌باشد، در این راستا مطالعات فراوانی در زمینه موضوع موردنظر ارزیابی و درنهایت 66 مقاله به‌صورت هدفمند انتخاب گردید و با تحلیل محتوای کیفی و رویکرد استقرایی، درمجموع 109 کد، 11 زیرمقوله و 3 مقوله کلیدی طی فرآیند جستجو و ترکیب نظام‌مند انتخاب و مورد تحلیل قرار گرفت و اعتبار آن از طریق آزمون کاپای کافمن که برابر با 813/0 بود، تأیید گردید. یافته‌های پژوهش بر مبنای ترکیب الگوهای معنویت در محل کار سازمان‌های آموزشی، الگویی جامع برای استقرار اثربخش معنویت در محل کار این سازمان‌ها پیشنهاد داد که می‌تواند مبنای چگونگی استقرار اثربخش قرار گیرد. مهم‌ترین مقوله‌های کلیدی شناسایی‌شده این الگو، شامل پیش‌بایست‌های معنوی، فرآیندهای معنوی و نتایج معنوی می‌باشد.

مقاله پژوهشی رهبری در سازمان های آموزشی

نقش مدیریت آموزشی در نوآوری باز: آزمون معادلات ساختاری شایستگی حل مسئله

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.89292.1905

سید احمد محمدی حسینی، سارا جمالی

چکیده در فضای رقابتی کنونی که نوآوری باز به عنوان پارادایمی حیاتی برای تعالی سازمان‌های آموزشی مطرح است لازم است برای جذب، تسهیم و بهره‌برداری هدفمند از دانش و ایده‌های فرامرزی اقداماتی صورت گیرد؛ لذا هدف از پژوهش حاضر نقش مدیریت آموزشی در نوآوری باز: آزمون مدل معادلات ساختاری شایستگی حل مسئله در میان کارکنان دانشگاه حکیم سبزواری به اجرا درآمد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی-همبستگی است که با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش را تمام کارکنان اداری و اعضای هیئت علمی شاغل در دانشگاه حکیم سبزواری در نیم‌سال اول ۱۴۰۵-۱۴۰۴ تشکیل دادند. از میان این جامعه، نمونه‌ای به حجم ۲۲۶ نفر از طریق روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای متناسب با حجم انتخاب گردید. داده‌های پژوهش با استفاده از سه پرسشنامه استاندارد و اعتبارسنجی‌شده برای سنجش مدیریت آموزشی، نوآوری باز و شایستگی حل مسئله گردآوری شد که در میان اعضای نمونه توزیع و تکمیل گردید. یافته ها نشان داد که مدیریت آموزشی با نوآوری باز همراه است اما این شیوه های مدیریتی به واسطه شایستگی حل مسئله، تأثیر غیرمستقیم، مثبت و معناداری بر نوآوری باز در دانشگاه حکیم سبزواری ندارد. این یافته به طور ضمنی عدم کارایی یا کافی نبودن شایستگی حل مسئله در ساختار فعلی دانشگاه برای تبدیل سیاست‌های مدیریت آموزشی به نتایج نوآوری باز را مطرح می‌سازد.

مقاله پژوهشی رهبری در سازمان های آموزشی

نقش رهبری یادگیری‌محور بر اضطراب تدریس با ‌واسطه‌گری اشتیاق معلم

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.85716.1849

سیامک صادقی، سیروس قنبری

چکیده این پژوهش با هدف بررسی نقش رهبری یادگیری‌محور در اضطراب تدریس با میانجی‌گری اشتیاق معلم در بین معلمان مدارس دوره ابتدایی استان کردستان انجام شد. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرا، همبستگی (از نوع مدل‌یابی معادلات ساختاری) بود. جامعه آماری پژوهش معلمان مدارس دوره ابتدایی استان کردستان به تعداد 6328 در سال تحصیلی 1403-1402 بود که تعداد 362 نفر به‌ روش طبقه‌ای- نسبتی و با توجه به طبقات جامعه پژوهش (منطقه، شهرستان و جنسیت) انتخاب شد. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌های رهبری یادگیری‌محور لیو و همکاران (2016)، اضطراب تدریس هارت (1987) و اشتیاق معلم کانتر و همکاران (2011) گردآوری شد. داده‌های به‌دست آمده با روش‌های آماری توصیفی و استنباطی (آزمون همبستگی پیرسون و مدل‌یابی معادلات ساختاری) تحلیل شد. یافته‏ها نشان داد؛ رهبری یادگیری‌محور بر اضطراب تدریس تأثیر مستقیم، منفی و معنادار دارد (01/0P< ). رهبری یادگیری‌محور بر اشتیاق معلم تأثیر مستقیم، مثبت و معنادار دارد (01/0P< ). اشتیاق معلم بر اضطراب تدریس تأثیر مستقیم، منفی و معنادار دارد (01/0P< ). همچنین اشتیاق معلم در رابطه رهبری یادگیری‌محور با اضطراب تدریس نقش میانجی دارد (01/0P< ). در نتیجه با کاربرد رهبری یادگیری‌محور در مدارس و بهبود اشتیاق در معلمان، می‌توان اضطراب تدریس را در معلمان دوره ابتدایی کاهش داده و بخشی از آسیب‌های روان‌شناختی آنان را رفع کرد.

مقاله پژوهشی

مفهوم‌سازی رهبری کارآفرین از منظر مدیران مدارس: یک رویکرد پدیدارنگارانه

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 10 دی 1403

https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.81053.1772

سیروس مرادخواه، سیده پرستو احمد حیدری

چکیده هدایت و مدیریت مدارس بر عهده مدیرانی است که با تصمیمات و اقدامات خود، مسیر آموزشی دانش‌آموزان را شکل می‌دهند. این پژوهش پدیدارنگارانه به مفهوم‌سازی رهبری کارآفرین میان مدیران آموزشی در مدارس می‌پردازد. میدان تحقیق استان کردستان و مشارکت‌کنندگان بالقوه تمامی مدیران آموزشی در مقطع ابتدایی در شهر سنندج بودند که 18 نفر از آنان به‌صورت هدفمند (ناهمگن)انتخاب و با استفاده از یک پروتکل مصاحبه نیمه ساختاریافته دعوت به مشارکت شدند، بر اساس تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، پنج طبقه اصلی برای تجربه و درک رهبری کارآفرینانه شناسایی شد. این طبقات شامل راهبری و هدایت (توانایی مدیران در هدایت گروه‌ها به سمت اهداف و ایجاد انگیزه در برای دستیابی به نتایج مطلوب)، تسهیل و تقویت همکاری(ایجاد محیطی مشوق جهت برقراری ارتباط)، ایجاد حمایت و پشتیبانی (فراهم کردن منابع و حمایت‌های لازم برای گروه‌ها به‌منظور افزایش کارایی و کاهش موانع)، تعیین اهداف استراتژیک(اهمیت تعیین اهداف بلندمدت و استفاده از روش‌های مناسب برای دستیابی به آن‌ها) و تقویت خلاقیت و نوآوری(ایجاد فضایی که در آن خلاقیت و نوآوری به‌عنوان عوامل کلیدی در موفقیت سازمان موردتوجه قرار گیرند) است. این ساختار سلسله‌مراتبی تحت تأثیر چهار مؤلفه آگاهی شکل می‌گیرد: خصلت، پیوند، مقصد و پیامد. هر یک از این مؤلفه‌ها به توسعه و تقویت رهبری کارآفرینانه کمک می‌کند و به مدیران امکان می‌دهد تا به‌طور مؤثرتری در محیط‌های پویا و چالش‌برانگیز عمل کنند. یافته‌های این پژوهش به سیاست‌گذاران آموزشی نشان می‌دهد که رهبری کارآفرین از نظرگاه مدیران در مدارس چگونه است.

مقاله پژوهشی رهبری در سازمان های آموزشی

نقش سبک‌های رهبری مدیران مدارس در پیش‌بینی اهمال‌کاری و فرسودگی شغلی معلمان

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 07 بهمن 1404

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.87571.1877

ابراهیم داودی، رامین نجفی

چکیده از آنجایی که اهمال‌کاری و فرسودگی شغلی معلمان به ویژه در منطقه کم برخوردار، انگیزش و کارآمدی آنان را تضعیف می‌کند و رهبری آموزشی می‌تواند بر این دو متغیر تأثیر بگذارد، پژوهش حاضر با هدف بررسی توان پیش‌بینی اهمال‌کاری و فرسودگی شغلی معلمان دوره متوسطه شهرستان بشاگرد در سال تحصیلی 1403-1402 براساس سبک‌های رهبری مدیران مدارس انجام شد. این مطالعه از نوع همبستگی با جامعه آماری 315 معلم و نمونه‌های پژوهش شامل 172 نفر از آنها بوده است که با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه اهمال‌کاری تاکمن (1991)، پرسشنامه فرسودگی شغلی ماسلاچ (1997)، و پرسشنامه محقق‌ساخته برای سنجش سبک رهبری گردآوری شدند. با توجه به غیرنرمال بودن توزیع متغیرها، به منظور تحلیل داده‌ها از همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. نتایج نشان داد سبک رهبری مدیران با هر دو متغیر اهمال‌کاری و فرسودگی شغلی به ترتیب با ضریب 0.35 و 0.63رابطه منفی دارد، در حالی که میان اهمال‌کاری و فرسودگی شغلی با ضریب 0.29 رابطه مثبت مشاهده شد. تحلیل رگرسیون نشان داد که سبک‌های رهبری، تغییرات مربوط به اهمال‌کاری و فرسودگی شغلی را به ترتیب با ضرایب 0.27 و 0.44 به‌طور معناداری پیش‌بینی می‌کنند، و قدرت پیش‌بینی‌کنندگی سبک رهبری برای فرسودگی شغلی قوی‌تر از اهمال‌کاری بود. بنابراین، سبک‌های رهبری مؤثر می‌توانند با کاهش اهمال‌کاری و فرسودگی شغلی معلمان، به بهبود عملکرد آموزشی و سلامت روانی آن‌ها به‌ویژه در مناطق کم برخوردار مانند شهرستان بشاگرد کمک کنند.

مقاله پژوهشی رهبری در سازمان های آموزشی

طراحی و اعتباریابی الگوی مدرسه تاب‌آور برای دوره ابتدایی

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 07 بهمن 1404

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.87828.1883

مهدی عبداله زاده، عادل زاهد بابلان، مهدی معینی کیا، علی خالق خواه

چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتباریابی الگوی مدرسه تاب‌آور برای دوره ابتدایی انجام شد. این مطالعه از نوع مطالعات آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) است. میدان پژوهش در بخش کیفی را خبرگان دانشگاهی و مدیران و معلمان نمونه استان آذربایجان غربی تشکیل می‌دهند که ۱۷ نفر با روش نمونه‌گیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری به عنوان نمونه انتخاب شدند. در بخش کمی جامعه آماری شامل تمامی معلمان مدارس ابتدایی شهرستان ارومیه در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ است که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای ۳۴۶ نفر بر اساس فرمول کوکران به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود. اطلاعات جمع آوری شده از مصاحبه ها با روش تحلیل مضمون در نرم افزار Maxqda2020 تجزیه و تحلیل شد. اطلاعات جمع‌آوری شده در بخش کمی در نرم‌افزارهای Spss26 و Smart-Pls3 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌های بخش کیفی نشان داد که الگوی مدرسه تاب‌آور برای دوره ابتدایی از هشت مضمون فراگیر عوامل زیرساختی، عوامل ساختاری، عوامل مدیریتی، عوامل فرهنگی، عوامل پداگوژیکی، عاملیت معلمان، تاب‌آوری دانش‌آموزان و حمایت ذینفعان تشکیل می‌شود. نتایج بخش کمی نشان داد که تمامی متغیرهای مشاهده پذیر دارای بار عاملی قابل قبولی بر روی متغیر مکنون متناظر خود می‌باشند و در سطح ۰/۰۱ معنادار هستند. همچنین، مقدار شاخص GOF برابر با ۰/۶۲۲ به دست آمد که نشان‌دهنده برازش مطلوب مدل کلی پژوهش است. الگوی طراحی‌شده می‌تواند نقش مؤثری در بهبود کیفیت و تاب‌آوری نظام آموزشی ایفا کند.

مقاله پژوهشی رهبری در سازمان های آموزشی

تأثیر تناسب فرد - سازمان بر رفتار کاری نوآورانه کارکنان با تأکید بر نقش میانجی کارعاطفی

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 08 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.85754.1854

عباسعلی رستگار، صهیب علوی زاده، مائده اقوامی پناه

چکیده هدف: بررسی تأثیر تناسب فرد - سازمان بر رفتار کاری نوآورانه با تأکید بر نقش میانجی کارعاطفی کارکنان آموزش و پرورش شهر سنندج. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی است و از نظر شیوه گردآوری و تحلیل اطلاعات نیز این تحقیق توصیفی و از نوع پیمایشی است و از نظر روش تحلیل فرضیه ها همبستگی است.
روش پژوهش: داده ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد جمع آوری گردید. پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و برای سنجش روایی از روایی محتوا و سازه استفاده گردید. جامعه-ی آماری این پژوهش کارکنان آموزش و پرورش شهر سنندج که 5800 هزار نفر می‌باشد. تعداد 360 نفر به عنوان نمونه پژوهش به شیوه در دسترس انتخاب شدند. برای انجام تحلیل‌های آماری از دو نرم‌افزار SPSS25 و PLS3 SMARTاستفاده‌شده است.
یافته ها: نتایج نشان داد که تناسب فرد-سازمان بر رفتار کاری نوآورانه و کار عاطفی تاثیر مثبت و معناداری دارد. کار عاطفی بر رفتار کاری نوآورانه تاثیر مثبت و معناداری دارد و تناسب فرد- سازمان با میانجی‌گری کار عاطفی بر رفتار کاری نوآورانه تاثیر مثبت و معناداری دارد.
نتیجه گیری: تناسب فرد- سازمان و کار عاطفی که نتیجه سطح درونی سازی فرد است با هدایت حالات ذهنی کارکنان منجر به نمایش عملکرد خلاقانه و رفتار نوآورانه کارکنان می شود.

مقاله پژوهشی رهبری در سازمان های آموزشی

ارائه مدل توانمندسازی حکمران خوب و متعالی در آموزش و پرورش

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 11 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22054/jrlat.2026.86581.1864

مهدیه نوزادی، ابراهیم مزاری

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل توانمندسازی حکمران خوب و متعالی در آموزش و پرورش انجام شده است. روش پژوهش حاضر با رویکرد کیفی انجام شده است که دو روش فراترکیب و تحلیل تماتیک به کار گرفته شده است. جامعه شرکت‌کنندگان پژوهش حاضر را در بخش فراترکیب کتب، مقالات، پایان نامه ها و اسناد مرتبط و در بخش تحلیل تماتیک، متخصصان آموزش و پرورش با تجربه و با تحصیلات مرتبط که به کمک روش نمونه‌گیری هدفمند نظری و براساس قاعده اشباع با 7 نفر از آنان مصاحبه انجام شد. برای جمع‌آوری اطلاعات از فیش فراترکیب و همچنین پروتکل مصاحبه استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل یافته‌ها از تحلیل تم استفاده شده است که در آن مضامین اولیه، سازمان‌دهنده و فراگیر استخراج شده است. به منظور تاییدپذیری و انتقال‌پذیری یافته‌ها، از خودبازبینی محقق و فرایند ساخت یافته ثبت و نگارش یافته‌ها استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داده است که مدل توانمندسازی حکمران خوب و متعالی آموزش و پرورش سه بعد داشته است. در بعد حکمران خوب دارای مؤلفه‌هایی از جمله حاکمیت و احترام به قانون، مسئولیت و پاسخگویی، وضوح و شفافیت، مشارکت و اجماع، اثربخشی و کارایی، ظرفیت‌سازی، توسعه ارزش‌ها و پیش‌بینی‌پذیری است. در جنبه حکمرانی متعالی نیز مؤلفه‌هایی از جمله جهان‌بینی الهی، اخلاق‌محوری، مردم‌مداری، مشروعیت و مقبولیت، کارآمدی، کمال مادی و معنوی شناسایی شده است. در نهایت، روش‌های توانمندسازی از جمله آموزش و بهسازی، توسعه اجتماعات حرفه‌ای مبتنی بر همکاری، برنامه‌ریزی توسعه فردی و توسعه سیستم مشاوره و مربیگری شناسایی گردید.

مقاله پژوهشی مدیریت و توسعه منابع انسانی در سازمان های آموزشی

تبیین اثرات تاب‌آوری بر شکوفایی مدیران مدارس شهرستان خرم‌آباد: آزمون نقش میانجی اعتماد

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 03 مرداد 1405

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.86846.1869

ایرج نیک پی، رضوان شیری، سعید فرح بخش

چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر تاب‌آوری بر شکوفایی مدیران مدارس شهرستان خرم‌آباد و نقش میانجی‌گری اعتماد، در بستر چالش‌های فزاینده نظام آموزشی انجام شد. با تکیه‌بر نظریه سرمایه روان‌شناختی و رویکرد توصیفی-همبستگی از نوع معادلات ساختاری، داده‌ها از جامعه آماری 1252 مدیر مدرسه در خرم‌آباد با نمونه‌ای که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان حجم آن متشکل از 297 نفر برآورد شد، به روش تصادفی طبقه‌ای و با استفاده از پرسشنامه‌های استاندارد جمع‌آوری شد. نتایج نشان داد که تاب‌آوری (شامل ابعاد روان‌شناختی، اجتماعی و معنوی) تأثیر مثبت و معناداری بر شکوفایی مدیران دارد (β = 0.318, p < 0.001). همچنین، تاب‌آوری به‌طور معناداری بر اعتماد مدیران به همکارانشان تأثیرگذار است (β = 0.491, p < 0.001) و این اعتماد نیز به‌نوبه خود، به‌طور مثبت و معناداری شکوفایی مدیران را تحت تأثیر قرار می‌دهد (β = 0.305, p < 0.001). مهم‌تر از آن، نقش میانجی‌گری اعتماد در رابطه بین تاب‌آوری و شکوفایی مدیران تأیید شد (β = 0.150, p < 0.001). این یافته‌ها، اهمیت تاب‌آوری چندبعدی مدیران و لزوم تقویت اعتماد سازمانی را به‌عنوان پیش‌نیاز دستیابی به مدارس شکوفا و تاب‌آور، به‌ویژه در چارچوب سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش ایران، برجسته می‌سازد و طراحی برنامه‌های توانمندسازی یکپارچه را ضروری می‌سازد.

مقاله پژوهشی رهبری در سازمان های آموزشی

توسعه معلم‌رهبری در مدارس: ارائه یک مدل مفهومی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 شهریور 1405

https://doi.org/10.22054/jrlat.2026.91181.1930

امید شریعتی، ناصر شیربگی، محمد امجد زبردست

چکیده با توجه به تحولات آموزشی و ناکارآمدی الگوهای سنتی تدریس، نقش معلم‌رهبری در مدارس اهمیت ویژه‌ای یافته است. این پژوهش کیفی با رویکرد نظریه داده‌بنیاد نظام‌مند اشتراوس و کوربین (1997) به بررسی ابعاد معلم‌رهبری در مدارس ایران پرداخت. گردآوری داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با معلمان، مدیران و استادان شهر سنندج انجام شد و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار MAXQDA (2020) در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. در کدگذاری باز 302 کد اولیه استخراج و پس از ادغام در قالب 66 کد محوری سازمان‌دهی گردید. در کدگذاری انتخابی، 18 مقوله گزینشی شکل گرفت که ساختار نهایی الگو را تشکیل داد. مدل پارادایمی شامل شرایط زمینه‌ای (ساختار متمرکز، فرهنگ سنتی، فشار کاری)، شرایط علّی (تحول نیازهای آموزشی و ناکارآمدی تدریس سنتی)، شرایط مداخله‌گر (نقش مدیر، حمایت سازمانی، آموزش ضمن خدمت)، پدیده محوری (ظهور معلم‌رهبر به‌عنوان عامل تغییر)، راهبردها (توانمندسازی، شبکه‌های یادگیری، خلاقیت و کار گروهی) و پیامدها (افزایش انگیزه، ارتقای کیفیت یادگیری، تقویت هویت حرفه‌ای و فرهنگ مشارکتی) بود. این پژوهش ضمن هم‌سویی با مطالعات بین‌المللی، تصویری بومی از معلم‌رهبری در ایران ارائه کرد و ضرورت اصلاحات ساختاری و فرهنگی برای پاسخ‌گویی به چالش‌های آموزشی امروز را نشان داد.

مقاله پژوهشی رهبری در سازمان های آموزشی

فرایند شکل‌گیری هویت رهبری آموزشی در مدیران مدارس

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 14 شهریور 1405

https://doi.org/10.22054/jrlat.2026.90744.1923

کبری خباره، سیروس قنبری، محمد نوروزی

چکیده هدف این پژوهش فهم و تبیین فرایند شکل‌گیری هویت رهبری آموزشی در مدیران مدارس ابتدایی شهر همدان است. با توجه به آنکه هویت رهبری یک پدیده پویا، تجربه‌محور و زمینه‌مند است، رویکرد کیفی و روش نظریه‌پردازی داده‌بنیاد با الگوی تحلیلی اشتراوس و کوربین (1990) برای مطالعه انتخاب شد. مشارکت‌کنندگان شامل مدیرانی بودند که براساس شاخص‌های عملکرد رسمی آموزشی و مدیریتی در سال تحصیلی 1405-1404 به‌عنوان مدیران تراز سند تحول بنیادین شناسایی شده و دارای مدرک کارشناسی ارشد یا بالاتر بودند. داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته گردآوری و نمونه‌گیری ابتدا به‌صورت هدفمند و سپس نظری انجام شد و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت و الگوی پارادایمی شامل پدیده محوری، شرایط علّی، شرایط زمینه‌ای، عوامل مداخله‌گر، راهبردها و پیامدها مورد استفاده قرار گرفت. یافته‌ها نشان داد شکل‌گیری هویت رهبری آموزشی مدیران مدارس در پی شرایط علّی نظیر تحول در خودادراکی حرفه‌ای، تجربه ناکارآمدی رویکرد کنترل‌محور و تنش ناشی از شکاف سیاست و عمل آغاز می‌شود و در قالب پدیده محوریِ گذار از رهبری وظیفه‌محور و کنترل‌محور به رهبری یادگیری‌محور و معناگرا تبلور می‌یابد. این فرایند در بستر فرهنگ مدرسه و منابع سازمانی و تحت تأثیر استقلال مدیریتی، ظرفیت معلمان و فشار والدین پیش می‌رود. مدیران با اعتمادسازی، توسعه حرفه‌ای و تغییرات تدریجی، فرهنگ یادگیری، رشد معلمان، بهبود یادگیری دانش‌آموزان و تثبیت هویت رهبری آموزشی را تقویت می‌کنند؛ مدل نهایی می‌تواند مبنایی برای توسعه حرفه‌ای مدیران و سیاست‌های تربیت رهبران آموزشی باشد.

مقاله پژوهشی مدیریت راهبردی در سازمان های آموزشی

تمرکززدایی راهبردی در رهبری مدرسه و تأثیر آن بر کیفیت آموزشی با میانجیگری خلاقیت حرفه‌ای معلمان

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 08 مهر 1405

https://doi.org/10.22054/jrlat.2026.91726.1939

احد جعفرنژاد، سارا عابدی کوشکی

چکیده تحولات سریع و پیچیده در حوزه مدیریت آموزشی، محدودیت‌های ساختارهای متمرکز را آشکار ساخته و ضرورت گذار به الگوهای منعطف‌تر حکمرانی مدرسه را برجسته کرده است. در این چارچوب، تمرکززدایی راهبردی به‌عنوان رویکردی ساختاری برای ارتقای کیفیت آموزشی و تقویت خلاقیت حرفه‌ای معلمان مطرح است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تمرکززدایی راهبردی بر کیفیت آموزشی با نقش میانجی خلاقیت حرفه‌ای معلمان انجام شد. این مطالعه از نوع همبستگی و مبتنی بر الگویابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل ۲۲۵ نفر از معلمان مدارس متوسطه ناحیه ۴ کرج بود که با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسشنامه‌های تمرکززدایی، خلاقیت حرفه‌ای معلمان و کیفیت آموزشی گردآوری و با نرم‌افزارهای SPSS و LISREL تحلیل شد. نتایج نشان داد تمرکززدایی راهبردی اثر مستقیم و معناداری بر خلاقیت حرفه‌ای معلمان دارد (β=0.75) و خلاقیت حرفه‌ای نیز تأثیر مستقیم و مثبت بر کیفیت آموزشی نشان می‌دهد .(β=0.54) همچنین اثر غیرمستقیم تمرکززدایی بر کیفیت آموزشی از طریق خلاقیت معنادار بود(β=0.40) . شاخص‌های برازش مدل نیز انطباق مناسب الگوی پیشنهادی با داده‌های تجربی را تأیید کرد. یافته‌ها نشان می‌دهد تمرکززدایی راهبردی از طریق تقویت خلاقیت حرفه‌ای معلمان می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در ارتقای کیفیت آموزشی ایفا کند؛ ازاین‌رو، توسعه هدفمند سیاست‌های تمرکززدایی همراه با حمایت ساختاری از نوآوری حرفه‌ای معلمان توصیه می‌شود.

بازنمایی مشکلات فرایند اجرای پایان‌نامه‌ها و رساله‌ها: یک مطالعه کیفی

دوره 5، شماره 17، پاییز 1397، صفحه 25-57

https://doi.org/10.22054/jrlat.2020.50339.1514

علی زارعی، محمد جوادی پور، کیوان صالحی

چکیده این پژوهش با هدف واکاوی مشکلات فرایند اجرای پایان نامه و رساله‌های دانشجویان دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران و ارائه راهکارهایی برای رفع مشکلات موجود انجام شد. پژوهش حاضر در چارچوب رویکرد کیفی و با روش پدیدارشناسی انجام شد. میدان پژوهش، دانشگاه تهران بود و مشارکت‌کنندگان 8 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران بودند که از طریق نمونه‌گیری هدفمند از نوع ملاکی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده‌ها با استفاده از مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری شدند. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش جیورجی و در پنج گام انجام شده است. یافته‌های پژوهش نشان داد که ادراک دانشجویان تحصیلات تکمیلی از مشکلات دانشجویان در فرایند اجرای پایان نامه‌ها و رساله‌هایشان به 7 مضمون کلی شامل مشکلات دانشجو یا عوامل فردی (9 زیرمضمون)، مشکلات اساتید (10 زیر مضمون)، مشکلات کلان جامعه (8 زیرمضمون)، مشکلات بروکراتیک (8 زیر مضمون)، مشکل در انتخاب موضوع (2 زیرمضمون)، مشکلات مادی (3 زیرمضمون) و مشکلات اجرا (2 زیرمضمون) را شامل می‌شود.

تاثیر رهبری کوانتومی برتعهد به تغییر از طریق کیفیت ارتباطات درک شده از تغییر وآمادگی برای تغییر

دوره 4، شماره 15، بهار 1397، صفحه 1-1

https://doi.org/10.22054/jrlat.2019.44651.1466

عباس قائدامینی هارونی، رضا ابراهیم زاده دستجردی، حمیرا عبدی، مهرداد صادقی ده چشمه

چکیده هدف این تحقیق بررسی تاثیر رهبری کوانتومی برتعهد به تغییر از طریق کیفیت ارتباطات درک شده از تغییر وآمادگی برای تغییر بود. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق حاضر را کلیه کارکنان شاغل دردانشگاه آزاد اسلامی واحداصفهان به تعداد1000تشکیل دادند که از طریق فرمول نمونه گیری کوکران تعداد 287 نفر به عنوان نمونه از طریق روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند ابزار پژوهش پرسشنامه استاندارد رهبری کوانتومی شلتون(2003) و پرسش نامه استاندارد تعهد به تغییر فدور و همکاران(2009) و پرسش نامه استاندارد ارتباطات درک شده از تغییر ارائه شده توسط میلر و مانگ(1985) و پرسش نامه استاندارد آمادگی بر تغییر ارائه شده توسط هولت و همکاران(2007) بودند روایی مورد تائید قرار گرفت و از سوی دیگرپایایی پرسش نامه ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب پرسشنامه رهبری کوانتومی (93/0) و پرسش نامه تعهد به تغییر(81/0) و پرسش نامه ارتباطات درک شده از تغییر(85/0) و پرسش نامه آمادگی بر تغییر(92/0) برآورد شد . تجزیه و تحلیل داده ها در سطح استنباطی مشتمل بر مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که رهبری کوانتومی از طریق آمادگی برای تغییر بر تعهد به تغییر تاثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تاثیر 39/0 می باشد ولی از طریق کیفیت رابطه بر تعهد به تغییر تاثیر معناداری ندارد همچنین تاثیر مستقیم بر تعهد به تغییر نیز معنادار نمی باشد.

تاثیر بدبینی سازمانی بررفتارهای انحرافی در محیط کاراز طریق سکوت سازمانی و رهبری مخرب(مورد مطالعه:دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان)

دوره 5، شماره 20، تابستان 1398، صفحه 1-38

https://doi.org/10.22054/jrlat.2021.47222.1490

رضا ابراهیم زاده دستجردی، عباس قائدامینی هارونی، علی رضا ابراهیم پور

چکیده هدف این تحقیق بررسی تأثیر بدبینی سازمانی بر رفتارهای انحرافی در محیط کار از طریق سکوت سازمانی و رهبری مخرب است. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری تحقیق حاضر را کلیه کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان به تعداد1000 تشکیل دادند که از طریق فرمول نمونه‌گیری کوکران تعداد 287 نفر به عنوان نمونه از طریق روش نمونه‌گیری طبقه‌ای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه استاندارد بدبینی سازمانی دین و همکاران (1998) و پرسشنامه استاندارد رفتارهای انحرافی در محیط کار بنت و رابینسون (2000) و پرسشنامه سکوت سازمانی واکولا و برادوس (2005) و پرسشنامه استاندارد رهبری مخرب گل‌پرور (1393) بودند که روایی پرسشنامه‌ها بر اساس روایی محتوایی با استفاده از نظر صاحب‌نظران، صوری بر مبنای دیدگاه تعدادی از جامعه آماری و سازه با روش تحلیل عاملی مورد بررسی قرار گرفتند و پس از اصطلاحات لازم روایی مورد تأیید قرار گرفت و از سوی دیگر پایایی پرسشنامه‌ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب (88/0)، (85/0)، (89/0) و (87/0) برآورد شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها در سطح استنباطی مشتمل بر مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که بدبینی سازمانی از طریق سکوت سازمانی بر رفتارهای انحرافی در محیط کار تأثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تأثیر (55/)0 است و از طریق رهبری مخرب بر رفتارهای انحرافی در محیط کار تأثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تأثیر 44/0 است و همچنین بدبینی سازمانی بر رفتارهای انحرافی در محیط کار تأثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تأثیر 88/0 است.

طراحی الگوی اعتبارسنجی و تضمین کیفیت برای نظام آموزش عالی ایران به شیوه‌ی نظریه‌ی زمینه‌ای

دوره 1، شماره 4، تابستان 1394، صفحه 21-53

https://doi.org/10.22054/jrlat.2015.4553

دکتر عباس عباس پور، محمد مجتبی زاده، دکتر حسن ملکی، دکتر مقصود فراست خواه

چکیده هدف اصلی این پژوهش واکاوی درک کنشگران اجتماع علمی از الگوی اعتبارسنجی نظام آموزش عالی کشور و طراحی الگوی اعتبارسنجی مناسب است. این پژوهش، ازنظر هدف، از نوع پژوهش­های توسعه­ای و به لحاظ روش،مبتنی بر نظریه زمینه­ایاست.بر اساس این روش، تلاش محققان بر آن بوده است تا به معانی، دیدگاه­ها و سازوکارهای ذهنی کنشگران آموزش عالی پی برده شوند. چهار ابزار اصلی گردآوری داده‌های این پژوهش مصاحبه، مشاهده، یادداشت­برداری و مرور اسناد بوده است. بر اساس روش‌شناسی زمینه‌ای، و با بررسی داده­های به‌دست‌آمده در مرحله­ی اول کدگذاری باز، 2027 مفهوم به دست آمد. داده­های مرحله­ی دوم کدگذاری باز، در قالب 1262 مفهوم و 157 مقوله­ی عمده طبقه­بندی شدند. در مرحله کدگذاری محوری، 25 مقوله هسته­ای تعیین شدند. در مرحله­ی کدگذاری انتخابی 25 مقوله­ی هسته­ای به سطح انتزاعی بالاتر ارتقاء داده شد و برحسب ویژگی­های شرایطی، تعاملی/فرایندی و پیامدی طبقه­بندی شد. در پایان، مقوله­ی گفتمان کیفیت، بیم و امید، را به‌عنوان اصلی­ترین و نهایی­ترین مقوله­ی هسته­ای انتخاب و بسط داده شدند. این پژوهش نشان می‌دهد، کیفیت مفهومی پیچیده و چندبعدی است. بر این پایه، توجه چندجانبه و کلی‌گرا نسبت به اعتبارسنجی و تضمین کیفیت نظام آموزش عالی ایران و دوری از نگاه جزیره­ای و جزء­گرا لازم است.

بررسی تأثیر رهبری اسلامی بر رفتارهای انحرافی در محیط کار از طریق اخلاق کار اسلامی و سرمایه اجتماعی

دوره 6، شماره 22، تابستان 1401، صفحه 69-99

https://doi.org/10.22054/jrlat.2022.53223.1539

عباس قائدامینی هارونی، رضا ابراهیم زاده دستجردی، مهرداد صادقی، مجید ماهرانی برزانی

چکیده هدف این پژوهش تعیین تأثیر رهبری اسلامی بر رفتارهای انحرافی در محیط کار از طریق اخلاق کار اسلامی و سرمایه اجتماعی (موردمطالعه: دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان)) است. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه کارکنان شاغل در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان به تعداد 1000 تشکیل دادند که از طریق فرمول نمونه‌گیری کوکران تعداد 287 نفر به‌عنوان نمونه از طریق روش نمونه‌گیری طبقه‌ای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه استاندارد رهبری اسلامی Khaliq Ahmad and Ogunsola (2011)، پرسشنامه استاندارد رفتارهای انحرافی در محیط کار Robinson and Bennett (2000) و پرسشنامه سرمایه اجتماعی  Nahapitogoshal(1998) و پرسشنامه استاندارد اخلاق کار- اسلامی Ali (1988) بود که روایی پرسشنامه‌ها بر اساس روایی محتوایی، صوری و سازه موردبررسی قرار گرفتند و پس از اصطلاحات لازم روایی مورد تأیید قرار گرفت و از سوی دیگر پایایی پرسشنامه‌ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 93/0، 91/0، 91/0 و 92/0 برآورد شد و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها در سطح استنباطی مشتمل بر مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که رهبری اسلامی از طریق اخلاق کار اسلامی بر رفتارهای انحرافی در محیط کار تأثیر منفی و معناداری دارد که ضریب این تأثیر 78/0- است و از طریق سرمایه اجتماعی بر رفتارهای انحرافی در محیط کار تأثیر منفی و معناداری دارد که ضریب این تأثیر 67/0- است و همچنین تأثیر مستقیم رهبری اسلامی بر رفتارهای انحرافی در محیط کار معنادار منفی ضریب این تأثیر 77/0- است.

نقش واسطه‌ای فرهنگ‌سازمانی و تسهیم دانش در رابطه رهبری تحوّلی و موفقیت برنامه‌ریزی منابع سازمان (ERP) در دانشگاه

دوره 1، شماره 1، پاییز 1393، صفحه 137-163

https://doi.org/10.22054/jrlat.2014.115

معصومه یگانه راد، مرتضی طاهری

چکیده سیستم برنامه‌ریزی منابع سازمان (ERP) در دانشگاه هرروز رو به گسترش است. یکی از عوامل کلیدی مؤثر بر موفقیت برنامه‌ریزی منابع سازمان، رهبران ارشد هستند. هرچند مطالعات گذشته از زوایای مختلف تأثیر رهبری بر موفقیت برنامه‌ریزی منابع سازمان را بررسی نموده‌اند، بااین‌حال، نقش رهبری تحول‌آفرین در موفقیت برنامه‌ریزی منابع سازمان دانشگاه مطالعه نشده است. هدف این پژوهش، تعیین نقش رهبری تحول‌آفرین در موفقیت برنامه‌ریزی منابع سازمان (ERP) در دانشگاه‌ بود. علاوه بر این، نقش واسطه‌ای فرهنگ‌سازمانی و تسهیم دانش در رابطه بین رهبری تحوّلی و موفقیت برنامه‌ریزی منابع سازمان بررسی شد. مدل پژوهش در دانشگاه علامه طباطبائی، دانشگاه علوم اقتصادی و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری آزمون شد. تحلیل همبستگی چند متغیره داده‌ها بر روی پرسشنامه‌های تکمیل‌شده 200 نفر از کارمندان انجام شد. نتایج تحلیل مسیر نشان داد رهبری تحوّل آفرین بر موفقیت برنامه‌ریزی منابع سازمان اثر مستقیم دارد، همچنین به‌واسطه فرهنگ‌سازمانی موجب موفقیت برنامه‌ریزی منابع سازمان می‌شود، بااین‌حال، اثر مستقیم رهبری تحوّلی بر تسهیم دانش آشکار معنی‌دار نبود. یافته‌های پژوهش نشان داد فرهنگ‌سازمانی و تسهیم دانش آشکار بر موفقیت برنامه‌ریزی منابع سازمان اثر مستقیم دارد و تسهیم دانش آشکار ERP ارتباط بین رهبری تحوّلی و موفقیت برنامه‌ریزی منابع سازمان را تعدیل می‌کند. نتایج این پژوهش دلالت‌هایی برای مدیران ارشد در جهت تسهیل فرهنگی مناسب به‌طوری‌که موجب توسعه تسهیم دانش ERP و رسیدن به بهبود سازمانی با استفاده از سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان شود، ارائه می‌دهد.

بررسی رابطه بین معنویت سازمانی و تعهد سازمانی کارکنان دانشگاه دانشگاه رازی کرمانشاه

دوره 1، شماره 2، زمستان 1393، صفحه 193-215

https://doi.org/10.22054/jrlat.2016.1060

احسان پروین، شراره محمدی، ناصر شیربگی، طاهره لطفی نژاد

چکیده معنویت در محیط کار، از مفاهیم جدیدی است که در سالهای اخیر در ادبیات مدیریت و کسب‌ و کار ظهور کرده است. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی رابطه معنویت سازمانی و تعهد سازمانی کارکنان دانشگاه رازی کرمانشاه می‌باشد. این مطالعه برحسب هدف از نوع کاربردی، ازنظر نحوه اجرا توصیفی و ازنظر آماری توصیفی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان دانشکاه رازی ( 500 نفر) که در نیمه اول سال 1393 مشغول به کار بودند. نمونه آماری با استفاده از جدول مورگان و با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس 200 نفر انتخاب شدند که به‌ کمک پرسشنامه ی معنویت سازمانی (شموس و دوچون، 2000 و میلیمن، 2003) و تعهد سازمانی (خان،2002) مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تجزیه ‌و تحلیل اطلاعات از روش‌های آمار توصیفی و استنباطی (t دو گروه مستقل، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام ‌به ‌گام) استفاده‌ شد. یافته‌ها نشان دهنده رابطه مثبت و معنادار بین ابعاد معنویت سازمانی و تعهد سازمانی می باشد و میانگین نمرات کلی معنویت سازمانی، همسو با اهداف سازمان می باشد و تعهد مداوم مردان بالاتر از زنان بود. بررسی سایر فرضیات نشانگر آن است که بین ابعاد معنویت سازمانی و تعهد سازمانی رابطه وجود دارد. طبق تحلیل رگرسیون ابعاد احساس همبستگی با همکاران و همسویی با اهداف سازمان از ابعاد معنویت سازمانی پیش‌بینی کننده مثبت تعهد عاطفی بودند و بعد احساس همبستگی با همکاران، تعهد مداوم را پیش‌بینی می‌کرد. نمرات کلی معنویت سازمانی هم پیش‌بینی کننده مثبتی برای تعهد هنجاری می باشد.

ابر واژگان