کاربرد هوش مصنوعی در رهبری آموزشی
صفحه 1-33
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.86040.1855
فاطمه اسدی، محمد نوری الموتی
چکیده پیشرفت در حوزه هوش مصنوعی، رهبری آموزشی را با فرصتها و چالشهایی مواجه کرده است و بهرهگیری مؤثر از این فناوری در سطح راهبردی با ابهامات مفهومی و پراکندگی در ادبیات همراه بود. هدف پژوهش، ارائه طبقهبندی مفهومی منسجمی از کاربردهای هوش مصنوعی در رهبری آموزشی بود. مطالعه با رویکرد مرور نظاممند و بر پایه طرح تحقیق کیفی - استقرایی انجام شد. جامعهپژوهش شامل کلیه مطالعات منتشرشده در حوزه هوش مصنوعی و رهبری آموزشی از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۵ بود و انتخاب منابع با استفاده از فلوچارت PRISMA در پایگاههای Scopus، ERIC و IEEE Xplore انجام شد که درنهایت ۳۲ منبع واجد شرایط برای تحلیل مضمون انتخاب گردید. پس از استخراج مضامین اولیه، اعتبارسنج بیرونی با مشارکت متخصصان انجام شد. یافتهها نشان دادند که کاربردهای هوش مصنوعی در رهبری آموزشی در ده حوزه متمایز قابلطبقهبندیاند: کارایی اجرایی، یادگیری شخصیسازیشده، بهبود شیوههای تدریس، تصمیمگیری و سیاستگذاری، خدمات پشتیبانی از دانشآموز، رهبری سازمانی و برنامهریزی راهبردی، نظارت بر مقررات، تعامل و ارتباط با جامعه، رهبری اخلاقمدار در هوش مصنوعی، و تنوع، عدالت و فراگیری. این حوزهها، ابعاد مختلف رهبری آموزشی را پوشش داده و ظرفیت فناوریهای هوش مصنوعی برای بهبود عملکرد سازمانی، تصمیمگیری دادهمحور، و تضمین عدالت آموزشی را برجسته ساختند. طبقهبندی ارائهشده، چارچوبی کاربردی برای مدیران، سیاستگذاران و توسعهدهندگان فناوری فراهم آورد تا استقرار هوش مصنوعی را در نظام آموزشی با نگاهی منسجم، اخلاقمحور و متناسب با بافت طراحی کنند. مطالعه حاضر، با سازماندهی مفهومی کاربردها، زمینه را برای طراحی برنامههای توسعه حرفهای و پژوهشهای آینده در رهبری آموزشی هوشمند فراهم کرد.
طراحی الگوی اهداف و محتوای برنامه درسی مهارتمحور در جهت رهبری نظام آموزشی ج.ا.ایران
صفحه 35-70
https://doi.org/10.22054/jrlat.2026.90736.1922
مریم کهساری، مریم صفری، محمدمهدی نادری، علی اصغر بیانی، حسن صائمی
چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی برنامه درسی مهارتمحور اخلاقمحور در جهت رهبری دوره متوسطه اول نظام آموزشی ایران به روش آمیخته (کیفی - کمی) اکتشافی - متوالی انجام شد. در مرحله کیفی، مصاحبه نیمهساختاریافته با ۱۲ متخصص برنامهریزی درسی و مدیریت آموزشی (نمونهگیری هدفمند تا اشباع نظری) صورت گرفت و دادهها با تحلیل مضمون در MAXQDA ۲۰۲۰ بررسی شد. در مرحله کمی، پرسشنامه ۵۶ گویهای بر اساس طیف لیکرت بر روی ۳۸۲ معلم و مدیر دوره متوسطه اول استان گلستان (نمونهگیری تصادفی طبقهای، فرمول کوکران) اجرا گردید و برازش مدل در Smart PLS تأیید شد و شاخص کلی برازش 854/0 GOF= در سطح قوی به دست آمد. یافتهها نشان داد الگوی پیشنهادی در پنج بعد ضرورت، اهداف، محتوا، روشهای یاددهی - یادگیری و ارزشیابی از اجماع بسیار بالایی برخوردار است؛ بهویژه اجماع ۱۰۰ درصدی بر پرورش مهارت حل مسئله، آمادهسازی برای زندگی واقعی، افزایش انگیزه، یادگیری پروژهمحور و گروهی، استفاده از فناوری، ارزیابی عملکردی، بازخورد مستمر، محتوای انعطافپذیر و همراستایی کامل با نیازهای جامعه. این الگو با تأکید بر مهارتهای زندگی و نرم، ارزشهای اخلاقی، فعالیتهای عملی و کشف استعدادها، دانشآموزان را به شهروندانی مسئول، خلاق و خودباور تبدیل کرده و شکاف آموزش سنتی با زندگی واقعی را بهطور مؤثر کاهش میدهد.
توسعۀ منابع انسانی در سازمان های آموزشی مبتنی بر رویکرد خودرهبری
صفحه 71-101
https://doi.org/10.22054/jrlat.2026.90312.1916
فاطمه طاهری
چکیده در دنیای امروزِ پرتحول، سازمانها برای سازگاری با تغییرات و فناوریهای نوین، به راهبردهایی نیاز دارند که علاوه بر انعطافپذیری، قابلیت خودرهبری کارکنان را تقویت کند. هدف پژوهش فعلی بررسی توسعۀ منابع انسانی از طریق خودرهبری است. روش پژوهش، کیفی با راهبرد تحلیل مضمون است. نمونۀ آماری 14 نفر از خبرگان حوزه مدیریت منابع انسانی دانشگاههای دولتی و مراکز آموزشی استان تهران با اشراف اطلاعاتی نسبت به موضوع بهصورت تئوریک و دارای سوابق اجرایی و تجربه مدیریت منابع انسانی در عمل هستند که با روش نمونهگیری هدفمند از نوع گلولهبرفی انتخاب شدند. معیار اطمینان از کفایت تعداد نمونه آماری، اشباع نظری حاصل شده است. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه نیمهساختاریافته است. روش تحلیل دادهها بر اساس تحلیل مضمون طی سه مرحله مفهوم پردازی، مقولهپردازی فرعی و مقولهپردازی اصلی است. بر اساس یافتهها، اتخاذ رویکرد خودرهبری با چهار مضمون اصلی مشتمل بر آموزش و توسعۀ فردی، توسعۀ مسیر شغلی، توسعه رفتارهای مثبت فردی و توسعۀ سازمانی در توسعۀ منابع انسانی در دو سطح فردی و سازمانی نقش ایفا میکند. برای اطمینان از استمرار و تداوم ایفای نقش خودرهبری کارکنان، مضمون پنجم با عنوان حمایت سیستمی و سازمانی از استراتژیهای خودرهبری احصا گردید. یافتهها حاکی از آن است که رویکرد خودرهبری با تمرکز بر توسعۀ فردی و سازمانی، نقشه راهی اثربخش برای توسعۀ منابع انسانی در عصر تحولات پرشتاب فراهم میکنند. بااینحال، تداوم موفقیت این راهبرد، مستلزم پشتیبانی و حمایت همهجانبه سیستمهای سازمانی است.
پویاییهای قدرت جنسیتی شده در حریمشکنیهای دانشگاهی: در جستجوی نقش نوین رهبران آموزش عالی
صفحه 103-138
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.79839.1747
شلاله معراجی اسکوئی، عباس عباس پور، علی دلاور، عباس طلوعی اشلقی
چکیده حریمشکنی به نگرش، رفتار و یا شرایط غیرهنجارمند اشاره دارد. یکی از انواع آن، آزار جنسی در محیط کار است که خود، شکلی از تبعیض جنسیتی محسوب میشود. ازآنجاییکه پژوهشهای انجامشده در داخل کشور، کمتر به موضوع حریمشکنی جنسی اعضای هیئتعلمی پرداختهاند، مطالعه ادبیات جهانی موجود میتواند به ایجاد آگاهی بیشتر در رهبران دانشگاهها، اساتید و دانشجویان یاری رساند. مقاله حاضر، با اتخاذ رویکرد «پویاییهای قدرت جنسیتی شده»، و انجام روششناسی «ترکیب مضمون» بر 14 پژوهش اولیه انتخابشده، به دنبال پاسخ به این پرسشها بود که اعضای هیئتعلمی مرتکب حریمشکنیهای جنسی چه ویژگیها و انگیزههایی دارند؛ و ویژگیهای قربانیان آنها و عواقب قربانی شدن چه هستند؟ یافتههای پژوهش حاضر، ویژگیهای حریمشکنان و انگیزههای آنها، و ویژگیهای قربانیان و رفتارهایی که پس از قربانی شدن از خود نشان میدهند را در بستر پویاییهای قدرت جنسیتی شده، ارائه نموده است. سیاستگذاران، قانونگذاران و رهبران دانشگاهی میتوانند با بهرهگیری از این یافتهها، درک بهتر و گستردهتری از پدیده حریمشکنی جنسی اعضای هیئتعلمی کسب نموده و زمینههایی را که نیاز به اقدام فوری یا بازنگری دارند، تشخیص دهند.
توانمندسازی رهبری مسئولیتپذیر میان مدیران مدرسه؛ برساخت راهبردهای حرفهای
صفحه 139-184
https://doi.org/10.22054/jrlat.2026.86148.1861
مهدی صالحی، امیرحسن نجفی
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین راهبردهای حرفهای مدیران مدارس در جهت تحقق رهبری مسئولیتپذیر در بستر آموزشوپرورش ایران انجام شده است. این مطالعه با بهرهگیری از رویکرد کیفی و راهبرد نظریهپردازی دادهبنیاد، بر مبنای رهیافت سازندهگرای چارمز صورت گرفته است. مشارکتکنندگان پژوهش شامل ۱۲ نفر از مدیران مدارس دولتی ابتدایی، متوسطه اول و دوم شهر کرمانشاه بودند که با روش نمونهگیری هدفمند و بر پایه معیارهای تخصصی و تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری و با استفاده از روش کدگذاری سهمرحلهای (باز، محوری و انتخابی) تحلیل گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که راهبردهای حرفهای مدیران برای رهبری مسئولیتپذیر در چهار مقوله اصلی قابلاحصا هستند: فرهنگ مشارکتپذیری (شامل برگزاری شوراها، تفویض اختیار، مشارکت معلمان)، ارتباط حسنه مبتنی بر اعتماد (ازجمله گوشدادن فعال، همدلی، بازخورد سازنده)، تابآوری در برابر مشکلات (شامل پذیرش تفاوتها و مقاومت در برابر مداخلات بیرونی) و رهبری مبتنی بر رشد اخلاقی و حرفهای. این راهبردها بر نقش مدیر بهعنوان پرورندة مسئولیتپذیر، شنونده فعال، و رهبر مشارکتی تأکید دارند و میتوانند زمینهساز بازسازی اعتماد، تقویت عدالت آموزشی و بهبود فضای انسانی مدرسه باشند.
فرا ترکیب چالش ها و فرصت های رهبری زنان در مدیریت مدارس
صفحه 185-203
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.83388.1816
فرانک موسوی
چکیده این پژوهش به بررسی فرا ترکیب رهبری زنان در مدارس و شناسایی چالشها و فرصتهای پیشروی آنها میپردازد. با توجه به نقش کلیدی زنان در سیستمهای آموزشی، درک عوامل مؤثر بر رهبری آنها بهویژه در زمینههای فرهنگی، اجتماعی و سازمانی از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف این تحقیق تحلیل و بررسی نتایج مطالعات پیشین درباره رهبری زنان در مدارس بهمنظور شناسایی الگوها و روندهای مشترک در چالشها و فرصتهاست. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی مقالات منتشر شده در پایگاههای داده علمی معتبر در حوزه رهبری زنان و آموزش است که بین سالهای 2010 تا 2023 منتشر شدهاند. نمونه آماری با استفاده از روش هدفمند از میان 50 مقاله مرتبط انتخاب شده است. ابزارهای جمعآوری دادهها شامل چکلیستهای کدگذاری و نرمافزارهای تحلیل دادههای کیفی بودهاند که به تجزیه و تحلیل دادهها کمک کردهاند. نتایج این تحقیق نشان میدهد که زنان در موقعیتهای رهبری با موانع قابل توجهی مانند نابرابریهای جنسیتی، فشارهای فرهنگی و کمبود حمایتهای اجتماعی مواجه هستند که این عوامل بر عملکرد و پیشرفت آنها تأثیر میگذارند. بهعلاوه، فرصتهایی مانند توانمندیهای بالقوه زنان در ایجاد تغییرات مثبت در محیطهای آموزشی و بهبود کیفیت یادگیری دانشآموزان شناسایی شده است. در نهایت، این پژوهش بهعنوان یک منبع علمی میتواند به سیاستگذاران و دستاندرکاران آموزش و پرورش کمک کند تا با شناسایی و کاهش موانع، زمینههای بهتری برای رهبری زنان در مدارس فراهم آورند و از توانمندیهای آنها به نحو مؤثرتری بهرهبرداری کنند.
شناسایی عوامل مؤثر در ارزیابی هوشمند عملکرد مدیران مدارس: یک مطالعهی فراترکیب
صفحه 205-230
https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.81581.1778
فرانک توکلی فر، علی خورسندی طاسکوه، حمید رحیمیان، محمد تقی تقوی فرد، عنایت الله زمان پور
چکیده ارزیابی عملکرد مدیران مدارس یکی از عوامل کلیدی در روند توسعه و اصلاحات آموزشی است، عملکرد مدیریت مدارس بهشدت متأثر از امکانات و ابزارهای هوشمند است. هدف اصلی این پژوهش، مفهومسازی و شناسایی مؤلفههای ارزیابی هوشمند عملکرد مدیران مدارس بوده است. روش این پژوهش از حیث گردآوری داده، کیفی و از حیث نتیجه، کاربردی بوده است. برای گردآوری داده و اطلاعات در بخش کیفی از روش فراترکیب و از الگوی هفتمرحلهای سندلوسکی و باروسو (2006) استفاده شد. ‘برای شناسایی و گردآوری منابع علمی معتبر، از پایگاههای علمی داخلی و بینالمللی استفاده شد. از میان منابع موردنظر با راهبرد جستجوی هدفمند، مقالات نهایی انتخاب و مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند. با ترکیب محتوا و ادبیات مربوط، کدها و مقولهها و مفاهیم کلیدی استخراج، تحلیل و اعتبار آنها از طریق محاسبه ضریب کاپای کوهن تأیید شد. نتایج نشان داد، مهمترین عوامل شناختهشده در ارزیابی هوشمند عملکرد مدیران مدارس شامل: ابزارها و روشها، محدودیتها و الزامات، مؤلفههای قابلارزیابی توسط ابزارهای هوشمند، عوامل مؤثر درنتیجة حاصل از ارزیابی هوشمند، مراحل اجرای ارزیابی هوشمند عملکرد، مزایای ارزیابی هوشمند عملکرد و تفاوت ارزیابی هوشمند عملکرد با ارزیابی سنتی بودند. شناسایی ابعاد و مؤلفههای ارزیابی هوشمند عملکرد مدیران مدارس میتواند بهعنوان یک منبع ارزشمند در تدوین، توسعه و اجرای سیاستهای ارزیابی و مدیریت در مدارس ایران توسط سیاستگذاران حوزه آموزش مورداستفاده قرار گیرد.
تأملی بر بازدارندههای ریشهای اشتغال دانشآموختگان دانشگاهی بهمنظور رهبری و سیاستگذاری مطلوب آموزشی
صفحه 231-264
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.84107.1825
هدا نجف پور، احسان پروین، بیژن رضایی
چکیده پژوهش حاضر با هدف تأملی بر بازدارندههای ریشهای اشتغال دانشآموختگان دانشگاهی منظور رهبری و سیاستگذاری مطلوب آموزشی انجام شد. برای این منظور از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده شد. مشارکتکنندگان در پژوهش شامل خبرگان دانشگاهی و پژوهشگاهی با سوابق انجام پژوهشهای مرتبط به موضوع پژوهش بودند که با استفاده از روش هدفمند از نوع گلولهبرفی و با درنظرگرفتن اشباع نظری در یافتهها تعداد 16 نفر انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها، پژوهشگران از ابزار مصاحبه نیمهساختاریافته استفاده کردند و برای تحلیل دادههای بهدستآمده از مصاحبهها، از روش تحلیل محتوا باتکیهبر تکنیک استقرایی مبتنی بر الگوی گرانهایم و لاندمن (2004) استفاده شد. یافتههای بهدستآمده، حاکی از آن بود که آسیبهای ریشهای اشتغال فارغالتحصیلان آموزش عالی ایران درگرو مبتنی نبودن برنامهها و محتواهای آموزشی و درسی دانشگاهها با نیازها و مهارتهای واقعی صنعت، جامعه و بازار کار در حوزههای مختلف، مبتنی نبودن برنامهها و محتواهای آموزشی و درسی دانشگاهها با نیازها و مهارتهای واقعی صنعت، جامعه و بازار کار در حوزههای مختلف، نامتناسب بودن سطوح عرضه و تقاضای دانشآموختگان با نیازهای کشور، دانشبنیان و دانشبر نبودن اقتصاد، صنایع و بازار کشور، حاکمیت فرهنگ مدرکگرایی در آموزش و اشتغال کشور و فقدان فرهنگ کارآفرینی و آموزش کارآفرینی مناسب در بین فارغالتحصیلان دانشگاهها است. پژوهش حاضر دربردارنده سه مفهوم اساسی بود: اول اینکه یکی از دلایل اصلی بیکاری فارغالتحصیلان دانشگاهی در ایران شکاف بین تحصیلات آکادمیک و مهارتهای موردنیاز بازار کار است. دوم اینکه تعامل مطلوب با بازار کار حلقه مفقوده مدیریت نظام دانشگاهی ایران محسوب میشود. ثالثاً، فرایند آموزش آکادمیک در ایران بیش از آنکه بر پیوند تئوری و عملی و آموزش مهارتی تأکید کند، مبتنی بر نظریههای علمی است.
ساخت و رواسازی پرسشنامه قلدری سازمانی در مراکز درمانی -آموزشی
صفحه 265-290
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.81788.1780
علی تقی نیا، حمدالله حبیبی، صادق ملکی آوارسین، زرین دانشور هریس
چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر، ساخت و رواسازی پرسشنامه قلدری سازمانی در مراکز درمانی - آموزشی بود. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و روش انجام پژوهش پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه پزشکان، پرستاران و کارمندان شاغل در مراکز آموزشی و درمانی تبریز در سال 1401 بودند. نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس به تعداد 250 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی صوری آن توسط 4 نفر از خبرگان حوزه سنجش و اندازهگیری تائید شد و پایایی ابزار از طریق ضریب آلفای کرونباخ 95/. محاسبه شد. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از تحلیل عاملی اکتشافی و تائیدی و نرمافزار spss و Amos استفاده شد. نتایج نشان داد که پرسشنامه قلدری سازمانی شامل 6 مؤلفه اعمال قدرت یکجانبه، تبعیض، مدیریت منابع انسانی نامرتبط، سوءاستفاده از موقعیت شغلی و اجرای ضعیف قانون، مدیریت مبتنی بر ترس و تحمیل بارکاری اضافی بود و 72/. متغیر قلدری سازمانی را تبیین میکند. نتایج این تحقیق میتواند در تدوین آییننامهای جهت پیشگیری از پدیده قلدری در سازمانهای آموزشی و درمانی کاربرد داشته باشد.
مرور نیمه نظاممند شایستگی دانشآموختگان؛ پیوند آموزش عالی با نیازهای صنعت، کارآفرینی و کسبوکار
صفحه 291-335
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.87883.1884
شبنم زرجو، سید محمد مقیمی، حمیدرضا یزدانی، ندا محمد اسمعیلی
چکیده دانشگاه و مؤسسات آموزش عالی نقش محوری در رهبری آموزشی و پرورش دانشآموختگان شایسته دارند و یکی از ارکان اصلی در ارتباط با بازار و کارفرمایان محسوب میشود، ازاینرو با ایفای نقش اثربخش میتوانند پاسخگوی کسب کار در دنیای آشفته کنونی باشند، بنابراین هدف از پژوهش حاضر مرور و تحلیل دستاورد مطالعاتی است که در این زمینه توسط سایر محققان صورت پذیرفته است، در پژوهش حاضر، از روش مرور نیمه نظاممند بهعنوان رویکردی نوآورانه برای بررسی اسناد و مطالعات مرتبط استفاده شده است. این روش در زمره پژوهشهای کیفی قرار میگیرد. یافتهها از طریق مرور مقالات منتشرشده در بازه زمانی ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ در مجلات دارای چارکهای ۱ و ۲ به دست آمده است. برای ارزیابی اعتبار مقالات از چکلیست CASP استفاده گردید و فرایند غربالگری مقالات با بهرهگیری از نمودار پریزما انجام شد. جستجوی نظاممند با استفاده از عملگرهای بولی در پایگاهداده اسکوپوس صورت پذیرفت. ازجمله نوآوریهای این پژوهش، توجه به شاخص تأثیر استنادی وزنی نسبت به حوزه (FWCI) برای نخستینبار در تحلیلهای مرتبط است. یافتههای پژوهش حاکی از هفت عنصر اصلی است، مضامین اصلی، شامل شایستگیهای فردی، ارتباطی، شناختی، مدیریتی، فنی، حرفهای و دیجیتالی است، هر یک از این مضامین اصلی، مجموعهای از مضامین فرعی (24) و شاخصهای جزئیتر (36) را در برمیگیرد که بهصورت یکپارچه، شایستگی دانشآموختگان را تعریف میکنند، همچنین دستاورد ویژه پژوهش حاضر تحلیل شکاف پژوهش، میزان مشارکت کشورهای مختلف و موضوعات جدید در ارتباط با شایستگی دانشآموختگان با استفاده از زبان برنامهنویسی R است، که بهصورت کامل در بخش یافتههای پژوهش موردبحث قرار گرفته است.
