موضوعات = رفتار و روابط انسانی در سازمان های آموزشی
رفتار و روابط انسانی در سازمان های آموزشی

ساخت و رواسازی پرسش‌نامه قلدری سازمانی در مراکز درمانی -آموزشی

دوره 10، شماره 38، تابستان 1405، صفحه 265-290

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.81788.1780

علی تقی نیا، حمدالله حبیبی، صادق ملکی آوارسین، زرین دانشور هریس

چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر، ساخت و رواسازی پرسش‌نامه قلدری سازمانی در مراکز درمانی - آموزشی بود. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و روش انجام پژوهش پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه پزشکان، پرستاران و کارمندان شاغل در مراکز آموزشی و درمانی تبریز در سال 1401 بودند. نمونه آماری با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس به تعداد 250 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسش‌نامه محقق ساخته بود که روایی صوری آن توسط 4 نفر از خبرگان حوزه سنجش و اندازه‌گیری تائید شد و پایایی ابزار از طریق ضریب آلفای کرونباخ 95/. محاسبه شد. جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از تحلیل عاملی اکتشافی و تائیدی و نرم‌افزار spss و Amos استفاده شد. نتایج نشان داد که پرسش‌نامه قلدری سازمانی شامل 6 مؤلفه اعمال قدرت یک‌جانبه، تبعیض، مدیریت منابع انسانی نامرتبط، سوءاستفاده از موقعیت شغلی و اجرای ضعیف قانون، مدیریت مبتنی بر ترس و تحمیل بارکاری اضافی بود و 72/. متغیر قلدری سازمانی را تبیین می‌کند. نتایج این تحقیق می‌تواند در تدوین آیین‌نامه‌ای جهت پیشگیری از پدیده قلدری در سازمان‌های آموزشی و درمانی کاربرد داشته باشد.

رفتار و روابط انسانی در سازمان های آموزشی

ارتباط میان سطح استرس و خستگی عاطفی با توانایی مدیریت کلاس در دانشجو معلمان

دوره 10، شماره 37، بهار 1405، صفحه 267-293

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.85796.1850

محمد موسی شعبانیان، رضا زعیمی، سامی رشیدی

چکیده مدیریت کلاس از مهارت‌های اساسی معلمان است که تحت تأثیر عوامل روان‌شناختی نظیر استرس و خستگی عاطفی قرار می‌گیرد. شناخت این روابط می‌تواند به بهبود برنامه‌های تربیت‌معلم کمک کند. این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین استرس ادراک‌شده و خستگی عاطفی با توانایی مدیریت کلاس در دانشجومعلمان انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه آماری آن شامل کلیه دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان پردیس امام علی (ع) استان گیلان در سال ۱۴۰۳ بود. نمونه شامل ۱۸۰ نفر بود که پرسشنامه به روش تصادفی ساده میان آن‌ها پخش شد. برای گردآوری داده‌ها از پرسش‌نامه سبک مدیریت کلاس یزدی و عالی (۱۳۹۲)، پرسش‌نامه استرس ادراک‌شده کوهن، کامارک و مرملشتاین (۱۹۸۳) و زیرمقیاس خستگی عاطفی پرسش‌نامه فرسودگی شغلی ماسلاچ و جکسون (۱۹۸۱) استفاده شد. داده‌ها با استفاده از آزمون همبستگی اسپیرمن تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین استرس ادراک‌شده و توانایی مدیریت کلاس رابطه معناداری وجود نداشت، اما بین خستگی عاطفی و مدیریت کلاس رابطه منفی معناداری مشاهده شد. این یافته‌ها نشان داد که خستگی عاطفی نسبت به استرس ادراک‌شده نقش مؤثرتری در تضعیف توانمندی‌های مدیریتی دارد و پیشنهاد می‌شود در دوره‌های تربیت‌معلم، کارگاه‌های حمایت روان‌شناختی و تنظیم هیجان برای تقویت منابع عاطفی دانشجومعلمان گنجانده شود.

رفتار و روابط انسانی در سازمان های آموزشی

تحلیل ساختاری نقش میانجی گرانه چرخش شغلی معلمان در تبیین رفتارهای فرانقشی بر اساس رهبری مبتنی بر آگاهی هیجانی

دوره 9، شماره 36، زمستان 1404، صفحه 173-197

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.83722.1819

افشین افضلی، پروانه محمدی، احمد عزیزی، محسن احمدی

چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختاری نقش میانجیگرانه چرخش شغلی معلمان در تبیین رفتارهای فرانقشی بر اساس رهبری مبتنی بر آگاهی هیجانی آنان انجام شده است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی با هدف مدل‌سازی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان دوره اول و دوم ابتدایی ناحیه دو شهر کرمانشاه بود که جهت نمونهگیری از روش خوشهای تصادفی استفاده شد و 285 نفر از آن‌ها انتخاب شدند. ابزار جمعآوری اطلاعات پژوهش عبارت بود از سه پرسشنامه استاندارد رهبری مبتنی بر آگاهی هیجانی (2013)، چرخش شغلی (2006) و رفتارهای فرانقشی (2011). پایایی ابزار با تکنیک آلفای کرونباخ تعیین شد و مقدار پایایی به ترتیب برای رهبری مبتنی بر آگاهی هیجانی 78/0، چرخش شغلی 81/0 و رفتارهای فرانقشی 73/0 گزارش شد. اطلاعات پژوهش پس از گردآوری توسط افزارهای آماری LISREL10.30 و SSPS25 تحلیل شدند. نتایج تجزیه‌وتحلیل داده‌ها بیان‌کننده آن بود که: رابطه رهبری مبتنی بر آگاهی هیجانی با چرخش شغلی و رفتارهای فرانقشی مثبت و معنادار است؛ رابطه چرخش شغلی با رفتارهای فرانقشی مثبت و معنادار بود؛ همچنین نقش میانجی چرخش شغلی در ارتباط بین رهبری مبتنی بر آگاهی هیجانی و رفتارهای فرانقشی مثبت و معنادار است. به نظر می‌رسد از عوامل اثرگذار بر رفتارهای فرانقشی معلمان می‌تواند رهبری مبتنی بر آگاهی هیجانی و چرخش شغلی باشد.

رفتار و روابط انسانی در سازمان های آموزشی

ارائه مدل ساختاری عوامل مؤثر بر فرسودگی شغلی معلمان ابتدایی

دوره 9، شماره 35، پاییز 1404، صفحه 157-185

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.82725.1801

رضا محمدی، اکبر خرسندی یامچی

چکیده هدف این پژوهش شناسایی الگوی روابط ساختاری عوامل مؤثر بر فرسودگی شغلی معلمان ابتدایی شهرستان‏های استان تهران بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است که به شیوۀ معادلات ساختاری صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان ابتدایی شهرستان‏های استان تهران بودند که از بین آن‌ها 1147 نفر با استفاده از روش نمونه‏گیری خوشه‏ای چندمرحله‏ای به‌عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. جهت گردآوری داده‏ها از پرسشنامه محقق‏ساخته عوامل مؤثر بر فرسودگی شغلی معلمان استفاده شد که روایی محتوایی پرسشنامه‏ها توسط متخصصان تأیید و پایایی آن نیز بر اساس روش آلفای کرونباخ 763/0 برآورد شد. جهت تحلیل داده‌های پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری استفاده شد. یافته‏های پژوهش حاکی از آن است که بین عوامل سازمانی، عوامل شغلی و عوامل فردی با ابعاد فرسودگی شغلی در سطح معناداری 01/0 رابطه منفی و معنادار وجود دارد. تحلیل‏های معادلات ساختاری نیز نشان داد که عوامل شغلی در رابطه بین عوامل سازمانی با فرسودگی شغلی، و در رابطه بین عوامل فردی با فرسودگی شغلی نقش میانجی را به‏خوبی ایفاء می‏کند.

رفتار و روابط انسانی در سازمان های آموزشی

تأثیر رهبری آموزشی مبتنی بر هوش هیجانی بر خودکنترلی و شیوه مدیریت کلاس در معلمان مقطع ابتدایی

دوره 9، شماره 34، تابستان 1404، صفحه 201-222

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.83495.1817

مجتبی شریفی درآمدی، حسن اسدزاده

چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر رهبری آموزشی مبتنی بر هوش هیجانی بر خودکنترلی و شیوه مدیریت کلاس در معلمان مقطع ابتدایی بود. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه معلمان مقطع ابتدایی شهر تهران تشکیل دادند که در خودکنترلی و مدیریت کلاس درس دچار ضعف بودند و سابقه خشونت علیه دانش‌آموزان را داشتند و در 6 ماه نخست سال 1403 به مراکز مشاوره و اصلاح رفتار مراجعه کرده بودند. حجم نمونه بر اساس معیارهای ورود به تحقیق 14 نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی به دو گروه هفت نفره آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه‌ای برنامه رهبری آموزشی مبتنی بر هوش هیجانی بر اساس مدل مایر و سالووی (2004) را دریافت کردند و گروه کنترل در این مدت هیچ آموزشی دریافت نکرد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه خودکنترلی گراسمیک و همکاران (1993) و پرسشنامه شیوه مدیریت کلاس امین یزدی و عالی (1387) بود. به‌منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از روش آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که در گروه آزمایش تغییر معناداری (P=0/001 و E=0/37) در خودکنترلی نسبت به گروه کنترل به وجود آمده است اما در شیوه مدیریت کلاس تغییر معناداری ملاحظه نشد. بر اساس داده‌های حاصل از پژوهش می‌توان نتیجه گرفت برنامه رهبری آموزشی مبتنی بر هوش هیجانی بر بهبود خودکنترلی در معلمان مقطع ابتدایی مؤثر بوده اما در شیوه مدیریت کلاس توسط ایشان تأثیر معنادار نداشته است.

رفتار و روابط انسانی در سازمان های آموزشی

تبیین سکوت سازمانی معلمان بر اساس بدبینی سازمانی با نقش میانجی فلات‏ زدگی شغلی

دوره 9، شماره 34، تابستان 1404، صفحه 247-276

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.82876.1805

آزاد الله کرمی، غفار کریمیانپور، فریبا درتاج

چکیده سکوت سازمانی به‌عنوان یکی از مسائل مهم در محیط‌های آموزشی، می‌تواند مانعی بر سر راه تعاملات مؤثر و پیشرفت سازمان باشد. این پژوهش باهدف بررسی تأثیر بدبینی سازمانی بر سکوت سازمانی معلمان و نقش میانجی فلات شغلی در این ‌رابطه انجام شد. روش اجرای پژوهش توصیفی از نوع همبستگی به روش معادلات ساختاری (SEM) بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی معلمان مقطع متوسطه اول و دوم شهرستان ثلاث باباجانی بود که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان و به روش تصادفی طبقه‌ای تعداد 200 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسش‌نامه فلات‏زدگی شغلی آلن و همکاران (2004)، بدبینی سازمانی دین و همکاران (1998) و سکوت سازمانی دینه و همکاران (2003) استفاده شد. روایی محتوایی و صوری پرسش‌نامه‌ها توسط خبرگان تأیید شد و پایایی آن‌ها با استفاده از آلفای کرونباخ موردسنجش قرار گرفت. نتایج تجزیه‌وتحلیل داده‌ها نشان داد که بدبینی سازمانی بر سکوت سازمانی اثر مستقیم دارد. همچنین، فلات‏زدگی شغلی بر سکوت سازمانی و بدبینی سازمانی بر فلات‏زدگی شغلی اثرگذار است. علاوه بر این، بدبینی سازمانی از طریق فلات‏ زدگی شغلی بر سکوت سازمانی اثر غیرمستقیم دارد. نتایج این مطالعه نشان می‌دهند که بدبینی سازمانی معلمان بر سکوت سازمانی تأثیر مستقیم دارد و از طریق فلات‏زدگی شغلی این اثر را تشدید می‌کند. بر اساس این یافته‌ها، پیشنهاد می‌شود مدیران با کاهش عوامل مرتبط با بدبینی سازمانی و فلات‏زدگی شغلی، به کاهش سکوت سازمانی در محیط‌های آموزشی کمک کنند.