رهبری در سازمان های آموزشی
سیامک صادقی؛ سیروس قنبری
چکیده
این پژوهش با هدف بررسی نقش رهبری یادگیریمحور در اضطراب تدریس با میانجیگری اشتیاق معلم در بین معلمان مدارس دوره ابتدایی استان کردستان انجام شد. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرا، همبستگی (از نوع مدلیابی معادلات ساختاری) بود. جامعه آماری پژوهش معلمان مدارس دوره ابتدایی استان کردستان به تعداد 6328 در سال تحصیلی 1403-1402 ...
بیشتر
این پژوهش با هدف بررسی نقش رهبری یادگیریمحور در اضطراب تدریس با میانجیگری اشتیاق معلم در بین معلمان مدارس دوره ابتدایی استان کردستان انجام شد. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرا، همبستگی (از نوع مدلیابی معادلات ساختاری) بود. جامعه آماری پژوهش معلمان مدارس دوره ابتدایی استان کردستان به تعداد 6328 در سال تحصیلی 1403-1402 بود که تعداد 362 نفر به روش طبقهای- نسبتی و با توجه به طبقات جامعه پژوهش (منطقه، شهرستان و جنسیت) انتخاب شد. دادهها با استفاده از پرسشنامههای رهبری یادگیریمحور لیو و همکاران (2016)، اضطراب تدریس هارت (1987) و اشتیاق معلم کانتر و همکاران (2011) گردآوری شد. دادههای بهدست آمده با روشهای آماری توصیفی و استنباطی (آزمون همبستگی پیرسون و مدلیابی معادلات ساختاری) تحلیل شد. یافتهها نشان داد؛ رهبری یادگیریمحور بر اضطراب تدریس تأثیر مستقیم، منفی و معنادار دارد (01/0P< ). رهبری یادگیریمحور بر اشتیاق معلم تأثیر مستقیم، مثبت و معنادار دارد (01/0P< ). اشتیاق معلم بر اضطراب تدریس تأثیر مستقیم، منفی و معنادار دارد (01/0P< ). همچنین اشتیاق معلم در رابطه رهبری یادگیریمحور با اضطراب تدریس نقش میانجی دارد (01/0P< ). در نتیجه با کاربرد رهبری یادگیریمحور در مدارس و بهبود اشتیاق در معلمان، میتوان اضطراب تدریس را در معلمان دوره ابتدایی کاهش داده و بخشی از آسیبهای روانشناختی آنان را رفع کرد.
رهبری در سازمان های آموزشی
فاطمه اسدی؛ محمد نوری الموتی
چکیده
پیشرفت در حوزه هوش مصنوعی، رهبری آموزشی را با فرصتها و چالشهایی مواجه کرده است و بهرهگیری مؤثر از این فناوری در سطح راهبردی با ابهامات مفهومی و پراکندگی در ادبیات همراه بود. هدف پژوهش، ارائه طبقهبندی مفهومی منسجمی از کاربردهای هوش مصنوعی در رهبری آموزشی بود. مطالعه با رویکرد مرور نظاممند و بر پایه طرح تحقیق کیفی- استقرایی ...
بیشتر
پیشرفت در حوزه هوش مصنوعی، رهبری آموزشی را با فرصتها و چالشهایی مواجه کرده است و بهرهگیری مؤثر از این فناوری در سطح راهبردی با ابهامات مفهومی و پراکندگی در ادبیات همراه بود. هدف پژوهش، ارائه طبقهبندی مفهومی منسجمی از کاربردهای هوش مصنوعی در رهبری آموزشی بود. مطالعه با رویکرد مرور نظاممند و بر پایه طرح تحقیق کیفی- استقرایی انجام شد. جامعه پژوهش شامل کلیه مطالعات منتشرشده در حوزه هوش مصنوعی و رهبری آموزشی از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۵ بود و انتخاب منابع با استفاده از فلوچارت PRISMA در پایگاههایScopus ، ERIC و IEEE Xplore انجام شد که در نهایت ۳۲ منبع واجد شرایط برای تحلیل مضمون انتخاب گردید. اعتبارسنج بیرونی نیز با مشارکت متخصصان انجام شد. یافتهها نشان دادند که کاربردهای هوش مصنوعی در رهبری آموزشی در ده حوزه متمایز قابل طبقهبندیاند: کارایی اجرایی، یادگیری شخصیسازیشده، بهبود شیوههای تدریس، تصمیمگیری و سیاستگذاری، خدمات پشتیبانی از دانشآموز، رهبری سازمانی و برنامهریزی راهبردی، نظارت بر مقررات، تعامل و ارتباط با جامعه، رهبری اخلاقمدار در هوش مصنوعی، و تنوع، عدالت و فراگیری. این حوزهها، ابعاد مختلف رهبری آموزشی را پوشش داده و ظرفیت فناوریهای هوش مصنوعی برای بهبود عملکرد سازمانی، تصمیمگیری دادهمحور، و تضمین عدالت آموزشی را برجسته ساختند. طبقهبندی ارائهشده، چارچوبی کاربردی برای مدیران، سیاستگذاران و توسعهدهندگان فناوری فراهم آورد تا استقرار هوش مصنوعی را در نظام آموزشی با نگاهی منسجم، اخلاقمحور و متناسب با بافت طراحی کنند. مطالعه حاضر، با سازماندهی مفهومی کاربردها، زمینه را برای طراحی برنامههای توسعه حرفهای و پژوهشهای آینده در رهبری آموزشی هوشمند فراهم کرد.
رهبری در سازمان های آموزشی
ابراهیم داودی؛ رامین نجفی
چکیده
از آنجایی که اهمالکاری و فرسودگی شغلی معلمان به ویژه در منطقه کم برخوردار، انگیزش و کارآمدی آنان را تضعیف میکند و رهبری آموزشی میتواند بر این دو متغیر تأثیر بگذارد، پژوهش حاضر با هدف بررسی توان پیشبینی اهمالکاری و فرسودگی شغلی معلمان دوره متوسطه شهرستان بشاگرد در سال تحصیلی 1403-1402 براساس سبکهای رهبری مدیران مدارس انجام شد. ...
بیشتر
از آنجایی که اهمالکاری و فرسودگی شغلی معلمان به ویژه در منطقه کم برخوردار، انگیزش و کارآمدی آنان را تضعیف میکند و رهبری آموزشی میتواند بر این دو متغیر تأثیر بگذارد، پژوهش حاضر با هدف بررسی توان پیشبینی اهمالکاری و فرسودگی شغلی معلمان دوره متوسطه شهرستان بشاگرد در سال تحصیلی 1403-1402 براساس سبکهای رهبری مدیران مدارس انجام شد. این مطالعه از نوع همبستگی با جامعه آماری 315 معلم و نمونههای پژوهش شامل 172 نفر از آنها بوده است که با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه اهمالکاری تاکمن (1991)، پرسشنامه فرسودگی شغلی ماسلاچ (1997)، و پرسشنامه محققساخته برای سنجش سبک رهبری گردآوری شدند. با توجه به غیرنرمال بودن توزیع متغیرها، به منظور تحلیل دادهها از همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. نتایج نشان داد سبک رهبری مدیران با هر دو متغیر اهمالکاری و فرسودگی شغلی به ترتیب با ضریب 0.35 و 0.63رابطه منفی دارد، در حالی که میان اهمالکاری و فرسودگی شغلی با ضریب 0.29 رابطه مثبت مشاهده شد. تحلیل رگرسیون نشان داد که سبکهای رهبری، تغییرات مربوط به اهمالکاری و فرسودگی شغلی را به ترتیب با ضرایب 0.27 و 0.44 بهطور معناداری پیشبینی میکنند، و قدرت پیشبینیکنندگی سبک رهبری برای فرسودگی شغلی قویتر از اهمالکاری بود. بنابراین، سبکهای رهبری مؤثر میتوانند با کاهش اهمالکاری و فرسودگی شغلی معلمان، به بهبود عملکرد آموزشی و سلامت روانی آنها بهویژه در مناطق کم برخوردار مانند شهرستان بشاگرد کمک کنند.
رهبری در سازمان های آموزشی
مهدی عبداله زاده؛ عادل زاهد بابلان؛ مهدی معینی کیا؛ علی خالق خواه
چکیده
پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتباریابی الگوی مدرسه تابآور برای دوره ابتدایی انجام شد. این مطالعه از نوع مطالعات آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) است. میدان پژوهش در بخش کیفی را خبرگان دانشگاهی و مدیران و معلمان نمونه استان آذربایجان غربی تشکیل میدهند که ۱۷ نفر با روش نمونهگیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری به عنوان نمونه انتخاب شدند. ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتباریابی الگوی مدرسه تابآور برای دوره ابتدایی انجام شد. این مطالعه از نوع مطالعات آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) است. میدان پژوهش در بخش کیفی را خبرگان دانشگاهی و مدیران و معلمان نمونه استان آذربایجان غربی تشکیل میدهند که ۱۷ نفر با روش نمونهگیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری به عنوان نمونه انتخاب شدند. در بخش کمی جامعه آماری شامل تمامی معلمان مدارس ابتدایی شهرستان ارومیه در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ است که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای ۳۴۶ نفر بر اساس فرمول کوکران به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود. اطلاعات جمع آوری شده از مصاحبه ها با روش تحلیل مضمون در نرم افزار Maxqda2020 تجزیه و تحلیل شد. اطلاعات جمعآوری شده در بخش کمی در نرمافزارهای Spss26 و Smart-Pls3 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتههای بخش کیفی نشان داد که الگوی مدرسه تابآور برای دوره ابتدایی از هشت مضمون فراگیر عوامل زیرساختی، عوامل ساختاری، عوامل مدیریتی، عوامل فرهنگی، عوامل پداگوژیکی، عاملیت معلمان، تابآوری دانشآموزان و حمایت ذینفعان تشکیل میشود. نتایج بخش کمی نشان داد که تمامی متغیرهای مشاهده پذیر دارای بار عاملی قابل قبولی بر روی متغیر مکنون متناظر خود میباشند و در سطح ۰/۰۱ معنادار هستند. همچنین، مقدار شاخص GOF برابر با ۰/۶۲۲ به دست آمد که نشاندهنده برازش مطلوب مدل کلی پژوهش است. الگوی طراحیشده میتواند نقش مؤثری در بهبود کیفیت و تابآوری نظام آموزشی ایفا کند.
رهبری در سازمان های آموزشی
سید احمد محمدی حسینی؛ سارا جمالی
چکیده
در فضای رقابتی کنونی که نوآوری باز به عنوان پارادایمی حیاتی برای تعالی سازمانهای آموزشی مطرح است لازم است برای جذب، تسهیم و بهرهبرداری هدفمند از دانش و ایدههای فرامرزی اقداماتی صورت گیرد؛ لذا هدف از پژوهش حاضر نقش مدیریت آموزشی در نوآوری باز: آزمون مدل معادلات ساختاری شایستگی حل مسئله در میان کارکنان دانشگاه حکیم سبزواری به ...
بیشتر
در فضای رقابتی کنونی که نوآوری باز به عنوان پارادایمی حیاتی برای تعالی سازمانهای آموزشی مطرح است لازم است برای جذب، تسهیم و بهرهبرداری هدفمند از دانش و ایدههای فرامرزی اقداماتی صورت گیرد؛ لذا هدف از پژوهش حاضر نقش مدیریت آموزشی در نوآوری باز: آزمون مدل معادلات ساختاری شایستگی حل مسئله در میان کارکنان دانشگاه حکیم سبزواری به اجرا درآمد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی-همبستگی است که با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش را تمام کارکنان اداری و اعضای هیئت علمی شاغل در دانشگاه حکیم سبزواری در نیمسال اول ۱۴۰۵-۱۴۰۴ تشکیل دادند. از میان این جامعه، نمونهای به حجم ۲۲۶ نفر از طریق روش نمونهگیری تصادفی طبقهای متناسب با حجم انتخاب گردید. دادههای پژوهش با استفاده از سه پرسشنامه استاندارد و اعتبارسنجیشده برای سنجش مدیریت آموزشی، نوآوری باز و شایستگی حل مسئله گردآوری شد که در میان اعضای نمونه توزیع و تکمیل گردید. یافته ها نشان داد که مدیریت آموزشی با نوآوری باز همراه است اما این شیوه های مدیریتی به واسطه شایستگی حل مسئله، تأثیر غیرمستقیم، مثبت و معناداری بر نوآوری باز در دانشگاه حکیم سبزواری ندارد. این یافته به طور ضمنی عدم کارایی یا کافی نبودن شایستگی حل مسئله در ساختار فعلی دانشگاه برای تبدیل سیاستهای مدیریت آموزشی به نتایج نوآوری باز را مطرح میسازد.
رهبری در سازمان های آموزشی
جمال سلیمی؛ سیروس مرادخواه؛ سیده پرستو احمدحیدری
چکیده
پژوهش حاضر با هدف مطالعه روایتهای معلمان از مفهوم تخیل در محیط مهدکودک انجام گردید. این پژوهش تفسیری و کیفی است که با راهبرد روایت نگاری و خرده راهبرد پیش روایت انجام شد. مشارکتکنندگان 20 معلم مجرب «11 مرد و 9 زن» بودند. نمونهگیری به روش هدفمند (ناهمگن) با حداکثر تنوع انجام شد. همچنین برای گردآوری دادهها از یک منشور مصاحبه نیمهساختاریافته ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف مطالعه روایتهای معلمان از مفهوم تخیل در محیط مهدکودک انجام گردید. این پژوهش تفسیری و کیفی است که با راهبرد روایت نگاری و خرده راهبرد پیش روایت انجام شد. مشارکتکنندگان 20 معلم مجرب «11 مرد و 9 زن» بودند. نمونهگیری به روش هدفمند (ناهمگن) با حداکثر تنوع انجام شد. همچنین برای گردآوری دادهها از یک منشور مصاحبه نیمهساختاریافته استفاده گردید، که تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. افزون بر این، کدگذاری دادهها با استفاده از الگوی Brown and Clark (2012)، به روش تحلیل مضمون انجام گرفت و سرانجام دادههای گردآوریشده با نرمافزار MAXQDA 20 تجزیهوتحلیل شدند. نتایج نشان داد که چهار روایت تحت عناوین «بافت محور، تطبیق محور، تعامل محور، پیشرفت محور» از درک و تصور مفهوم تخیل قابل احصاء بود. با وجود گوناگونی روایتها، مهارتهای اساسی برای پرورش مفهوم تخیل مستلزم «خلاقیت و ابتکار، انعطافپذیری ذهنی، تفکر واگرا و تحمل ابهام» است و نهایتاً تأکید آنان در ضمن چالشها و موانع بر مفاهیمی نظیر «محدودیتهای شناختی، فرهنگ اجتماعی، موانع سازمانی و عوامل روانی» بود که مشارکتکنندگان بدان تأکید میورزیدند؛ بنابراین، بررسی و شناسایی این مضامین میتواند به درک بهتر مسیرهای پرورش تخیل و طراحی راهکارهای مؤثر برای مقابله چالشها کمک کند.
رهبری در سازمان های آموزشی
فاطمه مهدوی پارسا؛ ناصر ناستی زایی
چکیده
هدف پژوهش تدوین الگوی پسایندی ـ پیشایندی سازمان مربیگرا در نظام آموزشوپرورش ایران با روش پژوهش توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری پژوهش مدیران مدارس شهر زاهدان در سال تحصیلی 1404-1403 به تعداد 328 نفر (179 زن و 149 مرد) بودند. به روش نمونهگیری تصادفی- طبقهای (برحسب جنسیت) و برحسب فرمول نمونهگیری کوکران تعداد 117 نفر (97 زن و 80 مرد) از آنان انتخاب ...
بیشتر
هدف پژوهش تدوین الگوی پسایندی ـ پیشایندی سازمان مربیگرا در نظام آموزشوپرورش ایران با روش پژوهش توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری پژوهش مدیران مدارس شهر زاهدان در سال تحصیلی 1404-1403 به تعداد 328 نفر (179 زن و 149 مرد) بودند. به روش نمونهگیری تصادفی- طبقهای (برحسب جنسیت) و برحسب فرمول نمونهگیری کوکران تعداد 117 نفر (97 زن و 80 مرد) از آنان انتخاب شدند. ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامه 58 گویهای بود که بر اساس پژوهش گلپرور و همکاران (1402) تدوین شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از مدل معادلات ساختاری با کمک نرمافزار اسمارت پی ال اس بهره گرفته شد. یافتهها نشان داد که پیشایندهای مرتبط با مربی (86/3=t و 32/0=β)، پیشایندهای مرتبط با متربی (51/3= t و 27/0=β) و پیشایندهای سازمانی (97/3= tو 31/0=β) در شکلگیری سازمان مربیگرا اثر مثبت و معناداری دارند. سازمان مربیگرا هم در بروز پسایندهای فردی (35/29=t و 78/0=β) و سازمانی (08/17=t و 62/0=β) اثر مثبت و معناداری دارد. این یافتهها بیانگر آن است که برای ایجاد سازمان مربیگرا با پیامدهای مثبت از قبیل توسعه و تعالی سازمانی، تربیت سرمایه انسانی متخصص و کارآمد، بهبود عملکرد و افزایش بهرهوری، بهبود ارتباطات سازمانی و مدیریت تعارضات سازمانی، خلق سازمان یادگیرنده و یاددهنده، محیط سازمانی حمایتکننده، نشاطآور و انگیزاننده باید همزمان به عوامل انسانی (ویژگیهای شخصیتی، دانش و مهارت و نگرش مربی و متربی) و عوامل سازمانی (استراتژیهای مدیریت و رهبری، فرهنگسازمانی و ساختار سازمانی) توجه داشت. بر اساس شاخصهای برازش (667/0=NFI، 821/0=d_G، 705/3=d_ ULS، 385/776=χ2، 086/0=SRMR) مشخص گردید که مدل از اعتبار مناسبی برخوردار است.
رهبری در سازمان های آموزشی
فاطمه زارع؛ حسین عبداللهی
چکیده
پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالشها و راهکارهای توانمندسازی معلمان از دیدگاه معلمان و مدیران مدارس دوره ابتدایی انجام شده است. رویکرد پژوهش کیفی و روش آن پدیدارشناسی است. جامعه موردمطالعه شامل معلمان و مدیران مدارس دوره ابتدایی منطقه 2 تهران بود. نمونهگیری به روش هدفمند و تعداد 34 نفر شامل 24 نفر از معلمان و 10 نفر از مدیران انجام ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالشها و راهکارهای توانمندسازی معلمان از دیدگاه معلمان و مدیران مدارس دوره ابتدایی انجام شده است. رویکرد پژوهش کیفی و روش آن پدیدارشناسی است. جامعه موردمطالعه شامل معلمان و مدیران مدارس دوره ابتدایی منطقه 2 تهران بود. نمونهگیری به روش هدفمند و تعداد 34 نفر شامل 24 نفر از معلمان و 10 نفر از مدیران انجام شد و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. از مصاحبه نیمه ساختاریافته بهعنوان ابزار گردآوری دادهها استفاده شد. دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون تجزیهوتحلیل شدند. طبق نتایج پژوهش، چالشهای پیش روی توانمندسازی معلمان به ترتیب عبارتاند از: چالشهای مدیریتی، موانع مالی، مسائل شخصی معلمان و نامناسب بودن محتوا و روش دورهها. ازنظر معلمان مهمترین چالش مربوط به چالشهای مدیریتی است و از دیدگاه مدیران، مسائل شخصی معلمان از اهم چالشهای توانمندسازی آنان است. اصلاح کارکردهای مدیریتی- رهبری از قبیل افزایش اختیارات و بکار گیری مشوقهای مناسب؛ افزایش بودجه و امکانات و کاربردی بودن محتوای دورهها و استفاده از روشهای آموزش اثربخش، ازجمله راهکارهای مورد تأکید معلمان و مدیران برای توانمندسازی معلمان میباشند.
رهبری در سازمان های آموزشی
سیدمصطفی رضوی؛ حسین صمدی میارکلائی
چکیده
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه میان کارآفرینی سازمانی و رهبری تحولگرا با تاکید بر نقش میانجی یادگیری سازمانی و فرهنگ نوآوری در اداره آموزش و پرورش شهر بهنمیر است. این پژوهش از لحاظ هدف در دسته تحقیقات کاربردی، و براساس روش گردآوری دادهها، همبستگی است که بهصورت مقطعی انجام گردید. جامعۀ آماری پژوهش نیز شامل 290 نفر از کارکنان اداره ...
بیشتر
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه میان کارآفرینی سازمانی و رهبری تحولگرا با تاکید بر نقش میانجی یادگیری سازمانی و فرهنگ نوآوری در اداره آموزش و پرورش شهر بهنمیر است. این پژوهش از لحاظ هدف در دسته تحقیقات کاربردی، و براساس روش گردآوری دادهها، همبستگی است که بهصورت مقطعی انجام گردید. جامعۀ آماری پژوهش نیز شامل 290 نفر از کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر بهنمیر میباشند که با روش نمونهگیری تصادفی ساده، 169 نفر از آنها بهعنوان نمونه انتخاب شدند. در این پژوهش، برای گردآوری دادهها از پرسشنامه استفاده شد. این پرسشنامهها در سه بخش اصلی تنظیم گردید: نامه همراه، اطلاعات جمعیتشناختی، و پرسشهای مرتبط با متغیرهای پژوهش. در نهایت دادههای مستخرج از آن نیز بهوسیله نرمافزارهای SPSS و Smart PLS مورد تحلیل قرار گرفت. یافتههای این پژوهش حاکی از آن بود که رهبری تحولگرا (27/0+)، یادگیری سازمانی (36/0+) و فرهنگ نوآوری (22/0+) تأثیر مثبت و معناداری بر کارآفرینی سازمانی دارند. همچنین، نتایج نشان داد که این تأثیرات مثبت و معنادار در اثرگذاری رهبری تحولگرا بر یادگیری سازمانی (69/0+) و رهبری تحولگرا بر فرهنگ نوآوری (70/0+) نیز بهطور چشمگیری مشاهده شد. در نهایت، نقش میانجی یادگیری سازمانی و فرهنگ نوآوری در رابطه بین کارآفرینی سازمانی و رهبری تحولگرا تأیید شد. این نتایج نشاندهنده اهمیت نقش رهبری تحولگرا در تقویت یادگیری سازمانی و فرهنگ نوآوری برای ارتقاء کارآفرینی سازمانی است.
رهبری در سازمان های آموزشی
سعیده ملانوری؛ محسن شاکری؛ کاظم برزگر بفروئی؛ مهدیه استبرقی
چکیده
یکی از هدفهای اصلی نظام تعلیم و تربیت و رهبران آموزشی، توجه به تربیت شهروند مطلوب برای جامعه است. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش فلسفه به کودکان بر تربیت شهروندی دانشآموزان دختر پایهی چهارم ابتدایی شهر اشکذر بود. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشآموزان ...
بیشتر
یکی از هدفهای اصلی نظام تعلیم و تربیت و رهبران آموزشی، توجه به تربیت شهروند مطلوب برای جامعه است. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش فلسفه به کودکان بر تربیت شهروندی دانشآموزان دختر پایهی چهارم ابتدایی شهر اشکذر بود. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشآموزان دختر پایه چهارم شهر اشکذر بود که از این میان 30 دانشآموز با بهرهگیری از روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش برای گردآوری دادهها، پرسشنامهی رفتار شهروندی مارکوزی و ایکسین بود. آموزش فلسفه طی 12 جلسهی 60 دقیقهای برای گروه آزمایش اجرا گردید. دادههای گرداوری شده در دو سطح آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل کواریانس و مانکوا) با استفاده از نرم-افزار spss تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد آموزش فلسفه به کودکان باعث بهبود رفتار شهروندی دانشآموزان دختر پایه چهارم شده است. نتایج آزمون مانکوا نیز نشان داد بین دو گروه آزمایش و کنترل از نظر تمامی مولفهها تفاوت معناداری وجود دارد به طوری که میانگین پسآزمون این مولفهها در گروه آزمایش به طور معناداری بالاتر از گروه کنترل بوده است. با توجه به اختلاف میانگین نمره رفتار شهروندی در دو گروه و ضرورت تقویت رفتار شهروندی در دانشآموزان، به رهبران آموزشی پیشنهاد میشود که به موضوع آموزش فلسفه به کودکان بیشتر توجه کنند.
رهبری در سازمان های آموزشی
مرتضی بدری
چکیده
مدیران مدارس یکی از ارکان اساسی فرایند آموزش و پرورش هستند لذا از تجربیات زیستة آنها می-توان اطلاعات مفید و گرانبهایی استخراج کرد. هدف اصلی از انجام پژوهش حاضر، فهم پدیدارشناسانة تجربة زیستة و درک مدیران دورة ابتدایی از برنامه توسعه فردی است. این پژوهش کیفی با استفاده از روش پدیدارشناسی اجرا و روش گردآوری اطلاعات، استفاده از مصاحبههای ...
بیشتر
مدیران مدارس یکی از ارکان اساسی فرایند آموزش و پرورش هستند لذا از تجربیات زیستة آنها می-توان اطلاعات مفید و گرانبهایی استخراج کرد. هدف اصلی از انجام پژوهش حاضر، فهم پدیدارشناسانة تجربة زیستة و درک مدیران دورة ابتدایی از برنامه توسعه فردی است. این پژوهش کیفی با استفاده از روش پدیدارشناسی اجرا و روش گردآوری اطلاعات، استفاده از مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته بود. بر این اساس، از بین مدیران دورة ابتدایی، 13 نفر بر اساس معیارهای ورود به پژوهش به روش هدفمند انتخاب و مصاحبه با آنها تا رسیدن به حد اشباع ادامه داشت. تحلیل مصاحبهها با استفاده از الگوی تاملی شش مرحلهای ونمنن(1990) انجام شد که پس از استخراج موضوعی و طبقه-بندی آنها، 14 مضمون اولیه شناسایی شده پژوهش، در قالب چهار مضمون اصلی 1. دیدگاه آماده-سازی برنامه توسعه فردی 2. دیدگاه کاربردی برنامه توسعه فردی 3. دیدگاه پیامدی برنامه توسعه فردی و 4. سایر دیدگاههای برنامه توسعه فردی، شناسایی و احصا شدند. نوآوری این مقاله در ارائه یک درک عمیق و پدیدارشناسانه از تجربیات مدیران مدارس ابتدایی در زمینه برنامههای توسعه فردی است که میتواند به بهبود فرآیندهای مدیریتی و آموزشی در این حوزه کمک کند.لذا احصا برداشتهای منسجم و موثر در جهت توسعه منابع انسانی از برنامه توسعه فردی، میتواند به تحقق کارا و اثربخش برنامههای توسعه مدیران مدارس منجر میشود.
رهبری در سازمان های آموزشی
تینا سهرابی؛ افسانه نراقی زاده
چکیده
سبک مدیریت مهدکودک و پیش دبستانی به مجموعهای از رویهها، استراتژیها و روشهایی گفته میشود که مدیران مهدکودک برای انجام وظایف مختلف خود و مدیریت منابع موجود در مهدکودک استفاده میکنند. سبک مدیریت مهدکودک و پیش دبستانی میتواند تأثیر مستقیمی بر کیفیت آموزش و پرورش، محیط آموزشی و عملکرد کلی مهدکودک داشته باشد. هدف این پژوهش ...
بیشتر
سبک مدیریت مهدکودک و پیش دبستانی به مجموعهای از رویهها، استراتژیها و روشهایی گفته میشود که مدیران مهدکودک برای انجام وظایف مختلف خود و مدیریت منابع موجود در مهدکودک استفاده میکنند. سبک مدیریت مهدکودک و پیش دبستانی میتواند تأثیر مستقیمی بر کیفیت آموزش و پرورش، محیط آموزشی و عملکرد کلی مهدکودک داشته باشد. هدف این پژوهش شناسایی سبک مدیریت مراکز مهدکودک و پیشدبستانی شهر تهران، است. جامعه پژوهش حاضر را مدیران مهدکودکها و پیش دبستانی های شهر تهران که به نگهداری و تعلیم و تربیت کودکان 3 تا 6 سال می پردازند و زیر نظر وزارت آموزش و پرورش شهر تهران هستند، تشکیل دادند. این پژوهش، از نوع پژوهش کیفی و روش پدیدار شناسی با الگوی کلایزی می باشد. جهت روایی ابزار پژوهش از روش اعتبار محتوا و نظرات اساتید متخصص در حوزه پژوهش استفاده گردید و به منظور رسیدن به پایایی از نظرات 12 نفر از مدیران مهدکودک و پیش دبستانی تا رسیدن به اشباع نظری استفاده شد. دادهها از طریق ابزار مصاحبه و با استفاده از روش تحلیل مضمون تجزیه و تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد، سبکهای مدیریت مراکز مهدکودک و پیشدبستانی شهر تهران شامل مدیریت مشارکتی، مدیریت حمایتی، مدیریت تحولی و مدیریت مقتدرانه است. نتایج این تحقیق، میتواند برای مدیران مراکز مهدکودک و پیش دبستانی در ایران، مفید باشد. این مدیران می توانند با توجه به نتایج این تحقیق، سبک مدیریتی خود و نیز عملکرد مهدکودک را بهبود ببخشند.