معلمان بهعنوان رهبران پرورش تخیل: نگاهی عمیق به روایتهای شکلدهی دنیای ذهنی کودکان
صفحه 1-27
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.82632.1799
جمال سلیمی، سیروس مرادخواه، سیده پرستو احمدحیدری
چکیده پژوهش حاضر با هدف مطالعه روایتهای معلمان از مفهوم تخیل در محیط مهدکودک انجام گردید. این پژوهش تفسیری و کیفی است که با راهبرد روایت نگاری و خرده راهبرد پیش روایت انجام شد. مشارکتکنندگان 20 معلم مجرب «11 مرد و 9 زن» بودند. نمونهگیری به روش هدفمند (ناهمگن) با حداکثر تنوع انجام شد. همچنین برای گردآوری دادهها از یک منشور مصاحبه نیمهساختاریافته استفاده گردید، که تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. افزون بر این، کدگذاری دادهها با استفاده از الگوی Brown and Clark (2012)، به روش تحلیل مضمون انجام گرفت و سرانجام دادههای گردآوریشده با نرمافزار MAXQDA 20 تجزیهوتحلیل شدند. نتایج نشان داد که چهار روایت تحت عناوین «بافت محور، تطبیق محور، تعامل محور، پیشرفت محور» از درک و تصور مفهوم تخیل قابل احصاء بود. با وجود گوناگونی روایتها، مهارتهای اساسی برای پرورش مفهوم تخیل مستلزم «خلاقیت و ابتکار، انعطافپذیری ذهنی، تفکر واگرا و تحمل ابهام» است و نهایتاً تأکید آنان در ضمن چالشها و موانع بر مفاهیمی نظیر «محدودیتهای شناختی، فرهنگ اجتماعی، موانع سازمانی و عوامل روانی» بود که مشارکتکنندگان بدان تأکید میورزیدند؛ بنابراین، بررسی و شناسایی این مضامین میتواند به درک بهتر مسیرهای پرورش تخیل و طراحی راهکارهای مؤثر برای مقابله چالشها کمک کند.
ارزیابی ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه محیط آموزشی مسموم
صفحه 29-61
https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.81836.1783
حسین تقوی، فاطمه باقری، عادل زاهد بابلان، علی خالق خواه، زهرا باقری
چکیده در محیطهای آموزشی تکتک کارکنانی که در تحقق امر یادگیری نقش دارند، رهبر آموزشی محسوب میشوند و باید بتوانند با مساعدت به افرادی که در امر آموزش نقش دارند، محیطی مساعد به وجود آورند تا مقاصد این مؤسسات تحقق یابد. توسعهیافتگی سازمانها بالأخص مؤسسات آموزشی که منبعی تغذیهکننده برای سایر سازمانها هستند، منوط به این است که محیط آن عاری از عوامل دلسردکننده و ملالآور باشد. مطالعهی توصیفی - هنجاریابی حاضر بهمنظور بررسی ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه محیط آموزشی مسموم انجام گرفت که توسط Rasool و همکاران (2021) طراحی شده است. جامعه آماری این مطالعه کارکنان آموزشی - فرهنگی شاغل در آموزشوپرورش شهرستان سراب به تعداد 1556 نفر بودند. بر مبنای جدول کرجسی و مورگان و متناظر با حجم جامعه، دادهها از ۳۵۱ نفر از افراد در دسترس گردآوری شد. حجم نسبی طبقات جنسیت و شهر در نمونه لحاظ گردید. با توجه به اینکه متخصصان تربیتی در مورد ملاکهای جامعیت، شفافیت و تناسب توافق داشتند، روایی محتوایی پرسشنامه تأیید شد. علاوه بر این از تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تأییدی، محاسبه پایایی و همچنین همبستگی خرده مقیاس با یکدیگر و با کل پرسشنامه جهت تحلیل دادهها استفاده شد. یافتههای حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی، حاکی از اشباع پرسشنامه توسط سه عامل بود. تحلیل عاملی تأییدی نیز گویای برازش مطلوب ساختار سه عاملی با دادهها بود. مقادیر ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه و خرده مقیاسهای قلدری، آزار و طردشدگی حاکی از این بود که ابزار مذکور از پایایی برخوردار است. بهطورکلی نتایج پژوهش، گویای مطلوبیت ثبات و اعتبار پرسشنامه محیط آموزشی مسموم و قابلیت کاربرد آن بهعنوان ابزاری واجد اعتبار است.
تدوین الگوی پیشایندی ـ پسایندی سازمان مربیگرا در نظام آموزش و پرورش ایران
صفحه 63-91
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.85878.1851
فاطمه مهدوی پارسا، ناصر ناستی زایی
چکیده هدف پژوهش تدوین الگوی پسایندی ـ پیشایندی سازمان مربیگرا در نظام آموزشوپرورش ایران با روش پژوهش توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری پژوهش مدیران مدارس شهر زاهدان در سال تحصیلی 1404-1403 به تعداد 328 نفر (179 زن و 149 مرد) بودند. به روش نمونهگیری تصادفی- طبقهای (برحسب جنسیت) و برحسب فرمول نمونهگیری کوکران تعداد 117 نفر (97 زن و 80 مرد) از آنان انتخاب شدند. ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامه 58 گویهای بود که بر اساس پژوهش گلپرور و همکاران (1402) تدوین شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از مدل معادلات ساختاری با کمک نرمافزار اسمارت پی ال اس بهره گرفته شد. یافتهها نشان داد که پیشایندهای مرتبط با مربی (86/3=t و 32/0=β)، پیشایندهای مرتبط با متربی (51/3= t و 27/0=β) و پیشایندهای سازمانی (97/3= tو 31/0=β) در شکلگیری سازمان مربیگرا اثر مثبت و معناداری دارند. سازمان مربیگرا هم در بروز پسایندهای فردی (35/29=t و 78/0=β) و سازمانی (08/17=t و 62/0=β) اثر مثبت و معناداری دارد. این یافتهها بیانگر آن است که برای ایجاد سازمان مربیگرا با پیامدهای مثبت از قبیل توسعه و تعالی سازمانی، تربیت سرمایه انسانی متخصص و کارآمد، بهبود عملکرد و افزایش بهرهوری، بهبود ارتباطات سازمانی و مدیریت تعارضات سازمانی، خلق سازمان یادگیرنده و یاددهنده، محیط سازمانی حمایتکننده، نشاطآور و انگیزاننده باید همزمان به عوامل انسانی (ویژگیهای شخصیتی، دانش و مهارت و نگرش مربی و متربی) و عوامل سازمانی (استراتژیهای مدیریت و رهبری، فرهنگسازمانی و ساختار سازمانی) توجه داشت. بر اساس شاخصهای برازش (667/0=NFI، 821/0=d_G، 705/3=d_ ULS، 385/776=χ2، 086/0=SRMR) مشخص گردید که مدل از اعتبار مناسبی برخوردار است.
الگوی راهبردی طبقهبندی مشاغل و پستهای مدیریتی نظام اداره کشور
صفحه 93-146
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.85378.1845
حسین عرب اسدی، کیوان مرادی
چکیده برای تدبیر امور مدیران دولت ازجمله آماده سازی، انتصاب، رشد و تعالی و طراحی سبک زندگی آنها، نیازمند ترسیم یک تصویر مشترک و هم تراز از مدیران در کل کشور هستیم که هندسه مدیریتی سازمانها و کل نظام اداره را شکل میدهد. لذا میتوان گفت تمامی اقدامات مربوط به امور مدیران منوط به ترسیم این تصویر است. بر همین اساس این پژوهش با هدف طراحی الگوی راهبردی طبقهبندی مشاغل و جایگاههای مدیریتی نظام اداره انجام شد. برای تحقق هدف پژوهش و پاسخ به سؤالات از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. برای جمعآوری داده های پژوهش ضمن بهرهمندی از روش گروه متمرکز، تجربه زیسته نویسندگان در حوزه ضابطهگذاری برای طراحی و طبقهبندی مشاغل دولت مبنای کار قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد میتوان بر اساس یک منطق مشخص کل مشاغل مدیریتی دولت را طبقه بندی کرد. این منطق دارای چهار مرحله: طبقه بندی امورات کشور، دستگاه های اجرایی، واحدهای سازمانی و مشاغل مدیریتی است. بر اساس این الگو میتوان کل مشاغل مدیریتی را طبقه بندی و رتبه بندی کرد و این طبقه بندی میتواند مبنای حقوق و مزایا، رشد و تربیت و ارتقاء مدیران و ... قرار گیرد.
توانمندسازی معلمان دوره ابتدایی: چالشها و راهکارها از منظر پدیدارشناختی
صفحه 147-179
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.85269.1848
فاطمه زارع، حسین عبداللهی
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالش ها و راهکارهای توانمندسازی معلمان از دیدگاه معلمان و مدیران مدارس دوره ابتدایی انجام شده است. رویکرد پژوهش کیفی و روش آن پدیدارشناسی است. جامعه موردمطالعه شامل معلمان و مدیران مدارس دوره ابتدایی منطقه 2 تهران بود. نمونهگیری به روش هدفمند و تعداد 34 نفر شامل 24 نفر از معلمان و 10 نفر از مدیران انجام شد و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. از مصاحبه نیمه ساختاریافته بهعنوان ابزار گردآوری دادهها استفاده شد. دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون تجزیهوتحلیل شدند. طبق نتایج پژوهش، چالشهای پیش روی توانمندسازی معلمان به ترتیب عبارتاند از: چالشهای مدیریتی، موانع مالی، مسائل شخصی معلمان و نامناسب بودن محتوا و روش دورهها. ازنظر معلمان مهمترین چالش مربوط به چالشهای مدیریتی است و از دیدگاه مدیران، مسائل شخصی معلمان از اهم چالشهای توانمندسازی آنان است. اصلاح کارکردهای مدیریتی- رهبری از قبیل افزایش اختیارات و بکار گیری مشوقهای مناسب؛ افزایش بودجه و امکانات و کاربردی بودن محتوای دورهها و استفاده از روشهای آموزش اثربخش، ازجمله راهکارهای مورد تأکید معلمان و مدیران برای توانمندسازی معلمان میباشند.
سنجش کارایی نسبی مؤسسات آموزش عالی با استفاده از تکنیک تحلیل پوششی دادهها (یک مطالعه موردی)
صفحه 181-229
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.86144.1857
صمد برزویان
چکیده دانشگاههای دولتی با چالش بهبود کارایی و ارتقاء کیفیت خدمات در شرایط محدودیت منابع مواجهاند، ازاینرو سنجش کارایی مؤسسات آموزش عالی امروزه یکی از اولویتهای اصلی سیاستگذاران و برنامه ریزان آموزشی است. هدف اصلی پژوهش حاضر، سنجش کارایی نسبی دانشکدههای یک دانشگاه بزرگ دولتی در حوزه فعالیتهای پژوهشی است، روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی با رویکرد برنامهریزی خطی مبتنی بر تکنیک تحلیل پوششی دادهها است که کارایی برتر فعالیتهای پژوهشی دانشکدهها بر اساس مدل (AP-SBM-V)، محاسبه شده است. ورودیهای مدل شامل تعداد اعضاء هیئتعلمی معیار، درصد اعضاء هیئتعلمی با مرتبه مربی و استادیار، درصد دانشجویان کارشناسی و سرانه پژوهشی (گرنت) اعضاء هیئتعلمی و خروجیهای آن تعداد مقاله معیار، تعداد کتاب معیار، تعداد همایش معیار و سرانه مقالات اعضاء هیئتعلمی است. بر اساس ورودیهای و خروجیهای انتخابی به تفکیک دانشکدهها (DMUs) دادههای موردنیاز از منابع آماری معتبر گردآوری و به کمک نرمافزار DEA-Solver و انتخاب مدل کارایی برتر، رتبه و ضریب کارایی تعداد 9 دانشکده محاسبه گردید و بر اساس خروجیهای نرمافزار وضعیت کارایی فعالیتهای پژوهشی دانشکدهها مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفته است. نتایج بهدستآمده نشان میدهد، از 9 دانشکده، تعداد هشت دانشکده با ضریب کارایی بیشتر از یک و یک دانشکده با ضریب کارایی کمتر از یک شناسایی شدند. بهمنظور بررسی تأثیر هر یک از ورودیها و خروجی بر کارایی دانشکدهها، تحلیل حساسیت نیز انجام گردید و پیشنهادهای کاربردی بر اساس مقادیر بهینه محاسباتی ارائه شده است. نتایج پژوهش میتواند برای تخصیص اعتبارات پژوهشی بین دانشکدهها مورداستفاده قرار گیرد.
تجارب معلمان از رفتارهای نامطلوب مدیران مدارس ابتدایی
صفحه 231-265
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.84532.1833
محمدهوشیار فتحی، سیروس قنبری
چکیده این تحقیق با هدف واکاوی تجارب معلمان از رفتارهای نامطلوب مدیران مدارس ابتدایی انجام شد. برای پاسخ به این مسئله از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسانه استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش کلیهی معلمان ابتدایی ناحیه 1 و 2 سنندج در سال تحصیلی 1403-1404 بودند. دادهها با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته گردآوریشده و یافتههای حاصل با استفاده از روش تحلیل مضمون و شبکه مضامین تحلیل گردید. اشباع نظری بهعنوان شاخص کفایت دادهها پس از مصاحبه عمیق با 14 نفر از مشارکتکنندگان که بهصورت هدفمند و به شکل گلوله برفی انتخاب شدند، حجم نمونه به دست آمد. برای اطمینان از صحت و استحکام دادهها ضمن انجام دقیق مصاحبهها توسط پژوهشگر، فایل متنی مصاحبهها تهیه و توسط مشارکتکنندگان، تأیید شد. باورپذیری کدهای استخراجشده، توسط همتایان کدگذاری برای چهار مصاحبه انجام شد و توافق بین کدگذاران قابلقبول بود. نتایج نشان داد رفتارهای نامطلوب مدیران در دو سطح معطوف به سازمان (انحرافات مالی و مدیریتی) و معطوف به زیردستان (تبعیض، تحکم، بیتمدنی، تحقیر، خواستههای بیشازحد، حامی نبودن، روابط انسانی ضعیف) قابلمشاهده بود که پیامد چنین رفتارهایی در سطح افراد سازمان: کاهش انگیزه و رضایت شغلی، افزایش چاپلوسی، زیرآب زنی، تظاهر به کار، رشد اضطراب و پرخاشگری، و در سطح سازمانی: از بین رفتن وفاق سازمانی، کاهش تعهد سازمانی؛ هدررفت سرمایههای مادی و مالی؛ عدم مشارکت همکاران در تصمیمات را به دنبال داشت. پیشنهاد میشود با ارتقا شایستگیهای اخلاقی مدیران در راستای حذف یا کاهش این نوع رفتارها قدمهایی برداشت.
ارتباط میان سطح استرس و خستگی عاطفی با توانایی مدیریت کلاس در دانشجو معلمان
صفحه 267-293
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.85796.1850
محمد موسی شعبانیان، رضا زعیمی، سامی رشیدی
چکیده مدیریت کلاس از مهارتهای اساسی معلمان است که تحت تأثیر عوامل روانشناختی نظیر استرس و خستگی عاطفی قرار میگیرد. شناخت این روابط میتواند به بهبود برنامههای تربیتمعلم کمک کند. این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین استرس ادراکشده و خستگی عاطفی با توانایی مدیریت کلاس در دانشجومعلمان انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه آماری آن شامل کلیه دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان پردیس امام علی (ع) استان گیلان در سال ۱۴۰۳ بود. نمونه شامل ۱۸۰ نفر بود که پرسشنامه به روش تصادفی ساده میان آنها پخش شد. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه سبک مدیریت کلاس یزدی و عالی (۱۳۹۲)، پرسشنامه استرس ادراکشده کوهن، کامارک و مرملشتاین (۱۹۸۳) و زیرمقیاس خستگی عاطفی پرسشنامه فرسودگی شغلی ماسلاچ و جکسون (۱۹۸۱) استفاده شد. دادهها با استفاده از آزمون همبستگی اسپیرمن تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین استرس ادراکشده و توانایی مدیریت کلاس رابطه معناداری وجود نداشت، اما بین خستگی عاطفی و مدیریت کلاس رابطه منفی معناداری مشاهده شد. این یافتهها نشان داد که خستگی عاطفی نسبت به استرس ادراکشده نقش مؤثرتری در تضعیف توانمندیهای مدیریتی دارد و پیشنهاد میشود در دورههای تربیتمعلم، کارگاههای حمایت روانشناختی و تنظیم هیجان برای تقویت منابع عاطفی دانشجومعلمان گنجانده شود.
طراحی و ارزیابی مدل رهبری آموزشی هیبریدی بر اساس ارکان پنجگانه سازمان: یک مطالعه مبتنی بر رویکرد دلفی
صفحه 295-324
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.84153.1829
علیرضا صارمی، زهرا حسین زاده
چکیده هدف از پژوهش طراحی مدل رهبری آموزشی هیبریدی برمبنای ارکان پنجگانه سازمان است. این تحقیق ازلحاظ نتیجه بنیادی و از حیث هدف اکتشافی و ازنظر دادههای تحقیق ترکیبی یا آمیخته است. ابتدا بر اساس ادبیات پژوهش حاصل از آموزش مجازی، دورکاری و هیبریدی و ترکیبی عوامل مؤثر بر رهبری آموزشی هیبریدی شناسایی شد، سپس بر مبنای ارکان پنجگانه سازمانی مینتزبرگ؛ یعنی محیط سازمان، ساختار، فناوری، اهداف و افراد سازمان (منابع انسانی) دستهبندی شدند و پرسشنامه دلفی طراحی شد و مبنای جمعآوری دادهها قرار گرفت. با استفاده از روش گلوله برفی بیست نفر از مدیران مدارس و خبرگان شهرستان داراب انتخاب شدند و پرسشنامه دلفی طی سه مرحله در اختیار آنان قرار داده شد. درنهایت بین اعضاء پانل دلفی اجماع صورت گرفت و مدل رهبری آموزشی هیبریدی طراحی گردید. بر اساس آزمون کندال، عوامل فناوری با ضریب 786/0 دارای بیشترین اجماع بود. پسازآن به ترتیب عامل فردی کارکنان (740/0)، محیط (695/0)، فردی مدیران (686/0)، ساختاری (649/0) و درنهایت اهداف (594/0) قرار گرفتند. درنهایت؛ مدل با استفاده از نرمافزار اسمارت پیالاس در بین مدیران و معاونین مدارس شهر داراب پیادهسازی شد تا مورد اعتبار سنجی قرار گیرد. کلیت مدل ازنظر روایی، پایایی و کیفیت مدل اندازهگیری تأیید شد.
شناسایی و ارزیابی عوامل مؤثر بر کیفیت دورههای آموزش ضمن خدمت معلمان از منظر متخصصان آموزشی
صفحه 325-354
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.85492.1847
پروانه فتحعلی بیگی، معصومه السادات ابطحی، حمید رضا مقامی، رحیم مرادی
چکیده هدف مطالعه حاضر شناسایی و اولویتبندی عوامل مؤثر بر کیفیت دورههای آموزش ضمن خدمت معلمان از منظر خبرگان آموزشی است. این پژوهش از بعد هدف اکتشافی- توصیفی، از بعد مخاطب، بنیادی (جامعه علمی) و از بعد زمان مقطعی بوده و مبتنی بر رویکرد آمیخته است. در بخش کیفی از ابزار مصاحبه نیمه ساختارمند با خبرگان و در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. در تحلیل دادهها برای غربالگری متغیرها از روش دلفی فازی و جهت شناسایی روابط مؤلفهها و تعیین مؤلفههای استراتژیک از روش تحلیل شبکه ANP استفاده شد. جامعهی موردمطالعه این پژوهش به شیوهی نمونهگیری هدفمند و با استفاده از روش گلوله برفی انتخاب شدند. حجم نمونه 15 نفر خبره بود. یافتههای پژوهش روشن کرد مطابق دیدگاه خبرگان، توسعه حرفهای معلمان با وزن 0.168 نسبت به سایر عوامل از اهمیت بالاتری برخوردار است. در بین مؤلفههای توسعه حرفهای، پایش و پشتیبانی مستمر از معلمان با وزن نسبی 0.274 و وزن نهایی 0.046 بیشترین اهمیت را دارد. نتایج پژوش حاکی از آن است که برای بهبود کیفیت آموزش، نیاز به نظارت و حمایت مداوم از معلمان وجود دارد.
