نشریه پژوهش‌های رهبری آموزشی یک نشریه علمی با داوری بسته ، دو سو ناشناس و با دسترسی آزاد است که از سوی دانشگاه علّامه طباطبائی به عنوان دانشگاه پیشرو در علوم انسانی و اجتماعی با مجوز وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی به شماره 35926/92 مورخ 92/12/20 و در ارزیابی سال 1401 توسط کمیسیون نشریات علمی کشور موفق به اخذ درجه علمی با رتبه ب شده است و همچنین در اولین ارزیابی پایگاه جامع علوم استنادی جهان اسلام (ISC) در سال 1403 موفق به اخذ Q1 با ضریب تأثیر 0/429 شده است. این نشریه به منظور فراهم نمودن محیط فکری برای پژوهشگران ملّی و بین المللی با تمرکز بر زیربنای اندیشۀ اداری، نظریۀ سازمان و عملکرد آموزش در سازمان ها و مؤسسات عمومی و آموزشی در عرصۀ مدیریت، مدیریت آموزشی و رهبری آموزشی  پایه گذاری شده است. این نشریه در پاسخ به آخرین پیشرفت ها و دستاوردهای پژوهشی  صورت گرفته در حوزه رهبری و مدیریت آموزشی انتشار یافته و هدف آن انتشار مقالات با کیفیت که یافته های مرتبط با موضوعات مهم در این زمینه را گزارش می دهند است. در این نشریه مقالات پژوهشی(مفهومی وکاربردی) به زبان فارسی و چکیده انگلیسی به صورت چاپی و الکترونیکی منتشر می شود و مانند سایر نشریات دانشگاه علامه طباطبائی جهت تسهیل شناسایی و جستجو هر مقاله شماره شناسایی خاص (DOI) خود را دارد. این نشریه تا شماره 25 با عنوان پژوهش های رهبری و مدیریت آموزشی منتشر شده است و به دلیل تطبیق با آیین نامه جدید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و به روزرسانی اطلاعات نشریه در تاریخ 98/06/01 تا تاریخ 1400/12/29 توقف انتشار داشته است. نشریه با استفاده از سامانه مشابهت یابی اقدام به همانندجویی مقالات کرده و مقالاتی با همانندی حداکثر 15 درصد را می‌پذیرد.این نشریه برای بررسی، پردازش و انتشار مقالات علمی از نویسندگان، نهادها و سازمان های پژوهشی مبلغ پنج میلیون ریال بابت جبران بخشی از هزینه داوری دریافت می کند و در صورت پذیرفته شدن مقاله مبلغ ده میلیون ریال بابت بخشی از هزینه‌های پردازش مقالات از نویسندگان دریافت می‌گردد، مابقی هزینه‌ها از سوی دانشگاه علامه طباطبائی پشتیبانی مالی می شود. 

مروری رهبری در سازمان های آموزشی

کاربرد هوش مصنوعی در رهبری آموزشی

صفحه 1-33

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.86040.1855

فاطمه اسدی، محمد نوری الموتی

چکیده پیشرفت‌ در حوزه هوش مصنوعی، رهبری آموزشی را با فرصت‌ها و چالش‌هایی مواجه کرده است و بهره‌گیری مؤثر از این فناوری در سطح راهبردی با ابهامات مفهومی و پراکندگی در ادبیات همراه بود. هدف پژوهش، ارائه طبقه‌بندی مفهومی منسجمی از کاربردهای هوش مصنوعی در رهبری آموزشی بود. مطالعه با رویکرد مرور نظام‌مند و بر پایه طرح تحقیق کیفی- استقرایی انجام شد. جامعه پژوهش شامل کلیه مطالعات منتشرشده در حوزه هوش مصنوعی و رهبری آموزشی از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۵ بود و انتخاب منابع با استفاده از فلوچارت PRISMA در پایگاه‌هایScopus ، ERIC و IEEE Xplore انجام شد که در نهایت ۳۲ منبع واجد شرایط برای تحلیل مضمون انتخاب گردید. اعتبارسنج بیرونی نیز با مشارکت متخصصان انجام شد. یافته‌ها نشان دادند که کاربردهای هوش مصنوعی در رهبری آموزشی در ده حوزه متمایز قابل طبقه‌بندی‌اند: کارایی اجرایی، یادگیری شخصی‌سازی‌شده، بهبود شیوه‌های تدریس، تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری، خدمات پشتیبانی از دانش‌آموز، رهبری سازمانی و برنامه‌ریزی راهبردی، نظارت بر مقررات، تعامل و ارتباط با جامعه، رهبری اخلاق‌مدار در هوش مصنوعی، و تنوع، عدالت و فراگیری. این حوزه‌ها، ابعاد مختلف رهبری آموزشی را پوشش داده و ظرفیت فناوری‌های هوش مصنوعی برای بهبود عملکرد سازمانی، تصمیم‌گیری داده‌محور، و تضمین عدالت آموزشی را برجسته ساختند. طبقه‌بندی ارائه‌شده، چارچوبی کاربردی برای مدیران، سیاست‌گذاران و توسعه‌دهندگان فناوری فراهم آورد تا استقرار هوش مصنوعی را در نظام آموزشی با نگاهی منسجم، اخلاق‌محور و متناسب با بافت طراحی کنند. مطالعه حاضر، با سازمان‌دهی مفهومی کاربردها، زمینه را برای طراحی برنامه‌های توسعه حرفه‌ای و پژوهش‌های آینده در رهبری آموزشی هوشمند فراهم کرد.

مقاله پژوهشی رهبری در سازمان های آموزشی

طراحی الگوی اهداف و محتوای برنامه درسی مهارت محور در جهت رهبری نظام آموزشی ج.ا.ایران (مطالعه موردی: دوره‌ی متوسطه اول)

صفحه 35-70

https://doi.org/10.22054/jrlat.2026.90736.1922

مریم کهساری، مریم صفری، محمدمهدی نادری، علی اصغر بیانی، حسن صائمی

چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی برنامه درسی مهارت‌محور اخلاق‌محور در جهت رهبری دوره متوسطه اول نظام آموزشی ایران به روش آمیخته (کیفی-کمی) اکتشافی-متوالی انجام شد. در مرحله کیفی، مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۱۲ متخصص برنامه‌ریزی درسی و مدیریت آموزشی (نمونه‌گیری هدفمند تا اشباع نظری) صورت گرفت و داده‌ها با تحلیل مضمون در MAXQDA ۲۰۲۰ بررسی شد. در مرحله کمی، پرسشنامه ۵۶ گویه‌ای بر اساس طیف لیکرت بر روی ۳۸۲ معلم و مدیر دوره متوسطه اول استان گلستان (نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای، فرمول کوکران) اجرا گردید و برازش مدل در Smart PLS تأیید شد و شاخص کلی برازش GOF=0.854 در سطح قوی به‌دست آمد.یافته‌ها نشان داد الگوی پیشنهادی در پنج بعد ضرورت، اهداف، محتوا، روش‌های یاددهی-یادگیری و ارزشیابی از اجماع بسیار بالایی برخوردار است؛ به‌ویژه اجماع ۱۰۰ درصدی بر پرورش مهارت حل مسئله، آماده‌سازی برای زندگی واقعی، افزایش انگیزه، یادگیری پروژه‌محور و گروهی، استفاده از فناوری، ارزیابی عملکردی، بازخورد مستمر، محتوای انعطاف‌پذیر و هم‌راستایی کامل با نیازهای جامعه. این الگو با تأکید بر مهارت‌های زندگی و نرم، ارزش‌های اخلاقی، فعالیت‌های عملی و کشف استعدادها، دانش‌آموزان را به شهروندانی مسئول، خلاق و خودباور تبدیل کرده و شکاف آموزش سنتی با زندگی واقعی را به‌طور مؤثر کاهش می‌دهد.

مقاله پژوهشی مدیریت و توسعه منابع انسانی در سازمان های آموزشی

توسعه منابع انسانی در سازمان‌‌های آموزشی مبتنی بر رویکرد خودرهبری

صفحه 71-101

https://doi.org/10.22054/jrlat.2026.90312.1916

فاطمه طاهری

چکیده در دنیای امروزِ پرتحول، سازمان‌ها برای سازگاری با تغییرات و فناوری‌های نوین، به راهبردهایی نیاز دارند که علاوه بر انعطاف‌پذیری، قابلیت خودرهبری کارکنان را تقویت کند. هدف پژوهش فعلی بررسی توسعۀ منابع انسانی از طریق خودرهبری است. روش پژوهش، کیفی با راهبرد تحلیل مضمون است. نمونۀ آماری 14 نفر از خبرگان حوزه مدیریت منابع انسانی دانشگاه‌های دولتی و مراکز آموزشی استان تهران با اشراف اطلاعاتی نسبت به موضوع به‌صورت تئوریک و دارای سوابق اجرایی و تجربه مدیریت منابع انسانی در عمل هستند که با روش نمونه‌گیری هدفمند از نوع گلوله برفی انتخاب شدند. معیار اطمینان از کفایت تعداد نمونه آماری، اشباع نظری حاصل شده است. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه نیمه‌ساختار یافته است. روش تحلیل داده‌ها بر اساس تحلیل مضمون طی سه مرحله مفهوم‌پردازی، مقوله‌پردازی فرعی و مقوله‌پردازی اصلی است. بر اساس یافته‌ها، اتخاذ رویکرد خودرهبری با چهار مضمون اصلی مشتمل بر آموزش و توسعۀ فردی، توسعۀ مسیر شغلی، توسعه رفتارهای مثبت فردی و توسعۀ سازمانی در توسعۀ منابع انسانی در دو سطح فردی و سازمانی نقش ایفا می‌کند. برای اطمینان از استمرار و تداوم ایفای نقش خودرهبری کارکنان، مضمون پنجم با عنوان حمایت سیستمی و سازمانی از استراتژی‌های خودرهبری احصا گردید. یافته‌ها حاکی از آن است که رویکرد خودرهبری با تمرکز بر توسعۀ فردی و سازمانی، نقشه راهی اثربخش برای توسعۀ منابع انسانی در عصر تحولات پرشتاب فراهم می‌کنند. با این حال، تداوم موفقیت این راهبرد، مستلزم پشتیبانی و حمایت همه‌جانبه سیستم‌های سازمانی است.

مقاله پژوهشی

پویایی های قدرت جنسیتی شده در حریم شکنی های دانشگاهی: در جستجوی نقش نوین رهبران آموزش عالی

صفحه 103-138

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.79839.1747

شلاله معراجی اسکوئی، عباس عباس پور، علی دلاور، عباس طلوعی اشلقی

چکیده حریم شکنی به نگرش، رفتار و یا شرایط غیرهنجارمند اشاره دارد. یکی از انواع آن، آزار جنسی در محیط کار است که خود، شکلی از تبعیض جنسیتی محسوب می شود. از آن جایی که پژوهش های انجام شده در داخل کشور، کمتر به موضوع حریم شکنی جنسی اعضای هیأت علمی پرداخته اند، مطالعه ادبیات جهانی موجود می تواند به ایجاد آگاهی بیشتر در رهبران دانشگاه ها، اساتید و دانشجویان یاری رساند. مقاله حاضر، با اتخاذ رویکرد «پویایی های قدرت جنسیتی شده»، و انجام روش شناسی «ترکیب مضمون» بر 14 پژوهش اولیه انتخاب شده، به دنبال پاسخ به این پرسش ها بود که اعضای هیأت علمی مرتکب حریم شکنی های جنسی چه ویژگی ها و انگیزه هایی دارند؛ و ویژگی های قربانیان آن ها و عواقب قربانی شدن چه هستند؟
یافته های پژوهش حاضر، ویژگی های حریم شکنان و انگیزه های آنها، و ویژگی های قربانیان و رفتارهایی که پس از قربانی شدن از خود نشان می دهند را در بستر پویایی های قدرت جنسیتی شده، ارائه نموده است. سیاستگذاران، قانونگذاران و رهبران دانشگاهی می توانند با بهره گیری از این یافته ها، درک بهتر و گسترده تری از پدیده حریم شکنی جنسی اعضای هیأت علمی کسب نموده و زمینه هایی را که نیاز به اقدام فوری یا بازنگری دارند، تشخیص دهند.

مقاله پژوهشی رهبری در سازمان های آموزشی

توانمندسازی رهبری مسئولیت پذیر میان مدیران مدرسه؛ برساخت راهبردهای حرفه‌ای

صفحه 139-184

https://doi.org/10.22054/jrlat.2026.86148.1861

مهدی صالحی، امیرحسن نجفی

چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین راهبردهای حرفه‌ای مدیران مدارس در جهت تحقق رهبری مسئولیت‌پذیر در بستر آموزش‌وپرورش ایران انجام شده است. این مطالعه با بهره‌گیری از رویکرد کیفی و راهبرد نظریه‌پردازی داده‌بنیاد، بر مبنای رهیافت سازنده‌گرای چارمز صورت گرفته است. مشارکت‌کنندگان پژوهش شامل ۱۲ نفر از مدیران مدارس دولتی ابتدایی، متوسطه اول و دوم شهر کرمانشاه بودند که با روش نمونه‌گیری هدفمند و بر پایه معیارهای تخصصی و تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با استفاده از روش کدگذاری سه‌مرحله‌ای (باز، محوری و انتخابی) تحلیل گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد که راهبردهای حرفه‌ای مدیران برای رهبری مسئولیت‌پذیر در چهار مقوله اصلی قابل احصا هستند: فرهنگ مشارکت‌پذیری (شامل برگزاری شوراها، تفویض اختیار، مشارکت معلمان)، ارتباط حسنه مبتنی بر اعتماد (از جمله گوش‌دادن فعال، همدلی، بازخورد سازنده)، تاب‌آوری در برابر مشکلات (شامل پذیرش تفاوت‌ها و مقاومت در برابر مداخلات بیرونی) و رهبری مبتنی بر رشد اخلاقی و حرفه‌ای. این راهبردها بر نقش مدیر به‌عنوان پرورنده‌ی مسئولیت پذیر، شنونده فعال، و رهبر مشارکتی تأکید دارند و می‌توانند زمینه‌ساز بازسازی اعتماد، تقویت عدالت آموزشی و بهبود فضای انسانی مدرسه باشند.

مقاله پژوهشی رهبری در سازمان های آموزشی

فرا ترکیب چالش ها و فرصت های رهبری زنان در مدیریت مدارس

صفحه 185-203

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.83388.1816

فرانک موسوی

چکیده این پژوهش به بررسی فرا ترکیب رهبری زنان در مدارس و شناسایی چالش‌ها و فرصت‌های پیش‌روی آن‌ها می‌پردازد. با توجه به نقش کلیدی زنان در سیستم‌های آموزشی، درک عوامل مؤثر بر رهبری آن‌ها به‌ویژه در زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی و سازمانی از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف این تحقیق تحلیل و بررسی نتایج مطالعات پیشین درباره رهبری زنان در مدارس به‌منظور شناسایی الگوها و روندهای مشترک در چالش‌ها و فرصت‌هاست. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی مقالات منتشر شده در پایگاه‌های داده علمی معتبر در حوزه رهبری زنان و آموزش است که بین سال‌های 2010 تا 2023 منتشر شده‌اند. نمونه آماری با استفاده از روش هدفمند از میان 50 مقاله مرتبط انتخاب شده است. ابزارهای جمع‌آوری داده‌ها شامل چک‌لیست‌های کدگذاری و نرم‌افزارهای تحلیل داده‌های کیفی بوده‌اند که به تجزیه و تحلیل داده‌ها کمک کرده‌اند. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که زنان در موقعیت‌های رهبری با موانع قابل توجهی مانند نابرابری‌های جنسیتی، فشارهای فرهنگی و کمبود حمایت‌های اجتماعی مواجه هستند که این عوامل بر عملکرد و پیشرفت آن‌ها تأثیر می‌گذارند. به‌علاوه، فرصت‌هایی مانند توانمندی‌های بالقوه زنان در ایجاد تغییرات مثبت در محیط‌های آموزشی و بهبود کیفیت یادگیری دانش‌آموزان شناسایی شده است. در نهایت، این پژوهش به‌عنوان یک منبع علمی می‌تواند به سیاست‌گذاران و دست‌اندرکاران آموزش و پرورش کمک کند تا با شناسایی و کاهش موانع، زمینه‌های بهتری برای رهبری زنان در مدارس فراهم آورند و از توانمندی‌های آن‌ها به نحو مؤثرتری بهره‌برداری کنند.

مقاله پژوهشی

شناسایی عوامل موثر در ارزیابی هوشمند عملکرد مدیران مدارس: یک مطالعه‌ی فراترکیب

صفحه 205-230

https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.81581.1778

فرانک توکلی فر، علی خورسندی طاسکوه، حمید رحیمیان، محمد تقی تقوی فرد، عنایت الله زمان پور

چکیده ارزیابی عملکرد مدیران مدارس یکی از عوامل کلیدی در روند توسعه و اصلاحات آموزشی است.،عملکرد مدیریت مدارس به شدت متاثر از ابزارهای هوشمند است. هدف اصلی این پژوهش، مفهوم سازی و شناسایی مؤلفه های ارزیابی هوشمند عملکرد مدیران مدارس است. روش این پژوهش از حیث گردآوری داده، کیفی و از حیث نتیجه، کاربردی است. برای گردآوری داده و اطلاعات در بخش کیفی از روش فراترکیب و از الگوی هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو (2006) استفاده شد.‘برای شناسایی و گردآوری منابع علمی معتبر، از پایگاه‌های علمی داخلی و بین‌المللی استفاده شد. از میان منابع موردنظر با راهبرد جستجوی هدفمند، مقالات نهایی انتخاب و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. با ترکیب محتوا و ادبیات مربوط، کدها و مقوله ها و مفاهیم کلیدی استخراج، تحلیل و اعتبار آنها از طریق محاسبه ضریب کاپای کوهن تائید شد. نتایج نشان داد، مهمترین عوامل شناخته شده در ارزیابی هوشمند عملکرد مدیران مدارس شامل: ابزارها و روشها، محدودیت ها و الزامات، مولفه های قابل ارزیابی توسط ابزارهای هوشمند، عوامل موثر در نتیجه ی حاصل از ارزیابی هوشمند، مراحل اجرای ارزیابی هوشمندعملکرد، مزایای ارزیابی هوشمندعملکرد و تفاوت ارزیابی هوشمند عملکرد با ارزیابی سنتی بودند. شناسایی ابعاد و مولفه های ارزیابی هوشمند عملکرد مدیران مدارس می‌تواند به عنوان یک منبع ارزشمند در تدوین، توسعه و اجرای سیاست‌های ارزیابی و مدیریت در مدارس ایران توسط سیاستگذاران حوزه آموزش مورد استفاده قرار گیرد.

مقاله پژوهشی سیاستگذاری و تصمیم گیری در آموزش

تأملی بر بازدارنده‌های ریشه‌ای اشتغال دانش آموختگان دانشگاهی به منظور رهبری و سیاستگذای مطلوب آموزشی

صفحه 231-264

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.84107.1825

هدا نجف پور، احسان پروین، بیژن رضایی

چکیده پژوهش حاضر با هدف تأملی بر بازدارنده‌های ریشه‌ای اشتغال دانش آموختگان دانشگاهی جهت ارائه راهکارهای سیاستی مطلوب انجام شد. برای این منظور از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده شد. مشارکت‌کنندگان در پژوهش شامل خبرگان دانشگاهی و پژوهشگاهی با سوابق انجام پژوهش‌های مرتبط به موضوع پژوهش بودند که با استفاده از روش هدفمند از نوع گلوله برفی و با در نظر گرفتن اشباع نظری در یافته‌ها تعداد 16 نفر انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها، پژوهشگران از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده کردند و برای تحلیل داده‌های به‌دست‌آمده از مصاحبه‌ها‌، از روش تحلیل محتوا با تکیه بر تکنیک استقرایی مبتنی بر الگوی گرانهایم و لاندمن (2004) استفاده شد. یافتههای به‌دست‌آمده، حاکی از آن بود که آسیب‌های ریشه‌ای اشتغال فارغ التحصیلان آموزش عالی ایران درگرو مبتنی نبودن برنامه‌ها و محتواهای آموزشی و درسی دانشگاه‌ها با نیازها و مهارت‌های واقعی صنعت، جامعه و بازار کار در حوزه‌های مختلف، مبتنی نبودن برنامه‌ها و محتواهای آموزشی و درسی دانشگاه‌ها با نیازها و مهارت‌های واقعی صنعت، جامعه و بازار کار در حوزه‌های مختلف، نامتناسب بودن سطوح عرضه و تقاضای دانش‌آموختگان با نیازهای کشور، دانش‌بنیان و دانش‌بر نبودن اقتصاد، صنایع و بازار کشور، حاکمیت فرهنگ مدرک‌گرایی در آموزش و اشتغال کشور و فقدان فرهنگ کارآفرینی و آموزش کارآفرینی مناسب در بین فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها است.

مقاله پژوهشی رفتار و روابط انسانی در سازمان های آموزشی

مدل یابی ساختاری قلدری سازمانی در مراکز درمانی-آموزشی

صفحه 265-290

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.81788.1780

علی تقی نیا، حمدالله حبیبی، صادق ملکی آوارسین، زرین دانشور هریس

چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر، مدل یابی معادلات ساختاری قلدری سازمانی در مراکز درمانی _ آموزشی بود. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و روش انجام پژوهش همبستگی ازنوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه پزشکان، پرستاران و کارمندان شاغل در مراکز آموزشی و درمانی تبریز در سال 1402 بودند. نمونه آماری با استفاده از روش نمونه‌گیری دردسترس به تعداد 250 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی صوری آن توسط اساتید راهنما و مشاور و 2 نفر اساتید حوزه سنجش و اندازه گیری تائید شد و پایایی آن از طریق ضریب‌ آلفای کرونباخ 95/. به دست آمد. جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم‌افزار Amos و مدل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل قلدری سازمانی شامل 6 مولفه اعمال قدرت یک‌جانبه، تبعیض، مدیریت منابع انسانی نامرتبط، سوءاستفاده از موقعیت شغلی و اجرای ضعیف قانون، مدیریت مبتنی بر ترس و تحمیل بارکاری اضافی بود و این مدل 72/. متغیر قلدری سازمانی را تبیین می‌کند. همچنین شاخص‌های برازش مدل نشان از مطلوب بودن مدل دارد. نتایج این تحقیق می‌تواند در تدوین آیین نامه ای جهت پیشگیری از پدیده قلدری در سازمان‌های آموزشی و درمانی کاربرد داشته باشد.

مقاله پژوهشی توسعۀ شایستگی های مدیران و کارکنان آموزشی

مرور نیمه نظام‌مند شایستگی دانش‌آموختگان؛ پیوند آموزش عالی با نیازهای صنعت، کارآفرینی و کسب و کار

صفحه 291-335

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.87883.1884

شبنم زرجو، سید محمد مقیمی، ندا محمد اسمعیلی، حمیدرضا یزدانی

چکیده دانشگاه و موسسات آموزش عالی نقش محوری در رهبری آموزشی و پرورش دانش‌آموختگان شایسته دارند و یکی از ارکان اصلی در ارتباط با بازار و کارفرمایان محسوب می‌شود، ازین‌رو با ایفای نقش اثربخش می‌توانند پاسخگوی کسب کار در دنیای آشفته کنونی باشند، بنابراین هدف از پژوهش حاضر مرور و تحلیل دستاورد مطالعاتی است که در این زمینه توسط سایر محققان صورت پذیرفته است، در این راستای از روش مرور نیمه نظام‌مند بهره‌گرفته شده است، که یک روش جدید و نوآورانه برای بررسی مطالعات اسنادی است و در زمره روش‌های کیفی قرار می‌گیرد، یافته‌های پژوهش که از مرور پژوهش‌های 2015 الی 2025 مجلات چارک 1 و 2 به دست آمدند، حاکی از هفت عنصر اصلی است، مضامین اصلی ، شامل شایستگی‌های فردی، ارتباطی، شناختی، مدیریتی، فنی، حرفه‌ای و دیجیتالی است، هر یک از این مضامین اصلی، مجموعه‌ای از مضامین فرعی(24) و شاخص‌های جزئی‌تر(36) را در بر می‌گیرد که به صورت یکپارچه، شایستگی دانش آموختگان را تعریف می‌کنند، همچنین دستاورد ویژه پژوهش حاضر تحلیل شکاف پژوهش، میزان مشارکت کشورهای مختلف و موضوعات جدید در ارتباط با شایستگی دانش‌آموختگان با استفاده از زبان برنامه نویسی R است، که به صورت کامل در بخش یافته‌‌های پژوهش مورد بحث قرار گرفته است.

مقاله پژوهشی

مفهوم‌سازی رهبری کارآفرین از منظر مدیران مدارس: یک رویکرد پدیدارنگارانه

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 10 دی 1403

https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.81053.1772

سیروس مرادخواه، سیده پرستو احمد حیدری

چکیده هدایت و مدیریت مدارس بر عهده مدیرانی است که با تصمیمات و اقدامات خود، مسیر آموزشی دانش‌آموزان را شکل می‌دهند. این پژوهش پدیدارنگارانه به مفهوم‌سازی رهبری کارآفرین میان مدیران آموزشی در مدارس می‌پردازد. میدان تحقیق استان کردستان و مشارکت‌کنندگان بالقوه تمامی مدیران آموزشی در مقطع ابتدایی در شهر سنندج بودند که 18 نفر از آنان به‌صورت هدفمند (ناهمگن)انتخاب و با استفاده از یک پروتکل مصاحبه نیمه ساختاریافته دعوت به مشارکت شدند، بر اساس تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، پنج طبقه اصلی برای تجربه و درک رهبری کارآفرینانه شناسایی شد. این طبقات شامل راهبری و هدایت (توانایی مدیران در هدایت گروه‌ها به سمت اهداف و ایجاد انگیزه در برای دستیابی به نتایج مطلوب)، تسهیل و تقویت همکاری(ایجاد محیطی مشوق جهت برقراری ارتباط)، ایجاد حمایت و پشتیبانی (فراهم کردن منابع و حمایت‌های لازم برای گروه‌ها به‌منظور افزایش کارایی و کاهش موانع)، تعیین اهداف استراتژیک(اهمیت تعیین اهداف بلندمدت و استفاده از روش‌های مناسب برای دستیابی به آن‌ها) و تقویت خلاقیت و نوآوری(ایجاد فضایی که در آن خلاقیت و نوآوری به‌عنوان عوامل کلیدی در موفقیت سازمان موردتوجه قرار گیرند) است. این ساختار سلسله‌مراتبی تحت تأثیر چهار مؤلفه آگاهی شکل می‌گیرد: خصلت، پیوند، مقصد و پیامد. هر یک از این مؤلفه‌ها به توسعه و تقویت رهبری کارآفرینانه کمک می‌کند و به مدیران امکان می‌دهد تا به‌طور مؤثرتری در محیط‌های پویا و چالش‌برانگیز عمل کنند. یافته‌های این پژوهش به سیاست‌گذاران آموزشی نشان می‌دهد که رهبری کارآفرین از نظرگاه مدیران در مدارس چگونه است.

مقاله پژوهشی رهبری در سازمان های آموزشی

نقش سبک‌های رهبری مدیران مدارس در پیش‌بینی اهمال‌کاری و فرسودگی شغلی معلمان

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 07 بهمن 1404

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.87571.1877

ابراهیم داودی، رامین نجفی

چکیده از آنجایی که اهمال‌کاری و فرسودگی شغلی معلمان به ویژه در منطقه کم برخوردار، انگیزش و کارآمدی آنان را تضعیف می‌کند و رهبری آموزشی می‌تواند بر این دو متغیر تأثیر بگذارد، پژوهش حاضر با هدف بررسی توان پیش‌بینی اهمال‌کاری و فرسودگی شغلی معلمان دوره متوسطه شهرستان بشاگرد در سال تحصیلی 1403-1402 براساس سبک‌های رهبری مدیران مدارس انجام شد. این مطالعه از نوع همبستگی با جامعه آماری 315 معلم و نمونه‌های پژوهش شامل 172 نفر از آنها بوده است که با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه اهمال‌کاری تاکمن (1991)، پرسشنامه فرسودگی شغلی ماسلاچ (1997)، و پرسشنامه محقق‌ساخته برای سنجش سبک رهبری گردآوری شدند. با توجه به غیرنرمال بودن توزیع متغیرها، به منظور تحلیل داده‌ها از همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. نتایج نشان داد سبک رهبری مدیران با هر دو متغیر اهمال‌کاری و فرسودگی شغلی به ترتیب با ضریب 0.35 و 0.63رابطه منفی دارد، در حالی که میان اهمال‌کاری و فرسودگی شغلی با ضریب 0.29 رابطه مثبت مشاهده شد. تحلیل رگرسیون نشان داد که سبک‌های رهبری، تغییرات مربوط به اهمال‌کاری و فرسودگی شغلی را به ترتیب با ضرایب 0.27 و 0.44 به‌طور معناداری پیش‌بینی می‌کنند، و قدرت پیش‌بینی‌کنندگی سبک رهبری برای فرسودگی شغلی قوی‌تر از اهمال‌کاری بود. بنابراین، سبک‌های رهبری مؤثر می‌توانند با کاهش اهمال‌کاری و فرسودگی شغلی معلمان، به بهبود عملکرد آموزشی و سلامت روانی آن‌ها به‌ویژه در مناطق کم برخوردار مانند شهرستان بشاگرد کمک کنند.

مقاله پژوهشی رهبری در سازمان های آموزشی

طراحی و اعتباریابی الگوی مدرسه تاب‌آور برای دوره ابتدایی

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 07 بهمن 1404

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.87828.1883

مهدی عبداله زاده، عادل زاهد بابلان، مهدی معینی کیا، علی خالق خواه

چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتباریابی الگوی مدرسه تاب‌آور برای دوره ابتدایی انجام شد. این مطالعه از نوع مطالعات آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) است. میدان پژوهش در بخش کیفی را خبرگان دانشگاهی و مدیران و معلمان نمونه استان آذربایجان غربی تشکیل می‌دهند که ۱۷ نفر با روش نمونه‌گیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری به عنوان نمونه انتخاب شدند. در بخش کمی جامعه آماری شامل تمامی معلمان مدارس ابتدایی شهرستان ارومیه در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ است که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای ۳۴۶ نفر بر اساس فرمول کوکران به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود. اطلاعات جمع آوری شده از مصاحبه ها با روش تحلیل مضمون در نرم افزار Maxqda2020 تجزیه و تحلیل شد. اطلاعات جمع‌آوری شده در بخش کمی در نرم‌افزارهای Spss26 و Smart-Pls3 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌های بخش کیفی نشان داد که الگوی مدرسه تاب‌آور برای دوره ابتدایی از هشت مضمون فراگیر عوامل زیرساختی، عوامل ساختاری، عوامل مدیریتی، عوامل فرهنگی، عوامل پداگوژیکی، عاملیت معلمان، تاب‌آوری دانش‌آموزان و حمایت ذینفعان تشکیل می‌شود. نتایج بخش کمی نشان داد که تمامی متغیرهای مشاهده پذیر دارای بار عاملی قابل قبولی بر روی متغیر مکنون متناظر خود می‌باشند و در سطح ۰/۰۱ معنادار هستند. همچنین، مقدار شاخص GOF برابر با ۰/۶۲۲ به دست آمد که نشان‌دهنده برازش مطلوب مدل کلی پژوهش است. الگوی طراحی‌شده می‌تواند نقش مؤثری در بهبود کیفیت و تاب‌آوری نظام آموزشی ایفا کند.

بازنمایی مشکلات فرایند اجرای پایان‌نامه‌ها و رساله‌ها: یک مطالعه کیفی

دوره 5، شماره 17، پاییز 1397، صفحه 25-57

https://doi.org/10.22054/jrlat.2020.50339.1514

علی زارعی، محمد جوادی پور، کیوان صالحی

چکیده این پژوهش با هدف واکاوی مشکلات فرایند اجرای پایان نامه و رساله‌های دانشجویان دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران و ارائه راهکارهایی برای رفع مشکلات موجود انجام شد. پژوهش حاضر در چارچوب رویکرد کیفی و با روش پدیدارشناسی انجام شد. میدان پژوهش، دانشگاه تهران بود و مشارکت‌کنندگان 8 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران بودند که از طریق نمونه‌گیری هدفمند از نوع ملاکی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده‌ها با استفاده از مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری شدند. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش جیورجی و در پنج گام انجام شده است. یافته‌های پژوهش نشان داد که ادراک دانشجویان تحصیلات تکمیلی از مشکلات دانشجویان در فرایند اجرای پایان نامه‌ها و رساله‌هایشان به 7 مضمون کلی شامل مشکلات دانشجو یا عوامل فردی (9 زیرمضمون)، مشکلات اساتید (10 زیر مضمون)، مشکلات کلان جامعه (8 زیرمضمون)، مشکلات بروکراتیک (8 زیر مضمون)، مشکل در انتخاب موضوع (2 زیرمضمون)، مشکلات مادی (3 زیرمضمون) و مشکلات اجرا (2 زیرمضمون) را شامل می‌شود.

تاثیر رهبری کوانتومی برتعهد به تغییر از طریق کیفیت ارتباطات درک شده از تغییر وآمادگی برای تغییر

دوره 4، شماره 15، بهار 1397، صفحه 1-1

https://doi.org/10.22054/jrlat.2019.44651.1466

عباس قائدامینی هارونی، رضا ابراهیم زاده دستجردی، حمیرا عبدی، مهرداد صادقی ده چشمه

چکیده هدف این تحقیق بررسی تاثیر رهبری کوانتومی برتعهد به تغییر از طریق کیفیت ارتباطات درک شده از تغییر وآمادگی برای تغییر بود. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق حاضر را کلیه کارکنان شاغل دردانشگاه آزاد اسلامی واحداصفهان به تعداد1000تشکیل دادند که از طریق فرمول نمونه گیری کوکران تعداد 287 نفر به عنوان نمونه از طریق روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند ابزار پژوهش پرسشنامه استاندارد رهبری کوانتومی شلتون(2003) و پرسش نامه استاندارد تعهد به تغییر فدور و همکاران(2009) و پرسش نامه استاندارد ارتباطات درک شده از تغییر ارائه شده توسط میلر و مانگ(1985) و پرسش نامه استاندارد آمادگی بر تغییر ارائه شده توسط هولت و همکاران(2007) بودند روایی مورد تائید قرار گرفت و از سوی دیگرپایایی پرسش نامه ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب پرسشنامه رهبری کوانتومی (93/0) و پرسش نامه تعهد به تغییر(81/0) و پرسش نامه ارتباطات درک شده از تغییر(85/0) و پرسش نامه آمادگی بر تغییر(92/0) برآورد شد . تجزیه و تحلیل داده ها در سطح استنباطی مشتمل بر مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که رهبری کوانتومی از طریق آمادگی برای تغییر بر تعهد به تغییر تاثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تاثیر 39/0 می باشد ولی از طریق کیفیت رابطه بر تعهد به تغییر تاثیر معناداری ندارد همچنین تاثیر مستقیم بر تعهد به تغییر نیز معنادار نمی باشد.

تاثیر بدبینی سازمانی بررفتارهای انحرافی در محیط کاراز طریق سکوت سازمانی و رهبری مخرب(مورد مطالعه:دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان)

دوره 5، شماره 20، تابستان 1398، صفحه 1-38

https://doi.org/10.22054/jrlat.2021.47222.1490

رضا ابراهیم زاده دستجردی، عباس قائدامینی هارونی، علی رضا ابراهیم پور

چکیده هدف این تحقیق بررسی تأثیر بدبینی سازمانی بر رفتارهای انحرافی در محیط کار از طریق سکوت سازمانی و رهبری مخرب است. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری تحقیق حاضر را کلیه کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان به تعداد1000 تشکیل دادند که از طریق فرمول نمونه‌گیری کوکران تعداد 287 نفر به عنوان نمونه از طریق روش نمونه‌گیری طبقه‌ای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه استاندارد بدبینی سازمانی دین و همکاران (1998) و پرسشنامه استاندارد رفتارهای انحرافی در محیط کار بنت و رابینسون (2000) و پرسشنامه سکوت سازمانی واکولا و برادوس (2005) و پرسشنامه استاندارد رهبری مخرب گل‌پرور (1393) بودند که روایی پرسشنامه‌ها بر اساس روایی محتوایی با استفاده از نظر صاحب‌نظران، صوری بر مبنای دیدگاه تعدادی از جامعه آماری و سازه با روش تحلیل عاملی مورد بررسی قرار گرفتند و پس از اصطلاحات لازم روایی مورد تأیید قرار گرفت و از سوی دیگر پایایی پرسشنامه‌ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب (88/0)، (85/0)، (89/0) و (87/0) برآورد شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها در سطح استنباطی مشتمل بر مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که بدبینی سازمانی از طریق سکوت سازمانی بر رفتارهای انحرافی در محیط کار تأثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تأثیر (55/)0 است و از طریق رهبری مخرب بر رفتارهای انحرافی در محیط کار تأثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تأثیر 44/0 است و همچنین بدبینی سازمانی بر رفتارهای انحرافی در محیط کار تأثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تأثیر 88/0 است.

طراحی الگوی اعتبارسنجی و تضمین کیفیت برای نظام آموزش عالی ایران به شیوه‌ی نظریه‌ی زمینه‌ای

دوره 1، شماره 4، تابستان 1394، صفحه 21-53

https://doi.org/10.22054/jrlat.2015.4553

دکتر عباس عباس پور، محمد مجتبی زاده، دکتر حسن ملکی، دکتر مقصود فراست خواه

چکیده هدف اصلی این پژوهش واکاوی درک کنشگران اجتماع علمی از الگوی اعتبارسنجی نظام آموزش عالی کشور و طراحی الگوی اعتبارسنجی مناسب است. این پژوهش، ازنظر هدف، از نوع پژوهش­های توسعه­ای و به لحاظ روش،مبتنی بر نظریه زمینه­ایاست.بر اساس این روش، تلاش محققان بر آن بوده است تا به معانی، دیدگاه­ها و سازوکارهای ذهنی کنشگران آموزش عالی پی برده شوند. چهار ابزار اصلی گردآوری داده‌های این پژوهش مصاحبه، مشاهده، یادداشت­برداری و مرور اسناد بوده است. بر اساس روش‌شناسی زمینه‌ای، و با بررسی داده­های به‌دست‌آمده در مرحله­ی اول کدگذاری باز، 2027 مفهوم به دست آمد. داده­های مرحله­ی دوم کدگذاری باز، در قالب 1262 مفهوم و 157 مقوله­ی عمده طبقه­بندی شدند. در مرحله کدگذاری محوری، 25 مقوله هسته­ای تعیین شدند. در مرحله­ی کدگذاری انتخابی 25 مقوله­ی هسته­ای به سطح انتزاعی بالاتر ارتقاء داده شد و برحسب ویژگی­های شرایطی، تعاملی/فرایندی و پیامدی طبقه­بندی شد. در پایان، مقوله­ی گفتمان کیفیت، بیم و امید، را به‌عنوان اصلی­ترین و نهایی­ترین مقوله­ی هسته­ای انتخاب و بسط داده شدند. این پژوهش نشان می‌دهد، کیفیت مفهومی پیچیده و چندبعدی است. بر این پایه، توجه چندجانبه و کلی‌گرا نسبت به اعتبارسنجی و تضمین کیفیت نظام آموزش عالی ایران و دوری از نگاه جزیره­ای و جزء­گرا لازم است.

بررسی تأثیر رهبری اسلامی بر رفتارهای انحرافی در محیط کار از طریق اخلاق کار اسلامی و سرمایه اجتماعی

دوره 6، شماره 22، تابستان 1401، صفحه 69-99

https://doi.org/10.22054/jrlat.2022.53223.1539

عباس قائدامینی هارونی، رضا ابراهیم زاده دستجردی، مهرداد صادقی، مجید ماهرانی برزانی

چکیده هدف این پژوهش تعیین تأثیر رهبری اسلامی بر رفتارهای انحرافی در محیط کار از طریق اخلاق کار اسلامی و سرمایه اجتماعی (موردمطالعه: دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان)) است. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه کارکنان شاغل در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان به تعداد 1000 تشکیل دادند که از طریق فرمول نمونه‌گیری کوکران تعداد 287 نفر به‌عنوان نمونه از طریق روش نمونه‌گیری طبقه‌ای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه استاندارد رهبری اسلامی Khaliq Ahmad and Ogunsola (2011)، پرسشنامه استاندارد رفتارهای انحرافی در محیط کار Robinson and Bennett (2000) و پرسشنامه سرمایه اجتماعی  Nahapitogoshal(1998) و پرسشنامه استاندارد اخلاق کار- اسلامی Ali (1988) بود که روایی پرسشنامه‌ها بر اساس روایی محتوایی، صوری و سازه موردبررسی قرار گرفتند و پس از اصطلاحات لازم روایی مورد تأیید قرار گرفت و از سوی دیگر پایایی پرسشنامه‌ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 93/0، 91/0، 91/0 و 92/0 برآورد شد و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها در سطح استنباطی مشتمل بر مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که رهبری اسلامی از طریق اخلاق کار اسلامی بر رفتارهای انحرافی در محیط کار تأثیر منفی و معناداری دارد که ضریب این تأثیر 78/0- است و از طریق سرمایه اجتماعی بر رفتارهای انحرافی در محیط کار تأثیر منفی و معناداری دارد که ضریب این تأثیر 67/0- است و همچنین تأثیر مستقیم رهبری اسلامی بر رفتارهای انحرافی در محیط کار معنادار منفی ضریب این تأثیر 77/0- است.

نقش واسطه‌ای فرهنگ‌سازمانی و تسهیم دانش در رابطه رهبری تحوّلی و موفقیت برنامه‌ریزی منابع سازمان (ERP) در دانشگاه

دوره 1، شماره 1، پاییز 1393، صفحه 137-163

https://doi.org/10.22054/jrlat.2014.115

معصومه یگانه راد، مرتضی طاهری

چکیده سیستم برنامه‌ریزی منابع سازمان (ERP) در دانشگاه هرروز رو به گسترش است. یکی از عوامل کلیدی مؤثر بر موفقیت برنامه‌ریزی منابع سازمان، رهبران ارشد هستند. هرچند مطالعات گذشته از زوایای مختلف تأثیر رهبری بر موفقیت برنامه‌ریزی منابع سازمان را بررسی نموده‌اند، بااین‌حال، نقش رهبری تحول‌آفرین در موفقیت برنامه‌ریزی منابع سازمان دانشگاه مطالعه نشده است. هدف این پژوهش، تعیین نقش رهبری تحول‌آفرین در موفقیت برنامه‌ریزی منابع سازمان (ERP) در دانشگاه‌ بود. علاوه بر این، نقش واسطه‌ای فرهنگ‌سازمانی و تسهیم دانش در رابطه بین رهبری تحوّلی و موفقیت برنامه‌ریزی منابع سازمان بررسی شد. مدل پژوهش در دانشگاه علامه طباطبائی، دانشگاه علوم اقتصادی و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری آزمون شد. تحلیل همبستگی چند متغیره داده‌ها بر روی پرسشنامه‌های تکمیل‌شده 200 نفر از کارمندان انجام شد. نتایج تحلیل مسیر نشان داد رهبری تحوّل آفرین بر موفقیت برنامه‌ریزی منابع سازمان اثر مستقیم دارد، همچنین به‌واسطه فرهنگ‌سازمانی موجب موفقیت برنامه‌ریزی منابع سازمان می‌شود، بااین‌حال، اثر مستقیم رهبری تحوّلی بر تسهیم دانش آشکار معنی‌دار نبود. یافته‌های پژوهش نشان داد فرهنگ‌سازمانی و تسهیم دانش آشکار بر موفقیت برنامه‌ریزی منابع سازمان اثر مستقیم دارد و تسهیم دانش آشکار ERP ارتباط بین رهبری تحوّلی و موفقیت برنامه‌ریزی منابع سازمان را تعدیل می‌کند. نتایج این پژوهش دلالت‌هایی برای مدیران ارشد در جهت تسهیل فرهنگی مناسب به‌طوری‌که موجب توسعه تسهیم دانش ERP و رسیدن به بهبود سازمانی با استفاده از سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان شود، ارائه می‌دهد.

بررسی رابطه بین معنویت سازمانی و تعهد سازمانی کارکنان دانشگاه دانشگاه رازی کرمانشاه

دوره 1، شماره 2، زمستان 1393، صفحه 193-215

https://doi.org/10.22054/jrlat.2016.1060

احسان پروین، شراره محمدی، ناصر شیربگی، طاهره لطفی نژاد

چکیده معنویت در محیط کار، از مفاهیم جدیدی است که در سالهای اخیر در ادبیات مدیریت و کسب‌ و کار ظهور کرده است. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی رابطه معنویت سازمانی و تعهد سازمانی کارکنان دانشگاه رازی کرمانشاه می‌باشد. این مطالعه برحسب هدف از نوع کاربردی، ازنظر نحوه اجرا توصیفی و ازنظر آماری توصیفی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان دانشکاه رازی ( 500 نفر) که در نیمه اول سال 1393 مشغول به کار بودند. نمونه آماری با استفاده از جدول مورگان و با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس 200 نفر انتخاب شدند که به‌ کمک پرسشنامه ی معنویت سازمانی (شموس و دوچون، 2000 و میلیمن، 2003) و تعهد سازمانی (خان،2002) مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تجزیه ‌و تحلیل اطلاعات از روش‌های آمار توصیفی و استنباطی (t دو گروه مستقل، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام ‌به ‌گام) استفاده‌ شد. یافته‌ها نشان دهنده رابطه مثبت و معنادار بین ابعاد معنویت سازمانی و تعهد سازمانی می باشد و میانگین نمرات کلی معنویت سازمانی، همسو با اهداف سازمان می باشد و تعهد مداوم مردان بالاتر از زنان بود. بررسی سایر فرضیات نشانگر آن است که بین ابعاد معنویت سازمانی و تعهد سازمانی رابطه وجود دارد. طبق تحلیل رگرسیون ابعاد احساس همبستگی با همکاران و همسویی با اهداف سازمان از ابعاد معنویت سازمانی پیش‌بینی کننده مثبت تعهد عاطفی بودند و بعد احساس همبستگی با همکاران، تعهد مداوم را پیش‌بینی می‌کرد. نمرات کلی معنویت سازمانی هم پیش‌بینی کننده مثبتی برای تعهد هنجاری می باشد.

ابر واژگان