تأثیر حمایت سازمانی بر اخلاق حرفه ای با نقش میانجی عدالت سازمانی در معلمان
صفحه 7-33
https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.81250.1774
اقدس تقی شاهبازی، غلامحسن پناهی، سجاد کاظمی
چکیده هدف تحقیق حاضر، تعیین تأثیر حمایت سازمانی بر اخلاق حرفهای با نقش میانجی عدالت سازمانی در معلمان بود. روش انجام تحقیق، توصیفی همبستگی از نوع تحلیل مسیر بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل معلمان متوسطه دوم شهر زاهدان در سال تحصیلی 1402-1401 به تعداد 844 نفر بود که تعداد 264 نفر (172 نفر معلم زن و 92 نفر معلم مرد) بهعنوان حجم نمونه از طریق روش نمونهگیری طبقهای تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه حمایت سازمانی (ایزنبرگر و همکاران، 1986)، پرسشنامه اخلاق حرفهای (آرمیتو و همکاران، ۲۰۱۱) و پرسشنامه عدالت سازمانی (کالکیت، 2001) بود. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از آزمون تحلیل مسیر و ضریب همبستگی پیشرون استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که حمایت سازمانی ادراکشده بر اخلاق حرفهای معلمان تأثیر مستقیم و معناداری دارد. حمایت سازمانی بر عدالت سازمانی معلمان تأثیر مستقیم و معناداری داشت. همچنین اخلاق حرفهای بر عدالت سازمانی ادراکشده معلمان تأثیر مستقیم و معناداری دارد. عدالت سازمانی بهواسطه حمایت سازمانی بر اخلاق حرفهای معلمان به میزان 16/0 تأثیر داشت.
طراحی مدل مفهومی ذهنآگاهی برای مدیران آموزشی مدارس: یک مطالعة دادهبنیاد
صفحه 35-70
https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.80187.1753
مجید انصاری فر، عباس عباس پور، حمید رحیمیان، فرنوش اعلامی
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل مفهومی ذهنآگاهی برای مدیران آموزشی مدارس بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش نظریه دادهبنیاد انجام شد. مشارکتکنندگان ۱۸ مدیر آموزشی مجرب، متخصص و مطلع از موضوع پژوهش حاضر بودند که با روش نمونهگیری هدفمند نظری انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته جمعآوری و بر مبنای رهیافت نظاممند اشتراوس و کوربین (کدگذاری باز، محوری و انتخابی) تحلیل شد. اعتباریابی در این مطالعه با استفاده از راهبردهای چندجانبه نگری در منابع داده و پژوهشگران، بررسی مجدد تحلیلها توسط تعدادی از مشارکتکنندگان و بازبینی نتایج توسط همتایان صورت پذیرفت. ابعاد مدل پارادایمی شامل: شرایط علّی (درد و رنج، مطالبه، مطالعه، مراقبه، مراوده)؛ پدیده محوری (پرورش مدیران آموزشی ذهن آگاه)؛ شرایط زمینهای (نظام آموزشی، نهاد خانواده، حضور در مجالس معنوی، حضور در طبیعت)؛ شرایط مداخلهگر (وضعیت نظام آموزشی و پرورشی، وضعیت رفاهی و اقتصادی، وضعیت اجتماعی و فرهنگی)؛ عمل-تعاملها (آگاهی فراشناختی، مهارتهای فراشناختی) و پیامدها (رشد معنوی و تحول فردی، بهبود کیفیت زندگی فردی و حرفهای) بود که بر اساس آنها مدل ذهنآگاهی برای مدیران آموزشی مدارس طراحی شد. نتایج این پژوهش میتواند به متولیان و پژوهشگران این حوزه کمک کند تا ابعاد و جنبههای مختلف ذهنآگاهی خاصه برای مدیران آموزشی مدارس را درک نمایند و بستری برای پرورش و بهسازی آنها و تجهیزشان به شایستگیهای جدید فراهم نماید.
آزمون مدل علی عملکرد سازمانی کارکنان سازمان آموزشوپرورش شهر تهران بر اساس هوش هیجانی و رهبری مبادلهای با نقش میانجی گردش شغلی
صفحه 71-120
https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.80893.1771
صلاح الدین ابراهیمی، سید محسن حسین زاده، محمدمهدی محبی، بهمن غلامی
چکیده در آموزش وپرورش، موفقیت سازمان در رسیدن به اهداف و مأموریت های سازمانی منوط به شناسایی عوامل مؤثر بهبود عملکرد است و عملکرد سازمانی سزاوار توجه و بررسی فراوان است. هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر هوش هیجانی و رهبری مبادلهای بر عملکرد سازمان با نقش میانجی گردش شغلی در آموزشوپرورش شهر تهران بوده است. این پژوهش از نوع کاربردی و روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری پژوهش کلیه کارکنان سازمان آموزشوپرورش شهر تهران با مراجعه به آموزشوپرورش شهر تهران 1500 نفر تعیین شد و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 306 نفر با روش نمونهگیری تصادفی ساده تعیین شد. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش، پرسشنامه استاندارد هوش هیجانی، پرسشنامه سبک رهبری، پرسشنامه عملکرد سازمانی و پرسشنامه چرخش شغلی بوده است. روایی پرسشنامهها با استفاده از روایی محتوا و روایی سازه و پایایی آنها با استفاده از روش آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. قرار جهت تجزیهوتحلیل دادهها از روش معادلات ساختاری با نرمافزار SPSS و PLS استفاده شده است. نتایج تجزیهوتحلیل دادهها نشان داده است که هوش هیجانی بر گردش شغلی و عملکرد سازمان، رهبری مبادلهای بر گردش شغلی و عملکرد سازمان و گردش شغلی بر عملکرد سازمان در سازمان آموزشوپرورش شهر تهران تأثیر دارد. همچنین نتایج نشان داد که هوش هیجانی بر عملکرد سازمان با نقش میانجی گردش شغلی و رهبری مبادلهای بر عملکرد سازمان با نقش میانجی گردش شغلی تأثیر دارد. سیاست رهبران مبادلهای و دارای هوش هیجانی بالا در جابجایی کارکنان در بخشهای مختلف (گردش شغلی) یکی از مهمترین اصول سازمانها برای رسیدن به بهبود عملکرد و افزایش توانمندی کارکنان است.
فهم پدیدارشناسانه تجربه زیسته مدیران مدارس دوره ابتدائی از برنامه توسعه فردی
صفحه 121-155
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.82270.1789
مرتضی بدری
چکیده مدیران مدارس یکی از ارکان اساسی فرایند آموزشوپرورش هستند لذا از تجربیات زیستة آنها میتوان اطلاعات مفید و گرانبهایی استخراج کرد. هدف اصلی از انجام پژوهش حاضر، فهم پدیدارشناسانة تجربة زیستة و درک مدیران دورة ابتدایی از برنامه توسعه فردی است. این پژوهش کیفی با استفاده از روش پدیدارشناسی اجرا و روش گردآوری اطلاعات، استفاده از مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته بود. بر این اساس، از بین مدیران دورة ابتدایی، 13 نفر بر اساس معیارهای ورود به پژوهش به روش هدفمند انتخاب و مصاحبه با آنها تا رسیدن به حد اشباع ادامه داشت. تحلیل مصاحبهها با استفاده از الگوی تأملی شش مرحلهای ونمنن (1990) انجام شد که پس از استخراج موضوعی و طبقهبندی آنها، 14 مضمون اولیه شناساییشده پژوهش، در قالب چهار مضمون اصلی 1. دیدگاه آمادهسازی برنامه توسعه فردی 2. دیدگاه کاربردی برنامه توسعه فردی 3. دیدگاه پیامدی برنامه توسعه فردی و 4. سایر دیدگاههای برنامه توسعه فردی، شناسایی و احصا شدند. نوآوری این مقاله در ارائه یک درک عمیق و پدیدارشناسانه از تجربیات مدیران مدارس ابتدایی در زمینه برنامههای توسعه فردی است که میتواند به بهبود فرآیندهای مدیریتی و آموزشی در این حوزه کمک کند. لذا احصا برداشتهای منسجم و مؤثر در جهت توسعه منابع انسانی از برنامه توسعه فردی، میتواند به تحقق کارا و اثربخش برنامههای توسعه مدیران مدارس منجر میشود.
ارائه مدل ساختاری عوامل مؤثر بر فرسودگی شغلی معلمان ابتدایی
صفحه 157-185
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.82725.1801
رضا محمدی، اکبر خرسندی یامچی
چکیده هدف این پژوهش شناسایی الگوی روابط ساختاری عوامل مؤثر بر فرسودگی شغلی معلمان ابتدایی شهرستانهای استان تهران بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است که به شیوۀ معادلات ساختاری صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان ابتدایی شهرستانهای استان تهران بودند که از بین آنها 1147 نفر با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای بهعنوان نمونه آماری انتخاب شدند. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامه محققساخته عوامل مؤثر بر فرسودگی شغلی معلمان استفاده شد که روایی محتوایی پرسشنامهها توسط متخصصان تأیید و پایایی آن نیز بر اساس روش آلفای کرونباخ 763/0 برآورد شد. جهت تحلیل دادههای پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری استفاده شد. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که بین عوامل سازمانی، عوامل شغلی و عوامل فردی با ابعاد فرسودگی شغلی در سطح معناداری 01/0 رابطه منفی و معنادار وجود دارد. تحلیلهای معادلات ساختاری نیز نشان داد که عوامل شغلی در رابطه بین عوامل سازمانی با فرسودگی شغلی، و در رابطه بین عوامل فردی با فرسودگی شغلی نقش میانجی را بهخوبی ایفاء میکند.
شناسایی مداخلههای رفتاری تلنگر پایه در مراحل آموزشی و پژوهشی دانشجویان دوره دکتری مدیریت
صفحه 187-223
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.82369.1793
سید کمال واعظی، لیلا میرزاابوالحسنخان ایلچی
چکیده با توجه به ماهیت خاص رشته مدیریت و از سوی دیگر رشد چشمگیر پذیرش دانشجو در مقطع دکتری این رشته، سطح کیفی فرآیندهای آموزش و یادگیری در این دوره بهشدت تحت تأثیر قرارگرفته و تحقق اهداف اصلی این دوره را با چالش روبرو کرده است. اگرچه دلایل مختلفی باعث این ناکارآمدی شده است، اما بدون شک یکی از دلایل اصلی، نبود نظام رفتاری مناسب برای تحقق اهداف یادگیری است. این مقاله با فرض پذیرش ضرورت تعامل با وضعیت موجود، از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با 15 نفر از دانشآموختگان و دانشجویان مقطع دکتری مدیریت تلاش شده است تا امکان بهکارگیری مداخلات و تلنگرهای رفتاری در فرایند یادگیری دانشجویان دکتری بهعنوان یک ابزار کمهزینه و زودبازده برای ارتقای یادگیری در مراحل مصاحبه، دوره آموزشگری، دوره پژوهشگری و دفاع از رساله دکتری پیشنهاد شود. تجزیهوتحلیل دادههای گردآوریشده با تکنیک تحلیل مضمون و کدگذاری آنها با نرمافزار MAXQDA نشان میدهد که تلنگرها میتوانند برای ارتقای یادگیری در مقطع دکتری مؤثر باشند. بر اساس مطالعات نظری و پژوهش میدانی 281 مضمون پایه استخراج گردید که در قالب 19 مضمون سازمانیافته و 7 مضمون فراگیر با توجه به نظر خبرگان احصاء و نتایج تأییدشده جهت تطابق با کاربردهای تلنگری در اختیار خبرگان حوزه مداخلات رفتاری قرار گرفت. تلنگرهای پیشفرض، شفافکننده، اطلاعساز، جهتدهنده، تعهدآفرین، آگاهیدهنده (هشداردهنده)، بازخور، ظرفیتساز، هویتساز، رضایتبخشی، مشوق، آیندهنگر، فرصتساز، دیجیتال، جرأتآفرین، مدیریت ریسک، معکوس، محکزننده، تعدیلکننده توقعات ازجمله تلنگرهای پیشنهادی در حوزه تسهیل گری فرایندهای یادگیری در مقطع دکتری مدیریت هستند.
براساس مطالعات نظری و پژوهش میدانی 281 مضون پایه استخراج گردید که در قالب 19 مضون سازمانیافته و 7 مضمون فراگیر باتوجه به نظر خبرگان احصاء و نتایج تأییدشده جهت تطابق با کاربردهای تلنگری در اختیار خبرگان حوزه مداخلات رفتاری قرار گرفت.تلنگرهای پیشفرض، شفافکننده، اطلاعساز، جهتدهنده، تعهدآفرین، آگاهیدهنده(هشداردهنده)، بازخور، ظرفیتساز، هویتساز، رضایتبخشی، مشوق، آیندهنگر، فرصتساز، دیجیتال، جرأتآفرین، مدیریتریسک، معکوس، محکزننده، تعدیلکننده توقعات ازجمله تلنگرهای پیشنهادی در حوزه تسهیلگری فرایندهای یادگیری در مقطع دکتری مدیریت هستند.
دلایل گرایش دکترمعلمان به عضویت در هیئتعلمی دانشگاه فرهنگیان: نظریهپردازی دادهبنیاد کلاسیک
صفحه 225-252
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.82341.1791
خلیل زندی
چکیده اگرچه عضویت در هیئتعلمی دانشگاهها یک حرفه دشوار و چالشبرانگیز است اما بسیاری از معلمان دارای مدرک دکتری علاقهمند به اشتغال در این حرفه هستند. هدف از این پژوهش واکاوی دلایل گرایش دکترمعلمان به تصدی کرسی عضویت هیئتعلمی دانشگاه فرهنگیان بود. روش پژوهش کیفی و راهبرد مورداستفاده نظریهپردازی دادهبنیاد کلاسیک بوده است. مشارکتکنندگان پژوهش دکترمعلمانی بودند که در فراخوان اختصاصی جذب هیئتعلمی دانشگاه فرهنگیان شرکت کرده بودند. با استفاده از نمونهگیری نظری و با در نظر گرفتن قاعده اشباع نظری، نمونهای به حجم 10 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمهساختاریافته بود. تحلیل مصاحبهها و شکلگیری نظریه پارادایمی با استفاده از کدگذاری باز، یادنوشتنگاری، کدگذاری انتخابی و کدگذاری نظری انجام شد. در جریان تحلیلها از نرمافزار مکس کیو. دی. ای نسخه 20 برای تسهیل کدگذاری و ترسیم مدل پارادایمی پژوهش استفاده شد. با استناد به معیارهای اعتباریابی ماکسول از اعتبار تحقیق اطمینان حاصل شد. یافتهها بیانگر شناسایی 50 کد باز، 14 مفهوم و 6 مقوله بود. مقوله اصلی احصا شده در پژوهش حاضر جو طرد کننده مدرسه و اداره است که بهمثابه دلیل اصلی گرایش دکترمعلمان به عضویت در هیئتعلمی دانشگاه ظاهر شد. این مقوله سه جنبه جو کلاسی طردکننده مدارس، جو ارتباطی طردکننده و جو اداری طردکننده را در برمیگیرد. سایر مقولههای احصا شده عبارت از توسعه پایگاه اجتماعی، توسعه فرصتهای مالی و مادی، توسعه فرصتهای بالندگی علمی، توسعه فرصتهای استقلال و آزادی عمل، و احساس پویایی و اثربخشی هستند. در پایان این یافتهها بر مبنای نظریههای رایج انگیزش موردبحث قرار گرفتهاند.
ارزشیابی عملکرد استادان راهنما و دانشجویان دکتری دانشگاه علامه طباطبائی در فرآیند اجرا و نگارش رساله دکتری
صفحه 253-276
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.84117.1826
محمد عسگری
چکیده هدف پژوهش ارزشیابی عملکرد استادان راهنما و دانشجویان دکترای تخصصی دانشگاه علامه طباطبائی در فرآیند اجرا و نگارش رسالههای دکتری بود. روش پژوهش توصیفی بود. جامعه آماری دو گروه استادان دانشگاه علامه طباطبائی که در سالهای تحصیلی (1402- 1399) حداقل راهنمای یک رساله دکتری بوده؛ و گروه دوم، دانشجویان دورهی دکتری که از رساله خود در بازه زمانی دفاع کردهاند. همه افراد در دسترس دو گروه معرفیشده، بهعنوان نمونه پژوهش بودند. برای ارزشیابی دانشجو از عملکرد استاد راهنما؛ از پرسشنامه تعهدات و وظایف استاد راهنما با چهار مؤلفه (توجه اثربخش، همدلی اثربخش، توانمندسازی اثربخش و حریم حرفهای اثربخش) که روایی سازه آن با تحلیل عاملی و اعتبار آن به روش آلفای کرونباخ ۹۷/۰ برآورد تأیید شده است. برای ارزشیابی استاد راهنما از عملکرد دانشجویان دکتری، از پرسشنامه تعهدات و وظایف دانشجو با چهار مؤلفه (مشارکت اثربخش، علاقهی اثربخش، تعهد اثربخش و تعامل اثربخش) که روایی سازه آن با تحلیل عاملی و اعتبار آن به روش آلفای کرونباخ ۹۶/۰ برآورد تأیید شده است، استفاده شد. 120 استاد و 120 دانشجوی دکترای تخصصی به این دو پرسشنامه پاسخ دادند. تحلیل دادهها با استفاده از آزمون t تک نمونهای نشان داد که عملکرد استادان راهنما و دانشجویان دکترای تخصصی در کل قابلقبول (بالاتر از میانگین 3) بوده است. مؤلفههای عملکردی توجه اثربخش، همدلی اثربخش و حریم حرفهای اثربخش با 95 درصد اطمینان قابلقبول بود؛ اما مؤلفه توانمندسازی اثربخش به لحاظ آماری قابلقبول نبود. همه مؤلفههای عملکردی دانشجویان با 95 درصد اطمینان قابلقبول بود، ولی میانگینهای کسبشده در مؤلفهها، نشان میدهد این عملکردها از مطلوبیت برخوردار نبود.
نقش اقتصاد دیجیتالی در آموزش عالی بر قصد کارآفرینی بر مبنای نظریه رفتار برنامهریزیشده
صفحه 277-301
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.82611.1798
لیلا آندرواژ، سید محمد حسین لطفی آشتیانی، سید محسن لطفی آشتیانی
چکیده هدف این پژوهش تبیین تأثیر اقتصاد دیجیتالی در آموزش عالی بر قصد کارآفرینی بر مبنای نظریه رفتار برنامهریزیشده است. این پژوهش ازنظر هدف، یک تحقیق کاربردی به شمار میآید و ازلحاظ نحوه گردآوری اطلاعات، توصیفی و از نوع علی است. جامعه آماری این تحقیق را 500 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران تشکیل دادند که با استفاده از فرمول کوکران 209 نفر از آنها بهعنوان نمونه تعیین و از طریق روش نمونهگیری تصادفی برای مطالعه انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه استاندارد قصد کارآفرینانه لینان و چن (2009) و برای سنجش نگرش فردی و کنترل رفتاری درک شده از پرسشنامه (اوزارالی و رونبرگ،2016) و برای پشتیبانیهای اقتصاد دیجیتال از مقیاسهای توسعه دادهشده در بررسی بن یوسف و همکاران (2020) استفاده شد. پایایی پرسشنامه با محاسبه ضریب آلفا کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد تائید قرار گرفت. روایی پرسشنامه با دو روش روایی صوری-محتوایی و روایی سازه تائید شد. یافتهها نشان دادند که نگرش فردی و کنترل رفتاری عوامل تعیینکنندهی اصلی قصد کارآفرینی هستند؛ بهطوریکه کنترل رفتاری درک شده تأثیر قویتری نسبت به نگرشهای فردی دارد. همچنین مدل ساختاری نشان داد که این دو عامل حدود 88 درصد از کل واریانس را تبیین مینمایند. بر اساس نتایج بهدستآمده توصیه میشود که دانشگاهها توجه و تمرکز بیشتری بر آموزشها و تقویت مهارتهای علمی و تجربی دانشجویان داشته باشند.
شناسایی سبک مدیریت مراکز مهدکودک و پیشدبستانی شهر تهران
صفحه 303-336
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.82875.1806
افسانه نراقی زاده، تینا سهرابی
چکیده سبک مدیریت مهدکودک و پیشدبستانی به مجموعهای از رویهها، استراتژیها و روشهایی گفته میشود که مدیران مهدکودک برای انجام وظایف مختلف خود و مدیریت منابع موجود در مهدکودک استفاده میکنند. سبک مدیریت مهدکودک و پیشدبستانی میتواند تأثیر مستقیمی بر کیفیت آموزشوپرورش، محیط آموزشی و عملکرد کلی مهدکودک داشته باشد. هدف این پژوهش شناسایی سبک مدیریت مراکز مهدکودک و پیشدبستانی شهر تهران، است. جامعه پژوهش حاضر را مدیران مهدکودکها و پیشدبستانیهای شهر تهران که به نگهداری و تعلیم و تربیت کودکان 3 تا 6 سال میپردازند و زیر نظر وزارت آموزشوپرورش شهر تهران هستند، تشکیل دادند. این پژوهش، از نوع پژوهش کیفی و روش پدیدارشناسی با الگوی کلایزی است. جهت روایی ابزار پژوهش از روش اعتبار محتوا و نظرات اساتید متخصص در حوزه پژوهش استفاده گردید و بهمنظور رسیدن به پایایی از نظرات 12 نفر از مدیران مهدکودک و پیشدبستانی تا رسیدن به اشباع نظری استفاده شد. دادهها از طریق ابزار مصاحبه و با استفاده از روش تحلیل مضمون تجزیهوتحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد، سبکهای مدیریت مراکز مهدکودک و پیشدبستانی شهر تهران شامل مدیریت مشارکتی، مدیریت حمایتی، مدیریت تحولی و مدیریت مقتدرانه است. نتایج این تحقیق، میتواند برای مدیران مراکز مهدکودک و پیشدبستانی در ایران، مفید باشد. این مدیران میتوانند با توجه به نتایج این تحقیق، سبک مدیریتی خود و نیز عملکرد مهدکودک را بهبود ببخشند.
