دوره و شماره: دوره 9، شماره 36، زمستان 1404 
مقاله پژوهشی توسعۀ شایستگی های مدیران و کارکنان آموزشی

الگوی متناقض نمای شکوفایی در مجامع دانشگاهی: گذر از نمایش دانایی به دانایی با رویکرد داده بنیاد

صفحه 7-33

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.84719.1836

مهدی علی زاده، مسعود شریعتی

چکیده مفهوم شکوفایی به‌عنوان موضوعی جدید در رفتار، موردتوجه بسیاری از محققان قرار گرفته است. یکی از مباحث بسیار مهمی که در موفقیت سازمان‌ها دخیل است، شکوفایی افراد است. این تحقیق با توجه به اهمیت موضوع، به دنبال فهم جریان شکوفایی در مجامع دانشگاهی کشور است. در این پژوهش، فلسفه پژوهش تفسیری، رویکرد پژوهش استقرایی، راهبرد پژوهش نظریه داده بنیاد انتخاب شده و روش گردآوری داده‌ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته است. بدین منظور از جامعه پژوهشی که شامل اساتید شکوفا در دانشگاه دولتی کشور بودند، نمونه‌گیری نظری صورت گرفت و از این طریق با 22 نفر از اساتید شکوفا مصاحبه انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که جریان شکوفایی در مجامع دانشگاهی کشور، دانانمایی و تظاهر به علم است، که عواملی مانند جابجایی نظام افتخارات و شرافت علمی، عادت زدگی علمی، نقدناپذیری و نداشتن حس تحول‌خواهی و تغییرپذیری بر روی آن تأثیرگذار بوده و راهبردهای سبک رهبری غیر دموکراتیک و ارزیابی‌های اداری فعالیت‌های علمی حاکم است. در مجامع دانشگاهی کشور عوامل زمینه‌ای فرهنگ اداری، تعاملات و ارتباطات رانت محور، ضعف نظام مدیریت دانش و سامانه‌های اطلاعاتی و ناتوانی در حل مسئله تأثیرگذار است. فضای حاکم در مجامع دانشگاهی کشور منجر به پیامدهای نفاق سازمانی در بین افراد علمی، فرصت‌طلبی در پوشش علم و دانش و رخوت و کسالت علمی شده است.

مقاله پژوهشی

تجارب نظارت آموزشی مجازی در مدارس ابتدایی: از سردرگمی تا حرفه‌ای شدن

صفحه 35-66

https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.77940.1764

زاهد فرجی، سید مهدی حسینی، ناصر شیربگی

چکیده با شیوع ویروس کرونا و گسترش آموزش مجازی، نظارت آموزشی بیش‌ازپیش اهمیّت پیدا کرد. در این دوران، ناظران آموزشی نقش کلیدی در ارتقای کیفیت آموزش و توسعه حرفه‌ای معلمان بر عهده داشتند. با توجه به اهمیت موضوع نظارت در آموزش مجازی، این پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی، به بررسی تجارب نظارت آموزشی در دوران آموزش مجازی می‌پردازد. سرگروه‌های آموزشی، راهبران آموزشی، مدیران و معاونین آموزشی مدارس استان کردستان که در سال تحصیلی 1400-1399 به نظارت آموزشی مجازی اشتغال داشتند، میدان تحقیق این پژوهش کیفی بودند. نمونه‌گیری هدفمند و از نوع نظری بود. برای جمع‌آوری داده‌ها از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته استفاده شد و گردآوری داده‌ها و فرآیند مصاحبه تا حصول اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده‌ها و استخراج مضامین با استفاده از راهبرد آتریج-استرلینگ (2001) و نرم‌افزار MAXQDA نسخه 2020 انجام گرفت. سه مضمون فراگیر پژوهش شامل: تعالی نظارت آموزشی، مدرنسازی نظارت آموزشی و توسعهای حرفهای ناظران آموزشی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در ابتدای آموزش مجازی، ناظران با سردرگمی و چالش‌هایی در نظارت بر کلاس‌های مجازی روبرو بودند. آن‌ها از ساختارهای نظارتی کلاس‌های حضوری برای نظارت بر آموزش‌های مجازی استفاده می‌کردند و گاه با سهل‌انگاری به فرآیند نظارت می‌پرداختند. با گذشت زمان، ناظران به‌تدریج به این نوع نظارت عادت کردند و راهبردهای جدیدی برای آن اتخاذ نمودند. ناظران در این دوران به نقش جدید خود در فرآیند نظارت و آموزش پی بردند. همچنین، نظارت مجازی می‌تواند در دوران آموزش پساکرونا به ارتقای مهارت‌ها و دانش حرفه‌ای معلمان و ناظران کمک کند.

مقاله پژوهشی

مدل‌سازی ساختاری رهبری زهرآگین و بدبینی سازمانی با نشاط سازمانی با نقش واسطه‌ای نفاق سازمانی

صفحه 67-116

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.80780.1768

جعفر خدائی، صادق ملکی آوارسین، ابوالفضل قاسم زاده

چکیده ازجمله سازمان‌هایی که نقش مهم و تأثیرگذاری بر کل جامعه دارد سازمان آموزش‌وپرورش است. وجود رضایتمندی و نشاط در بین کارکنان آموزش‌وپرورش از اهمیت بالایی برخوردار است. در همین راستا تحقیق حاضر با هدف مدل یابی ساختاری رهبری زهرآگین و بدبینی سازمانی با نشاط سازمانی کارکنان آموزش‌وپرورش استان آذربایجان شرقی با نقش واسطه‌ای نفاق سازمانی انجام شده است. روش تحقیق همبستگی و معادلات ساختاری است. در این راستا از جامعۀ کارکنان اداری مناطق آموزش‌وپرورش استان آذربایجان شرقی تعداد 370 نفر با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای متناسب، انتخاب شدند. داده‌های پژوهش حاضر با استفاده از چهار پرسشنامه استاندارد (رهبری زهرآگین، نشاط سازمانی، بدبینی سازمانی و نفاق سازمانی) گردآوری شدند. برای روایی محتوایی پرسشنامه‌ها ازنظر متخصصان استفاده شد و برای تعیین پایایی پرسشنامه‌ها با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ میزان پایایی پرسشنامه‌ها محاسبه گردید که به ترتیب برای پرسشنامه‌های سبک رهبری زهرآگین، نشاط سازمانی، بدبینی سازمانی و نفاق سازمانی، 83/0 و 87/0 و 84/0 و 89/0 به دست آمد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از روش تحلیل عاملی تأییدی، مدل معادلات ساختاری تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج نشان داد که بین متغیرهای رهبری زهرآگین، بدبینی سازمانی و نفاق سازمانی با نشاط سازمانی رابطه منفی و معنیداری وجود دارد. نهایتاً به نظر می‌رسد علاوه بر عوامل شخصیتی، فردی و روانی، عوامل سازمانی و مدیریتی مختلفی بر کاهش سطح نشاط و شادابی کارکنان تأثیرگذار هستند. ضروری است از بروز این عوامل در سازمان جلوگیری شود.

مقاله پژوهشی رهبری در سازمان های آموزشی

بررسی رابطه میان رهبری تحول‌گرا و کارآفرینی سازمانی با تأکید بر نقش میانجی یادگیری سازمانی و فرهنگ نوآوری

صفحه 117-150

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.84420.1832

سیدمصطفی رضوی، حسین صمدی میارکلائی

چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه میان کارآفرینی سازمانی و رهبری تحول‌گرا با تأکید بر نقش میانجی یادگیری سازمانی و فرهنگ نوآوری در اداره آموزش‌وپرورش شهر بهنمیر است. این پژوهش ازلحاظ هدف در دسته تحقیقات کاربردی، و بر اساس روش گردآوری داده‌ها، همبستگی است که به‌صورت مقطعی انجام گردید. جامعۀ آماری پژوهش نیز شامل 290 نفر از کارکنان اداره آموزش‌وپرورش شهر بهنمیر می‌باشند که با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده، 169 نفر از آن‌ها به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. در این پژوهش، برای گردآوری داده‌ها از پرسش‌نامه استفاده شد. این پرسشنامه‌ها در سه بخش اصلی تنظیم گردید: نامه همراه، اطلاعات جمعیت‌شناختی، و پرسش‌های مرتبط با متغیرهای پژوهش. درنهایت داده‌های مستخرج از آن نیز به‌وسیله نرم‌افزارهای SPSS و Smart PLS مورد تحلیل قرار گرفت. یافته‌های این پژوهش حاکی از آن بود که رهبری تحول‌گرا (27/0+)، یادگیری سازمانی (36/0+) و فرهنگ نوآوری (22/0+) تأثیر مثبت و معناداری بر کارآفرینی سازمانی دارند. همچنین، نتایج نشان داد که این تأثیرات مثبت و معنادار در اثرگذاری رهبری تحول‌گرا بر یادگیری سازمانی (69/0+) و رهبری تحول‌گرا بر فرهنگ نوآوری (70/0+) نیز به‌طور چشمگیری مشاهده شد. درنهایت، نقش میانجی یادگیری سازمانی و فرهنگ نوآوری در رابطه بین کارآفرینی سازمانی و رهبری تحول‌گرا تأیید شد. این نتایج نشان‌دهنده اهمیت نقش رهبری تحول‌گرا در تقویت یادگیری سازمانی و فرهنگ نوآوری برای ارتقاء کارآفرینی سازمانی است.

مقاله پژوهشی رهبری در سازمان های آموزشی

اثربخشی آموزش فلسفه به کودکان بر تربیت شهروندی دانش‏آموزان به‏مثابه یک کارکرد رهبری آموزشی

صفحه 151-172

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.78936.1822

سعیده ملانوری، محسن شاکری، کاظم برزگر بفروئی، مهدیه استبرقی

چکیده یکی از هدف های اصلی نظام تعلیم و تربیت و رهبران آموزشی، توجه به تربیت شهروند مطلوب برای جامعه است. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش فلسفه به کودکان بر تربیت شهروندی دانشآموزان دختر پایهی چهارم ابتدایی شهر اشکذر بود. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش‏آزمون- پس‏آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشآموزان دختر پایه چهارم شهر اشکذر بود که از این میان 30 دانش‏آموز با بهرهگیری از روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و به‏طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش برای گردآوری دادهها، پرسشنامهی رفتار شهروندی مارکوزی و ایکسین بود. آموزش فلسفه طی 12 جلسهی 60 دقیقهای برای گروه آزمایش اجرا گردید. دادههای گرداوری شده با روش تحلیل کوواریانس و مانکوا با استفاده از نرمافزار spss تجزیه‏وتحلیل شدند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد آموزش فلسفه به کودکان باعث بهبود رفتار شهروندی دانشآموزان دختر پایه چهارم شده است. نتایج آزمون مانکوا نیز نشان داد بین دو گروه آزمایش و کنترل ازنظر تمامی مؤلفه‏ها تفاوت معناداری وجود دارد به‏طوری‏که میانگین پس‏آزمون این مؤلفه‏ها در گروه آزمایش به‏طور معناداری بالاتر از گروه کنترل بوده است. با توجه به اختلاف میانگین نمره رفتار شهروندی در دو گروه و ضرورت تقویت رفتار شهروندی در دانشآموزان، به رهبران آموزشی پیشنهاد میشود که به موضوع آموزش فلسفه به کودکان بیشتر توجه کنند.

مقاله پژوهشی رفتار و روابط انسانی در سازمان های آموزشی

تحلیل ساختاری نقش میانجی گرانه چرخش شغلی معلمان در تبیین رفتارهای فرانقشی بر اساس رهبری مبتنی بر آگاهی هیجانی

صفحه 173-197

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.83722.1819

افشین افضلی، پروانه محمدی، احمد عزیزی، محسن احمدی

چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختاری نقش میانجیگرانه چرخش شغلی معلمان در تبیین رفتارهای فرانقشی بر اساس رهبری مبتنی بر آگاهی هیجانی آنان انجام شده است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی با هدف مدل‌سازی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان دوره اول و دوم ابتدایی ناحیه دو شهر کرمانشاه بود که جهت نمونهگیری از روش خوشهای تصادفی استفاده شد و 285 نفر از آن‌ها انتخاب شدند. ابزار جمعآوری اطلاعات پژوهش عبارت بود از سه پرسشنامه استاندارد رهبری مبتنی بر آگاهی هیجانی (2013)، چرخش شغلی (2006) و رفتارهای فرانقشی (2011). پایایی ابزار با تکنیک آلفای کرونباخ تعیین شد و مقدار پایایی به ترتیب برای رهبری مبتنی بر آگاهی هیجانی 78/0، چرخش شغلی 81/0 و رفتارهای فرانقشی 73/0 گزارش شد. اطلاعات پژوهش پس از گردآوری توسط افزارهای آماری LISREL10.30 و SSPS25 تحلیل شدند. نتایج تجزیه‌وتحلیل داده‌ها بیان‌کننده آن بود که: رابطه رهبری مبتنی بر آگاهی هیجانی با چرخش شغلی و رفتارهای فرانقشی مثبت و معنادار است؛ رابطه چرخش شغلی با رفتارهای فرانقشی مثبت و معنادار بود؛ همچنین نقش میانجی چرخش شغلی در ارتباط بین رهبری مبتنی بر آگاهی هیجانی و رفتارهای فرانقشی مثبت و معنادار است. به نظر می‌رسد از عوامل اثرگذار بر رفتارهای فرانقشی معلمان می‌تواند رهبری مبتنی بر آگاهی هیجانی و چرخش شغلی باشد.

مقاله پژوهشی توسعۀ شایستگی های مدیران و کارکنان آموزشی

رابطه‌ی سبک مدیریت و اخلاق حرفه‌ای مدیران با خودکارآمدی کارکنان اداره آموزش‌وپرورش شهرستان دزفول

صفحه 199-229

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.82013.1834

میلاد سقای صحرانورد، فرانک امیدیان

چکیده هدف پژوهش حاضر، رابطه‌ی سبک مدیریت و اخلاق حرفه‌ای مدیران با خودکارآمدی کارکنان اداره‌ی آموزش‌وپرورش شهرستان دزفول بود. روش تحقیق در این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل 856 نفر از کارکنان اداره‌ی آموزش‌وپرورش شهرستان دزفول بود. نمونه‌ای به حجم 260 نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شد. در این تحقیق از سه پرسشنامه سبک مدیریتی سالزمن و اندرکولک (1982)، سنجش اخلاق حرفه‌ای کادوزیر (2009) و مقیاس خودکارآمدی ریگز و نایت (1994) استفاده شد. روایی ابزار پژوهش بر اساس نظرات اساتید و همچنین پایایی آن با استفاده از آلفای کرانباخ محاسبه شد که بر این اساس آلفای کرونباخ پرسشنامه سبک مدیریت 79/0، پرسشنامه‌ی اخلاق حرفه‌ای 84/0 و پرسشنامه‌ی خودکارآمدی 88/0 برآورد گردید. داده‌ها با استفاده از روش‌های آماری توصیفی و استنباطی ازجمله آزمون همبستگی پیرسون، رگرسیون هم‌زمان و رگرسیون گام‌به‌گام تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد بین سبک مدیریت و اخلاق حرفه‌ای مدیران با خودکارآمدی کارکنان رابطه مثبت و معنی‌دار وجود دارد. علاوه بر این تحلیل حاصل از رگرسیون هم‌زمان تبیین‌کننده 5/67 درصد از واریانس متغیر خودکارآمدی توسط سبک مدیریتی و اخلاق حرفه‌ای بود.

مقاله پژوهشی کیفیت و ارزیابی نظام های آموزشی

واکاوی نقش دانشگاه فرهنگیان در توسعه ایده آموزشی مایکل کانلی با عنوان «مدارس به‌عنوان مکان‌های عملی

صفحه 231-261

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.83288.1815

رضا معصومی نژاد

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اولویت‌های آموزشی دانشگاه فرهنگیان در بسط ایده مدارس به‌عنوان مکان‌های عملی در چارچوب اندیشه‌های فکری مایکل کانلی انجام گرفت. رویکرد تحقیق کیفی از نوع تحلیل محتوای استقرایی با تأکید بر ماهیت موضوعی آن بود. در این راستا 12 نفر از اساتید دانشگاه فرهنگیان در سال تحصیلی 1404-1403 با استفاده از مصاحبه‌های کانونی از طریق نمونه‌گیری هدفمند از نوع مطلوب موردمطالعه قرار گرفتند. برای اعتبارپذیری داده‌ها از روش خود بازبینی محقق و کنترل مشارکت‌کنندگان و برای تأییدپذیری داده‌ها از روش مقایسه نظام‌مند استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که 7 مؤلفه زیست‌پذیری آموزشی، تلفیق برنامه درسی، دانش‌پروری، تعامل‌گرایی، فرهنگ معلم عملی، خودکاوی آموزشی و کارآفرینی کدهای اصلی هستند که با 18 کد محوری و 97 کد اولیه چارچوب مدارس با کارکرد عملی را از طریق آموزش‌های دانشگاهی فراهم می‌سازند. نتایج نشان می‌دهد که دانشگاه فرهنگیان باید مدارس را به‌عنوان بستر فعالیت‌های آموزشی دانشجو معلمان با درجه آزمایشی در نظر بگیرد. به‌عبارت‌دیگر مدارس با شبیه‌سازی تفکرات دانشجویان در قالب مدارس آزمایشگاهی معیار تصمیم‌گیری‌های آموزشی تلقی شده و شاخصی برای برآورد تحقق اهداف دانشگاه فرهنگیان به شمار آید.
.

مقاله پژوهشی مدیریت و توسعه منابع انسانی در سازمان های آموزشی

ضرورت پرورش کارآفرینان ترکیبی در بین اعضای هیئت‌علمی به‌عنوان رهبران آموزشی نظام آموزش عالی

صفحه 263-292

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.84301.1830

فتانه بهاروند، بیژن رضایی، نادر نادری، یوسف محمدی فر

چکیده کارآفرینی، اهرمی استراتژیک برای توسعۀ اقتصادی و پرورش کارآفرینان، پیش‌شرط توسعۀ اقتصادی جوامع است. کارآفرینان ترکیبی با توجه به بالا بودن احتمال موفقیتشان و شانس بالای کسب‌وکار آن‌ها برای بقا، در سال‌های اخیر موردتوجه پژوهشگران قرار گرفته‌اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی ضرورت پرورش کارآفرینان ترکیبی در بین اعضای هیئت‌علمی به‌عنوان رهبران آموزشی نظام آموزش عالی صورت گرفت. این مطالعه با رویکرد کیفی انجام شده و راهبرد آن نظریه‌پردازی داده‌بنیاد با رویکرد ظاهرشونده گلیزر است. مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته به‌عنوان ابزار جمع‌آوری داده‌ها استفاده شد. به‌منظور گردآوری داده‌ها و با به‌کارگیری روش نمونه‌گیری هدفمند، با 16 نفر از اعضای هیئت‌علمی کارآفرین مصاحبه انجام شد. برای بررسی استحکام پژوهش چهار معیار قابلیت اعتبار، انتقال‌پذیری، قابلیت اطمینان و تأییدپذیری به کار گرفته شد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها در دو مرحلۀ کدگذاری حقیقی و نظری صورت گرفت. یافته‌ها حاکی از ظهور 22 کد در قالب 9 مفهوم (انگیزه‌های اقتصادی، نیاز روانی، تغییرات جهانی، تغییر در سیاست‌گذاری اسناد بالادستی، نرخ بالای شکست کارآفرینان تمام‌وقت، الگوهای موفق کارآفرینان ترکیبی، دسترسی مالی، شبکه‌های ارتباطی و اجتماعی، موقعیت حامی) و 4 زیرمقوله (عوامل فردی، عوامل فرهنگی- اجتماعی، عوامل اقتصادی، موقعیت شغلی) در 3 سطح خرد، میانی و کلان به‌عنوان شرایط علّی و ضرورت‌ساز پرورش کارآفرینان ترکیبی در بین اعضای هیئت‌علمی است. به‌منظور بهره‌برداری حداکثری از توان و استعداد استادان به‌عنوان قشر فرهیخته و رهبران آموزشی، لازم است نظام آموزش عالی با بسترسازی و فراهم‌آوردن امکانات بیشتر برای کارآفرین شدن استادان، سیاست‌های حمایتی و اجرایی بیشتری در راستای پرورش این نوع کارآفرینان در بین اعضای هیئت‌علمی مشتاق به کارآفرینی اعمال نماید.

مقاله پژوهشی مطالعات تطبیقی ملی و بین المللی در رهبری و مدیریت آموزشی

مطالعه تطبیقی آموزش‌وپرورش رسمی ایران و عراق

صفحه 293-320

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.84248.1828

علی مرمضی، سعید فرح بخش، ایرج نیک پی

چکیده مطالعات تطبیقی آموزش‌وپرورش، به‌عنوان یکی از شاخه‌‌های مهم در حوزه علوم تربیتی، به بررسی و مقایسه نظام‌های آموزشی مختلف در جوامع متفاوت می‌پردازد. هدف پژوهش حاضر، مطالعه تطبیقی آموزش‌وپرورش رسمی ایران و عراق است. روش پژوهش، تطبیقی کیفی بوده و استراتژی انتخاب کشورها، «تفاوت در نظام‌های اجتماعی و تشابه در برونداد نظام آموزشی» بوده است. در اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ برای گردآوری داده‌‌ها از روش کتابخانه‌ای (اسنادی)، پایگاه‌های اطلاعاتی داخلی و بین‌المللی و مقالات مرتبط با موضوع پژوهش استفاده شده و تحلیل داده‌ها بر اساس الگوی بردی انجام شده است. جامعه پژوهش شامل نظام‌های آموزش رسمی ایران و عراق است. یافته‌ها نشان می‌دهند که آموزش‌وپرورش رسمی در ایران و عراق ازنظر ساختار نظام آموزشی، محتوای درسی، نقش دولت، توجه به فرهنگ و ارزش‌ها، شیوه‌ برنامه‌ریزی درسی و اهداف تربیتی، تفاوت‌ها و شباهت‌هایی دارد. این تفاوت‌ها عمدتاً به ساختار سیاسی، بافت فرهنگی و رویکردهای کلان هر کشور در سیاست‌گذاری آموزشی بازمی‌گردد. درنتیجه بر اساس یافته‌های پژوهش، باتوجه‌به اشتراکات فرهنگی، زبانی و منطقه‌ای دو کشور و درعین‌حال تفاوت‌های ساختاری در نظام آموزشی، پیشنهاد می‌شود کارگروه‌های مشترک آموزشی بین ایران و عراق باهدف تبادل تجربیات موفق، به‌ویژه در حوزه نظام‌های آموزشی تشکیل شوند. این همکاری می‌تواند به ارتقای کیفیت آموزش، تقویت هویت فرهنگی مشترک، و همچنین استفاده از راهبردهای نوین برنامه‌ریزی درسی که در هر کشور اثربخش بوده، منجر شود.