هزارتوی روایتها؛ بازخوانی هویت پژوهشی مدرسه در ایران
صفحه 7-53
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.83213.1811
مهدیه دژبرد، رضوان حسینقلی زاده
چکیده هدف اصلی این مطالعه، شناسایی و تحلیل روایتهای غالب مدرسه از طریق بازخوانی ادبیات پژوهشی موجود است که برای دستیابی به این هدف، از روش پژوهش اسنادی، نوع مرور روایتی بهره گرفته شد. درنتیجه جستجو، شناسایی و پالایش مطالعات صورتگرفته 178 پژوهش بهصورت هدفمند انتخاب و با روش تحلیل مضمون تحلیل شدند. در این نوشتار، هویت پژوهشی مدرسه در سینهای سیاسی-ایدئولوژیک، ارتباطات، تعاون و تبادل، اقتصادی- شغلی، سلامت روانی- جسمانی، سازمانی-مدیریتی، علمی- آموزشی، محیط فیزیکی- معماری و تاریخی به دقت بازخوانی شد. در این پژوهش با بهرهگیری از الگوی چندبعدی مدیریت آموزشی سندر (1989)، روایتهای موجود طبقهبندی و تحلیل شدند. نتایج حاکی از آن است که مدرسه در ایران بهعنوان نهادی پیچیده و چندوجهی، تنها محل آموزش و یادگیری نیست، بلکه کانون تلاقی نیروهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی است. نوشتار حاضر بر ضرورت رویکرد جامع و چندجانبه برای بهبود مدیریت مدرسه در ایران تأکید دارد؛ رویکردی که به تمامی ابعاد آن توجه دارد و بر مبنای تنوع، خلاقیت و تفکر انتقادی شکل گیرد. درنهایت، پیشنهادهایی همچون توسعه رویکردهای میانرشتهای، تقویت پژوهشهای انتقادی و توجه به تنوع فرهنگی و اجتماعی بهمنظور ارتقای کیفیت هویت پژوهشی مدرسه در ایران ارائه شده است.
تجارب زیسته نومعلمان در مدارس ابتدایی از تنهایی سازمانی (عوامل مؤثر و راهکارها)
صفحه 55-81
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.82959.1807
کوثر خانی، زینب طولابی، علی یاسینی
چکیده سازمانهای امروزی در حال حاضر با همهگیر شدن تنهایی در محیط کار مواجهاند که به سطح پایینتر عملکرد و رضایت فردی منجر میشود و نومعلمان نیز در مدارس مستعد بروز محرومیت احساسی، کمبود روابط سازنده، فرسودگی روانی، افسردگی و اضطراب هستند. ازآنجاکه موضوع تنهایی سازمانی در جوامع علمی و سازمانی ایران، بهویژه در حیطه آموزشوپرورش موضوع جدید و ناآشنایی است؛ ازاینرو هدف از انجام این مطالعه شناسایی، بررسی و تحلیل تجارب زیسته نومعلمان از پدیده تنهایی سازمانی در قالبهای عوامل مؤثر بر شکلگیری پدیده تنهایی سازمانی، پیامدهای پدیده تنهایی سازمانی و راهکارهای فردی و گروهی نومعلمان برای مقابله با پدیده تنهایی سازمانی است. پارادایم کلی تحقیق، کیفی از نوع پدیدارشناسی است. مشارکتکنندگان ین پژوهش 12 نفر از نومعلمان شهر ایلام میباشند که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه عمیق (نیمه ساختارمند) بود که تا زمان رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی برای توصیف ویژگیهای جمعیت شناختی و نیز تحلیل مضامین به ترتیب، با استفاده از نرمافزار MAXQDA20 انجام گرفته است. جهت اطمینان از روایی این پژوهش، از روش بررسی مجدد توسط اعضاء (مصاحبهشوندگان) استفاده شد و برای بررسی میزان پایایی مرحله کدگذاری در مصاحبهها، از توافق کدگذاری استفاده شده است. بر اساس نتایج این تحقیق، عوامل مؤثر بر شکلگیری پدیده تنهایی سازمانی در قالب 4 عامل فردی، اجتماعی- فرهنگی، روانی و شغلی تقسیمبندی شدند و درمجموع، 36 مفهوم در این مقولات فرعی قرار گرفتند. 4 پیامد فردی، ارتباطی، روانی و شغلی- حرفهای در قالب 37 مفهوم ازجمله آثار و پیامدهای پدیده تنهایی سازمانی در نومعلمان موردمطالعه مشخص شد. 3 راهکار فردی، ارتباطی و حرفهای در قالب 24 مفهوم ازجمله راهکارهای فردی نومعلمان برای مقابله با پدیده تنهایی سازمانی و 4 راهکار روانی، برنامههای گروهی، شغلی و ارتباطی، در قالب 21 مفهوم ازجمله راهکارهای گروهی نومعلمان برای مقابله با پدیده تنهایی سازمانی در مدرسه بودند. نتایج حاصل از بررسی یافتههای تحقیق نشان داد که تنهایی سازمانی هم برای افراد و هم برای سازمانها دارای پیامدهای زیانبار زیادی است. با توجه به اینکه تنهایی مسئلهای رو به رشد در تمام جوامع است و بنا بر آنچه بیان شد، شناخت عوامل و آثار تنهایی در سازمان از جهات مختلف حائز اهمیت است، ازاینرو، بررسی تنهایی سازمانی نومعلمان میتواند ابزار سودمندی را در راستای بهبود نگرش معلمان، دلبستگی بیشتر به کار، حضور خلاقانه، افزایش پایبندی، افزایش تعاملات اجتماعی، تقویت روحیه کار گروهی و تعهد به سازمان و رضایت از شغل خود در اختیار مدیران سازمان آموزشوپرورش قرار دهد، با توجه به اینکه عدمحمایت سازمانی نقش مهمی در شکلگیری احساس تنهایی در نومعلمان دارد.
واکاوی بسترهای لازم برای گذار از مدیریت آموزشی به رهبری آموزشی در مدارس ایران
صفحه 83-118
https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.80510.1763
فاروق احمدی، حسین عبدالهی، علی خورسندی طاسکوه، مرتضی طاهری
چکیده در چند دهه گذشته، رهبری آموزشی و توجه به کیفیت عملکرد مدیران مدارس در رأس سیاستهای آموزشی کشورهای توسعه یافته بوده است. هدف این پژوهش واکاوی بسترهای لازم برای گذار از مدیریت آموزشی به رهبری آموزشی در نظام آموزشی (مدارس) ایران است. روش ﭘﮋوﻫﺶ حاضر از ﻧﻮع ﮐﯿﻔﯽ است ﮐﻪ به روش نظریه برخاسته از دادهها (نظریه زمینهای سیستماتیک) انجام شده است. مشارکتکنندگان پژوهش، اعضای هیئتعلمی دانشگاههای وابسته به وزارت علوم، افراد صاحبنظر در ارتباط با رهبری آموزشی که دارای سوابقی مانند وزیر آموزشوپرورش، معاون وزیر و دبیر کلی شورای عالی آموزشوپرورش و مدیران شاخص مدارس مختلف که در سال تحصیلی 1403–1402 مشغول به فعالیتهای آموزشی و پژوهشی بودند. در یک نگاه کلی، بر مبنای نتایج بهدستآمده و ابعاد الگوی داده بنیاد، 12 مقوله اصلی، 55 مقوله فرعی و 203 مفهوم از مصاحبههای صورت گرفته استخراج گردید. یافتههای پژوهش نشان داد شرایط مهمی همچون تمرکززدایی در ساختار سیستم آموزشوپرورش، پیشرو گرایی و پویایی در نقش مدیران مدارس برای این گذار لازم است. رسیدن به رهبری آموزشی نیازمند راهبردهای مختلفی است، علاوه بر تغییر نگاه سیاسی نسبت به کارکرد آموزشوپرورش و بالتبع مدیران در این نهاد، میبایست نسبت به تربیت و آموزش علمی مدیران روی آورد و با نگاهی تخصصیتر و آکادمیتر این افراد را برای تصدی مدیریت مدارس انتخاب و انتصاب داد. بر این اساس، تمرکز بر استانداردسازی برای رهبری آموزشی و حرکت بهسوی تمرکززدایی با دادن اختیارات بیشتر به مدارس و مناطق، به برنامهریزان آموزشی ایران پیشنهاد میگردد.
بررسی تأثیر رهبری تحولگرا بر رفتار کاری نوآورانه در نظام آموزش عالی سلامت کشور با توجه به نقش میانجی تناسب فرد- سازمان و رفتار اشتراک دانش
صفحه 119-144
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.81812.1782
رامین باقری، عیسی نیازی، عبدالرشید نیک رفتار
چکیده تحقیق حاضر به بررسی تأثیر رهبری تحولگرا بر رفتار کاری نوآورانه با نقش میانجی تناسب فرد- سازمان و رفتار اشتراک دانش در نظام آموزش عالی سلامت کشور میپردازد. این تحقیق ازنظر هدف کاربردی بوده و ازنظر روش توصیفی- پیمایشی با تأکید بر شاخه همبستگی است. جامعه آماری تحقیق، کارکنان بیمارستان پیامبر اعظم (ص) گنبدکاووس به تعداد 204 نفر میباشند که 136 نفر از آنان بهعنوان حجم نمونه با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب گردیدند. جهت تعیین پایایی پرسشنامه از شاخصهای بار عاملی، آلفای کرونباخ، واریانس استخراجشده و پایایی ترکیبی و برای تعیین روایی پرسشنامه از روایی همگرا و واگرا استفاده شد. تجزیهوتحلیل دادهها در سطح توصیفی با استفاده از نرمافزار آماری SPSS22 و در سطح استنباطی از تکنیک آماری مدلیابی معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار Smart-PLS3 انجام گرفت. یافتههای تحقیق نشان داد که از مجموع شش فرضیه، پنج فرضیه میزان معناداری آنها از 96/1 بیشتر بوده و مورد تأیید قرار گرفتند و یک فرضیه نیز معناداری کمتر از 96/1 داشت که مورد تأیید قرار نگرفت. بر اساس نتایج پژوهش، بین رهبری تحولگرا با تناسب فرد-سازمان، رفتار اشتراک دانش ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد؛ همچنین بین رهبری تحولگرا و رفتار کاری نوآورانه ارتباط مثبت و معناداری وجود ندارد.
نقش هوش مصنوعی بر رهبری آموزشی در مدارس: رویکرد کیفی
صفحه 145-171
https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.83499.1818
کبری خباره
چکیده امروزه با توجه به پیشرفتهای هوش مصنوعی، رهبری آموزشی در مدارس به سمت بهرهگیری بیشتر از دادهها و تحلیلهای هوشمند حرکت میکند. هدف این پژوهش نقش هوش مصنوعی بر رهبری آموزشی در مدارس بوده است. پژوهش با رویکرد کیفی و روش فراترکیب انجام شده است. جامعه پژوهش شامل بیش از 400 مقاله بوده که از میان آنها 44 سند برای تحلیل انتخاب شدند. بهمنظور تحلیل دادهها از روش کدگذاری استفاده شد که ابتدا 172 کد باز استخراج شد، سپس 16 کد محوری و درنهایت 3 کد انتخابی بهعنوان نقش هوش مصنوعی بر رهبری آموزشی شناسایی شد. یافتههای پژوهش نشان داد که نقش هوش مصنوعی بر رهبری آموزشی در مدارس شامل؛ تجربیات یادگیری شخصیسازی دانشآموزان مانند محیط یادگیری اکتشافی، مشاوره فردی به دانشآموزان، یادگیری هوشمند، بسترهای هوشمند برای خودیادگیری، ارائه محتوای آموزشی سفارشیسازی شده؛ وظایف اداری مانند: نگهداری سوابق دانشآموزان، زمانبندی و برنامهریزی دروس بهصورت خودکار، تسهیل تصمیمگیری در محیط آموزشی، پیشبینی عملکرد دانشآموزان، پذیرش و ثبتنام دانشآموزان بهصورت خودکار؛ و وظایف روزمره معلمان مانند ارائه راهبردهای تدریس تطبیقی، آموزش هوشمند، کنترل فرایند یادگیری، نمره دهی خودکار به تکالیف و امتحانات، دستیار دیجیتالی، ارائه بازخورد فوری است. درنهایت اینکه به کمک هوش مصنوعی، رهبران آموزشی میتوانند به بهبود کیفیت آموزش، ارتقاء اثربخشی تدریس، تسهیل فعالیتهای روزمره معلمان و بهینهسازی فرآیندهای اداری مدارس بپردازند.
تحلیل سبکهای مدیریتی در سازمانهای آموزشی مبتنی بر نوع شناسی نسلها (شکاف نسلی)
صفحه 173-199
https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.78992.1733
سارا الماسی زاده، حسن رحیمی
چکیده اکوسیستم آموزشی جهان، عرصه تاختوتاز ورود نسلهای پیدرپی یادگیرندگان، یاد دهندگان و مدیران با نیازها و ترجیحات منحصربهفرد خود است. کارآمدی و سازش هوشمندانه سیستم آموزشی با تحولات، نیازمند شناسایی ترجیحات و رویکردهای مدیران با توجه به شکاف نسلی و تنوع میان آنان است. لذا پژوهش حاضر باهدف شناسایی رفتار مدیران مدارس برحسب تنوع نسلی آنها با روش پژوهش کیفی روایت پژوهی اجرا شد. دوازده نفر از مدیران نسل ایکس و وای در استانهای البرز و تهران به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و دادهها با روش تحلیل مضمون مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. نتایج حاصلهی پژوهش در هشت مقولهی اصلی از ابعاد کلی مدیریتی شامل نگرش سیستمی، تصمیمگیری، توسعه و ارتقای سیستم، مدیریت تعارض، مدیریت بحران، مدیریت سرمایه و اولویتها و سبکهای ترجیحی مدیران، حاکی از بالاترین میزان اشتراک هر دو نسل مدیران در بخش مدیریت دانش در توسعهی سیستم است و در مقولههای اولویت و سبکهای ترجیحی خود در مدیریت هیچگونه اشتراک نظر و رویکردی گزارش نشده است، مطابق یافتهها بیشترین مقدار اشتراکات بین دو نسل، در بخش نگرش استراتژیکی، مدیریت بحران و مدیریت سرمایه معنوی و مادی بود.
تأثیر رهبری آموزشی مبتنی بر هوش هیجانی بر خودکنترلی و شیوه مدیریت کلاس در معلمان مقطع ابتدایی
صفحه 201-222
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.83495.1817
مجتبی شریفی درآمدی، حسن اسدزاده
چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر رهبری آموزشی مبتنی بر هوش هیجانی بر خودکنترلی و شیوه مدیریت کلاس در معلمان مقطع ابتدایی بود. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه معلمان مقطع ابتدایی شهر تهران تشکیل دادند که در خودکنترلی و مدیریت کلاس درس دچار ضعف بودند و سابقه خشونت علیه دانشآموزان را داشتند و در 6 ماه نخست سال 1403 به مراکز مشاوره و اصلاح رفتار مراجعه کرده بودند. حجم نمونه بر اساس معیارهای ورود به تحقیق 14 نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی به دو گروه هفت نفره آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقهای برنامه رهبری آموزشی مبتنی بر هوش هیجانی بر اساس مدل مایر و سالووی (2004) را دریافت کردند و گروه کنترل در این مدت هیچ آموزشی دریافت نکرد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه خودکنترلی گراسمیک و همکاران (1993) و پرسشنامه شیوه مدیریت کلاس امین یزدی و عالی (1387) بود. بهمنظور تجزیهوتحلیل دادهها از روش آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافتهها نشان داد که در گروه آزمایش تغییر معناداری (P=0/001 و E=0/37) در خودکنترلی نسبت به گروه کنترل به وجود آمده است اما در شیوه مدیریت کلاس تغییر معناداری ملاحظه نشد. بر اساس دادههای حاصل از پژوهش میتوان نتیجه گرفت برنامه رهبری آموزشی مبتنی بر هوش هیجانی بر بهبود خودکنترلی در معلمان مقطع ابتدایی مؤثر بوده اما در شیوه مدیریت کلاس توسط ایشان تأثیر معنادار نداشته است.
نقش نگرش معلمان و فرهنگ مدرسه در پیشبینی خودکارآمدی معلمان
صفحه 223-246
https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.80773.1767
عادل زاهد بابلان، رزا حسین زاده، ساناز حنیفی کلشانی
چکیده هدف از انجام این تحقیق مطالعه نقش نگرش معلمان و فرهنگ مدرسه در پیشبینی خودکارآمدی معلمان دوره ابتدایی بود. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ماهیت این تحقیق از نوع کمی و ازنظر شیوه اجرا هم تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق کلیه معلمان دوره ابتدایی شهرستان اردبیل در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که تعداد آنان 2600 نفر بود. بر اساس فرمول کوکران حجم نمونه تعداد 335 نفر (مرد و زن) با میانگین سنی 40 سال و مدرک تحصیلی غالباً لیسانس و فوقلیسانس و دکتری، تعیین شد که این نمونه آزمودنیها بر اساس روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه خودکارآمدی معلم اسچانن، موران و وولفولک (2001)، پرسشنامه استاندارد فرهنگ مدرسه گرونرت (2005) و پرسشنامه استاندارد نگرش حرفهای معلمان اقبال (2013) بودند که به مدت دو ماه بهصورت مجازی و آنلاین، در برنامهی شاد صورت گرفته است؛ و با روش رگرسیون و با استفاده از نرمافزار spss25 تحلیل شد. نتایج حاکی از آن بودند مدل کلی رگرسیونی مورد تأیید واقع شد و نگرش معلمان و فرهنگ مدرسه توانستند خودکارآمدی معلمان را بهصورت همزمان پیشبینی کنند (p<0.05). درنهایت با توجه به اهمیت نگرش حرفهای معلمان و فرهنگ مدرسه در راستای خودکارآمدی معلمان برگزاری آموزشهای مستمر و حرفهای، ایجاد فضایی مشترک برای اشتراک تجربیات، اعطای فرصت به معلمان برای مشارکت در تصمیمگیریهای مدرسه، تشویق به رشد حرفهای، ارتقاء مهارتهای روابط انسانی و ارتقاء فرهنگ تحول و نوآوری پیشنهاد میشوند.
تبیین سکوت سازمانی معلمان بر اساس بدبینی سازمانی با نقش میانجی فلات زدگی شغلی
صفحه 247-276
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.82876.1805
آزاد الله کرمی، غفار کریمیانپور، فریبا درتاج
چکیده سکوت سازمانی بهعنوان یکی از مسائل مهم در محیطهای آموزشی، میتواند مانعی بر سر راه تعاملات مؤثر و پیشرفت سازمان باشد. این پژوهش باهدف بررسی تأثیر بدبینی سازمانی بر سکوت سازمانی معلمان و نقش میانجی فلات شغلی در این رابطه انجام شد. روش اجرای پژوهش توصیفی از نوع همبستگی به روش معادلات ساختاری (SEM) بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی معلمان مقطع متوسطه اول و دوم شهرستان ثلاث باباجانی بود که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان و به روش تصادفی طبقهای تعداد 200 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه فلاتزدگی شغلی آلن و همکاران (2004)، بدبینی سازمانی دین و همکاران (1998) و سکوت سازمانی دینه و همکاران (2003) استفاده شد. روایی محتوایی و صوری پرسشنامهها توسط خبرگان تأیید شد و پایایی آنها با استفاده از آلفای کرونباخ موردسنجش قرار گرفت. نتایج تجزیهوتحلیل دادهها نشان داد که بدبینی سازمانی بر سکوت سازمانی اثر مستقیم دارد. همچنین، فلاتزدگی شغلی بر سکوت سازمانی و بدبینی سازمانی بر فلاتزدگی شغلی اثرگذار است. علاوه بر این، بدبینی سازمانی از طریق فلات زدگی شغلی بر سکوت سازمانی اثر غیرمستقیم دارد. نتایج این مطالعه نشان میدهند که بدبینی سازمانی معلمان بر سکوت سازمانی تأثیر مستقیم دارد و از طریق فلاتزدگی شغلی این اثر را تشدید میکند. بر اساس این یافتهها، پیشنهاد میشود مدیران با کاهش عوامل مرتبط با بدبینی سازمانی و فلاتزدگی شغلی، به کاهش سکوت سازمانی در محیطهای آموزشی کمک کنند.
واکاوی مبانی اخلاقی نظارت بر فعالیتهای مجازی دانشآموزان
صفحه 277-311
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.80220.1755
نیشتمان مومن پور، کیوان بلندهمتان، ناصر شیربگی
چکیده هدف از این پژوهش واکاوی مبانی اخلاقی نظارت بر فعالیتهای مجازی دانشآموزان بود. این پژوهش ازنظر هدف توسعهای-کاربردی و ازنظر روش آمیخته کیفی-کمی با رویکرد اکتشافی متوالی بود. میدان پژوهش بخش کیفی شامل 22 نفر از مدیران مدارس و اساتید دانشگاهی مطلع در زمینه نظارت بر آموزش مجازی بودند که به روش گلوله برفی و در حد اشباع نظری انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمی نیز مدیران مدارس ابتدائی و متوسطه شهرستان بوکان تشکیل میدادند که به روش تعیین حجم نمونه مورگان تعداد 120 نفر بهعنوان نمونه به روش تصادفی انتخاب شدند. مصاحبهها به روش تحلیل تم یا مضمون (کدگذاری تم، مقوله و مفهوم) مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. اعتبار بخش کیفی به روش طبق نظر گوبا و لینکلن (2000) با چهار معیار اعتبار، انتقالپذیری، اطمینانپذیری و تأییدپذیری بررسی و جهت ارزیابی پایایی پروتکل مصاحبه، از روش درصد توافق بین دو کدگذار استفاده شده است. در بخش کمی نیز از روش معادلات ساختاری استفاده شد که پایایی همه ابعاد در آزمون آلفای کرونباخ بیش از 7/0 گزارش شد و روایی واگرا و همگرای آن نیز تأیید شد. بر اساس یافتههای پژوهش نظارت مدیران بر فعالیتهای مجازی دانشآموزان تابع سه مفهوم اصلی اخلاق فردی دانشآموزان، اخلاق اجتماعی و شناسههای اخلاق معنوی- اسلامی در قالب 9 مقوله اصلی و 40 مؤلفه بود. بنا بر نتایج یک چهارچوب برای نظارت بر دانشآموزان در قالب 9 مفهوم کلی (تربیت منش، شناسههای اخلاقی کلاس درس، اخلاق فردی در فضای مجازی، محتوای آموزشی دانشآموزان، روابط معلم-دانشآموز، نظارت خانوادهها، ارزشیابی آموزشی، اخلاق اسلامی و اخلاق معنوی) ارائه داد که بر اساس نظر خبرگان چهارچوب پیشنهادی این پژوهش از اعتبار و برازش مطلوبی برخوردار است.
