دوره و شماره: دوره 9، شماره 33، بهار 1404 
مقاله پژوهشی

طراحی دوره تربیت و آماده‏سازی کادر مدیریتی تراز دولت اسلامی (متد)

صفحه 7-45

https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.81888.1784

حسین عرب اسدی، کیوان مرادی

چکیده یکی از چالش ‏های نظام اداری و نظام اداره کشور، کمبود مدیرانی است که در راستای گفتمان دولت اسلامی فکر و عمل کنند. بر همین اساس، موضوعی که در این مقاله به آن پرداخته شد این است که با چه سازوکار تربیتی می‏توان کادر مدیریتی تراز دولت اسلامی را تربیت کرد. در همین راستا، در این پژوهش ضمن بهره‏مندی از روش تحلیل محتوای کیفی، تجربه زیسته نویسندگان در حوزه طراحی دوره‏های تربیتی، مبنای کار قرار گرفت. داده‏های بخش تحلیل محتوا، از طریق روش گروه کانونی گردآوری شد. افراد شرکت‏کننده در گروه کانونی مدیران دخیل در امر ضابطه‏گذاری برای تأمین و تربیت مدیران دستگاه‏های اجرایی کشور بودند. تحلیل داده‏ها نشان داد که سازوکار تربیتی برای آماده‏سازی مدیران را می‏توان در سه قالب آماده‏سازی، رشد و توانمندسازی و ثبت تجربه طراحی کرد. همچنین خروجی کار نشان داد که برای اجرای هر یک از این سازوکار تربیتی ما به تعیین مواردی همچون مخاطبین، شایستگی‏های مدیر تراز، سازه و نظام محتوایی، مجریان و استاندارد برگزاری نیاز داریم.

مقاله پژوهشی

دکتری رشته مدیریت آموزشی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

صفحه 47-87

https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.81738.1779

مهدی سعیدی

چکیده هدف این پژوهش، تحلیل ادراک معلمان در خصوص جلوه‌های کارآمدی مدیر مدرسه در دوره ابتدایی است. تلاش شد تا با کمک رویکرد تفسیرگرایانه به ترسیم معنایی ادراک معلمان از جلوه‌های کارآمدی یک مدیر در مدرسه ابتدایی پرداخته و در این ‌رابطه، درک و ارزیابی شرکت‌کنندگان به تصویر آید. ازاین‌رو، پژوهش حاضر یک پژوهش کیفی است که با استفاده از روش پدیدارشناسی توصیفی انجام‌گرفته است. به‌منظور گردآوری داده‌ها از مصاحبه عمیق نیمه‌ساختاریافته استفاده شد. با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند، به کمک روش نمونه‌گیری موارد عادی، پس از انجام 22 مصاحبه با معلمان ـ ضمن رعایت تنوع ویژگی‏های مشارکت‏کنندگان ـ اشباع داده‌ها حاصل شد. تحلیل عمیق داده‌های کیفی به کمک روش پنج‏مرحله‏ای جیورجی و همکاران (2017)، موجب کشف و طبقه‌بندی هشت مضمون اصلی و چهل‌وچهار مضمون فرعی گردید. هشت جلوه‌ی اصلی کارآمدی شامل «شخصیتی ـ فردی، ارتباطی ـ اجتماعی، روان‌شناختی، رهبری ـ روش‌شناختی، معنوی ـ اخلاقی، استراتژیک، انقلابی ـ اسلامی و فنی ـ حرفه‌ای» است. ازلحاظ میزان اهمیت و معیار تکرار در چشم‌انداز مشارکت‌کنندگان، جلوه ارتباطی ـ اجتماعی بالاترین و جلوه فنی ـ حرفه‌ای کمترین بسامد را نشان دادند. ازاین‌رو، اصالت این پژوهش در یادآوری اعتبار روابط انسانی در محیط‌های انسانی است؛ بنابراین ضمن استفاده از رویکردهای صحیح انتخاب و انتصاب و همچنین بهره‌گیری از راهبردهای توانمندسازی اثربخش، می‌توان از مدیریت ایستای مدارس ابتدایی به‌سوی رهبری کارآمد گام برداشت.

مقاله پژوهشی

دو روی سکه آموزش کارکنان گیگ؛ پیش‏نگری فرصت‏ها و چالش‏ها

صفحه 89-119

https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.80028.1751

فاطمه طاهری

چکیده جهان امروز در مواجهه با اقتصاد گیگ، شاهد افزایش کسب‌وکارهای پلتفرمی دیجیتال (همچون تاکسی های اینترنتی، ارائه خدمات و ارسال کالاها) است که به‌کارگیری کارکردهای مدیریت منابع انسانی رایج در مشاغل سنتی را سخت و پیچیده می‏سازد. هدف پژوهش حاضر، واکاوی دو وجهه مختلف آموزش کارکنان گیگ و فرصت‏ها و چالش‏های پیش روی آن است. روش پژوهش حاضر ازنظر نوع و ماهیت داده‌ها دارای رویکرد کیفی با روش مطالعه چند موردی و ازنظر هدف کاربردی است. جامعه آماری پنج مورد از کسب‌وکارهای پلتفرمی شامل پونیشا، حامی ورکس، اسنپ، تپسی و کارلنسر است که 18 نفر از آن‌ها با روش نمونه‏گیری هدفمند و فن گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار جمع‏‏‌آوری داده‌ها مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته است که با روش تحلیل مضمون مورد تحلیل قرار گرفته است. 118 مفهوم در قالب 12 مضمون فرعی و 4 مضمون اصلی آموزش با منطق توسعه شایستگی و آموزش با منطق هزینه فایده در دسته کلی فرصت‏های آموزش و محدودیت‏های سرمایه‏گذاری در آموزش از منظر فردی و چالش‏های پیش روی پلتفرم‏ها در آموزش در دسته کلی محدودیت‏های آموزش کارکنان گیگ شناسایی شد. با اقدام برای رفع محدودیت‏های شناسایی‌شده آموزش، می‏توان در جهت بهره‏مندی از فرصت‏ها و نتایج مثبت دوره‏های آموزشی مشاغل گیگ بهره برد.

مقاله پژوهشی

نقش تعدیل‏کننده ذهنیت رشد و ثابت در رابطه بین هیجان‏های منفی و مؤلفه‏های فرسودگی شغلی

صفحه 121-140

https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.80814.1769

زهره رافضی

چکیده ذهنیت افراد در مورد ویژگی‏های بنیادی‌شان بر نحوۀ دریافت و واکنش آن‌ها در موقعیت‏های مختلف اثر می‏گذارد و می‏تواند باعث تعدیل هیجان‏ها و پیامدهای ناشی از آن ازجمله فرسودگی شغلی شود. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیل‏کنندۀ ذهنیت در رابطه بین هیجان‏های منفی و مؤلفه‌های فرسودگی شغلی بود. روش پژوهش حاضر همبستگی و جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه کارکنان شرکت‌های فعال در زمینه فناوری اطلاعات شهر تهران بودند که از میان آن‌ها 160 نفر به روش نمونه‏گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه‏های فرسودگی شغلی (Maslach & Jackson, 1981)، هیجان مثبت و منفی (Watson et al., 1988) و ذهنیت (Dweck, 2006) پاسخ دادند. داده‏های پژوهش، با استفاده از شاخص‏های آمار توصیفی و استنباطی مورد تحلیل قرار گرفت. یافته‏های پژوهش حاضر نشان داد رابطه معناداری بین هیجان‏های منفی و مؤلفه‏های فرسودگی شغلی وجود دارد (P <05/0)، به‌عبارتی‌دیگر نتایج این پژوهش نشان داد که با افزایش هیجان‏های منفی، فرسودگی شغلی در کارکنان افزایش می‏یابد. همچنین نقش تعدیل‏کننده ذهنیت در این رابطه تأیید شد، بدین معنا که رابطه بین هیجان‏های منفی و فرسودگی شغلی در کارکنانی با ذهنیت ثابت نسبت به کارکنانی با ذهنیت رشد نیرومندتر بود. به‌طورکلی نتایج این پژوهش نشان داد که هیجان‏های منفی در فرسودگی شغلی نقش دارد و ذهنیت رشد با تعدیل هیجان‏های منفی می‏تواند باعث کاهش فرسودگی شغلی در کارکنان شود.

مقاله پژوهشی

زنان در مسیر انتصاب به پست‌ مدیریت مدارس: انگیزه‌ها و موانع

صفحه 141-165

https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.82024.1788

پرستو احمدحیدری، سید جمال بارخدا، خلیل زندی

چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی انگیزه‌ها و موانع زنان در مسیر تصدی پست مدیریتی مدارس بود. روش پژوهش، کیفی و راهبرد مورداستفاده نظریه داده‌بنیاد کلاسیک بود. میدان پژوهش معلمان زن متقاضی پست مدیریت بودند که در آزمون انتخاب و انتصاب مدیران مدارس استان کردستان شرکت کرده بودند. با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند و با استناد به قاعده اشباع نظری، 18 نفر موردمطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه‌ساختاریافته بود. داده‌های متنی از طریق کدگذاری باز و مقوله‌بندی تحلیل شدند. با استناد به معیارهای چهارگانه باورپذیری، اطمینان‌پذیری، تأییدپذیری و انتقال‌پذیری، از اعتبار تحقیق اطمینان حاصل شد. یافته‌ها بیانگر شناسایی 200 کد باز و 12 مفهوم فرعی بود که در ذیل دو مفهوم اصلی انگیزه‌ها، چالش‌ها قرار گرفتند. انگیزه‌ها شامل نوآوری و تحول سازنده، رشد و پیشرفت فردی، توانمندی و مدیریت زنانه، ارتباطات و همکاری مؤثر، پرورش و توسعه دانش‌آموزان، و عدالت سازمانی و برابری بودند. موانع شامل موانع شامل طرح‌واره‌ی نامطلوب جامعه در خصوص مدیریت زنان، نبود بستر قانونی برای مدیریت زنان، گرانباری نقش، عدم تاب‌آوری زنان در پست مدیریت، ناعدالتی در انتصاب زنان در پست مدیریت، و حمایت نکردن سازمان‌های بالادستی بود.

مقاله پژوهشی

عوامل درونی مؤثر بر ارتقاء پاسخگویی دانشگاه‌ها به نیازهای بازار کار

صفحه 167-192

https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.80743.1766

حسن قلاوندی، شاهرخ محمدیان، ابوالفضل قاسم زاده

چکیده این پژوهش با هدف بررسی عوامل درونی مؤثر بر ارتقاء پاسخگویی دانشگاه‏ها به نیازهای بازار کار انجام شد. روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی و ازنظر هدف کاربردی بود. جامعه آماری، کلیه اعضای هیئت‌علمی دانشگاه تبریز به تعداد 750 نفر بود که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 255 نمونه به روش نمونه‏گیری تصادفی طبقه‏ای متناسب انتخاب شدند. ابزار جمع‏آوری داده‏ها، پرسشنامه محقق ساخته بود که بر اساس مرور متون، طراحی شد. روایی پرسشنامه بر اساس روایی صوری، نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی تأیید شد. ضریب پایایی پرسشنامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ، 86/0 به دست آمد. داده‏ها با استفاده از آزمون‏های بوت استرپ، فریدمن، t مستقل، تحلیل واریانس یک‏راهه و توکی با استفاده از نرم‏افزارهای SPSS و PLS مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که متغیرهای برنامه‏ریزی پاسخگو، برنامه درسی پاسخگو، آموزش‏های پاسخگو، پژوهش‏های پاسخگو، پایش و ارزیابی پاسخگو بر ارتقاء پاسخگویی دانشگاه‌ها تأثیر دارند. متغیر پژوهش‏های پاسخگو در رتبه اول و پایش و ارزیابی پاسخگو در رتبه آخر قرار گرفت. بین دیدگاه‏های اعضای هیئت‌علمی برحسب جنسیت و سن (به‌جز متغیر برنامه‏ریزی پاسخگو برحسب سن) تفاوت معناداری وجود نداشت. این پژوهش، عوامل درونی مؤثر بر ارتقاء پاسخگویی دانشگاه‏ها به نیازهای بازار کار را در 5 عامل و 20 زیرعامل نمایان ساخت.

مقاله پژوهشی

الگوی مدیریت در مدارس مناطق چند قومیتی: طراحی الگو با رویکرد نظریه داده بنیاد

صفحه 193-228

https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.81578.1775

ابوالفضل جلایری لایین، مسلم چرابین، محمد کریمی، علی معقول

چکیده یکی از بسترهای اصلی آموزش‌وپرورش در کشور ایران تنوع قومیتی موجود در آن و ایجاد زمینه احترام به قومیت‏ها است این مهم در مدیریت مدارس بیشترین نمود را دارد. هدف از پژوهش حاضر، طراحی الگوی مدیریت در مدارس مناطق چند قومیتی بود. به این منظور از روش پژوهش کیفی و راهبرد داده بنیاد با رویکرد اشتراوس و کوربین استفاده گردید. میدان پژوهش شامل، اساتید دانشگاه، مدیران و معلمان مناطق چند قومیتی استان خراسان رضوی بودند. داده‌های پژوهش با استفاده از ابزار مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته جمع‌آوری گردید، مشارکت‏کنندگان پژوهش شامل 14 نفر از مدیران مدارس مناطق چند قومیتی و 8 نفر از معلمان مناطق چند قومیتی و 4 نفر از اساتید دانشگاه و بودند که به شیوه نظری هدفمند انتخاب شدند. یافته‌های پژوهش بیانگر این است که مدیریت مشارکتی و سازنده گرا مبتنی بر چند فرهنگی، به‌مثابه مقوله پدیده محوری عمل می‌کند و زمینه‌های فردی، سازمانی و اجتماعی در این بخش تأثیرگذارند. همچنین مقوله شرایط علّی شامل ایجاد آرامش در محیط مدرسه، ارزش‌گذاری به مدیریت چند فرهنگی، بسترسازی فرهنگی بود. مقوله عوامل مداخله‌گر مشتمل بر مشارکتی سازی رهبری، تسهیل گری، دانش و آگاهی حرفه‌ای بودند و مقوله راهبردهای مدنظر، تقویت فرهنگ مشارکت جمعی، ارتقا مهارت‌های مدیریتی، مدرسه محوری احصا شدند. با توجه به یافته‏ها می‏توان نتیجه گرفت که توجه به ساختار قومیتی موجود در مناطق در مدیریت مدارس باید مدنظر قرار گرفته و زمینه پویایی مدیریت مشارکتی در این مناطق فراهم آید.

مقاله پژوهشی

طراحی و اعتبارسنجی مدل شایستگی‏های اختصاصی مدیران

صفحه 229-258

https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.78168.1713

علیرضا کندرانی، جلیل یونسی، عنایت الله زمانپور، نورعلی فرخی، علی مقدم زاده، , مجید سلیمی

چکیده شناسایی مدل شایستگی اختصاصی برای انتخاب مدیران در هر سازمان، بدیلی مناسب برای انتخاب مدیران کارآمد است. نظر به اهمیت و ضرورت توجه به شایستگی‌ها در انتخاب مدیران کارآمد در صنعت نفت، هدف این پژوهش " کاربردی" شناسایی شایستگی‏ها و طراحی و اعتباریابی مدل شایستگی مدیران شرکت پایانه نفتی ایران بود. جامعه اصلی پژوهش شامل تمامی مدیران ارشد و عالی شرکت پایانه‏های مواد نفتی ایران در سال 1402 بود که از این جامعه برحسب مورد نمونه‏هایی به روش تصادفی و هدفمند انتخاب شد. جهت جمع‏آوری و تحلیل داده‏ها از هر دو شیوه کمی و کیفی (مصاحبه عمیق رویدادهای رفتاری، پانل‏ خبرگان) و به‏منظور تعیین شایستگی‏های اختصاصی تلفیقی از رویکرد‏های تحلیل مضمون، تجزیه‏وتحلیل شغل و روش‏شناسی کیو استفاده شد. به دنبال استخراج مضامین اولیه حاصل از مصاحبه رویدادهای رفتاری، و بهره‌گیری از یافته‌های تحلیل شغل و نیز استفاده از روش‌شناسی کیو، مدل نهایی شایستگی مدیران در سه بعد شایستگی‌های فردی، شایستگی‌های مدیریتی و شایستگی‌های سازمانی و با 9 مضمون اصلی و 43 مضمون پایه طراحی گردید. بر اساس یافته‏ها، مدل شایستگی تدوین‏شده به‏خوبی قادر است عملکرد برجسته و معمولی مدیران را پیش‏بینی ‏کند و لذا از «اعتبارسنجی متقابل هم‏زمان» برخوردار است. همچنین یافته‏های " اعتبارسنجی سازه هم‏زمان" نشان داد که مدیران برجسته نمرات بالاتری در مدل شایستگی نسبت به مدیران معمولی کسب می‏کنند. همچنین پایایی باز آزمون مدل شایستگی 87/0 و پایایی بین دو ارزیاب به میزان 83/0 برآورد شد.

مقاله پژوهشی

طراحی و اعتبارسنجی الگوی برنامه توانمندسازی معلمان مدارس عادی ابتدایی در آموزش‌های تلفیقی- فراگیر

صفحه 259-300

https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.80489.1762

فاطمه محمدی، فائزه ناطقی، محمد سیفی

چکیده هدف از پژوهش حاضر، طراحی و اعتبارسنجی برنامۀ توانمندسازی معلمان مدارس عادی ابتدایی، در آموزش-های تلفیقی- فراگیر بود. ‏مطالعه به روش آمیخته از نوع اکتشافی متوالی انجام شد. در بخش کیفی پژوهش، از روش پژوهش اسنادی و تحلیل محتوای کیفی با رویکرد قیاسی با ماتریس مفهومی استفاده شد؛ بدین‌صورت که بر اساس مطالعۀ مبانی نظری و پیشینه برنامۀ توانمندسازی معلمان در آموزش‌های تلفیقی- فراگیر، ماتریس اولیه، ترسیم و سپس متن‌های استخراج‌شده از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 25 نفر از متخصصان آموزش‌های تلفیقی- فراگیر و 33 مورد از اسناد مرتبط با موضوع که به شیوه هدفمند انتخاب شده بودند، مورد تحلیل محتوای قیاسی، قرار گرفت و پس از تلفیق کدهای حاصل از متن مصاحبه‌ها و اسناد بررسی‌شده، الگوی مطلوب برنامۀ توانمندسازی معلمان دوره ابتدایی در آموزش‌های تلفیقی- فراگیر که در آن ویژگی‌ها و مصادیق عناصر اهداف، محتوای آموزشی، روش تدریس و روش ارزشیابی، شناسایی شده بود، طراحی و تدوین گردید. در بخش کمی، با استفاده از روش دلفی فازی، اعتبار سازه‌ای مدل، با کمک شاخص متوسط واریانس استخراج‌شده و پایایی گویه های متغیرهای پنهان مدل، با کاربرد تکنیک آلفای کرونباخ، محاسبه گردید. بر اساس نتایج، مقادیر مثبت و بالای 5/0 میانگین واریانس استخراج‌شده (AVE) برای سازه‌ها، نشان از کیفیت مناسب مدل داد و نتایج حاصل از آلفای کرونباخ، حاکی از آن بود که ضرایب به‌دست‌آمده، برای تمامی متغیرهای پنهان در مدل اندازه‌گیری، بالاتر از 7/0 بوده و در حد قابل قبولی هستند؛ بنابراین به‌کارگیری الگوی به‌دست‌آمده، می‌تواند در دوره‌های توانمندسازی معلمان مدارس عادی ابتدایی در آموزش‌های تلفیقی- فراگیر، اثربخش و لازم التوجه باشد و نقش بسزایی در ارتقاء کیفیت این دوره‌ها، ایفا نماید.

مقاله پژوهشی

چندمنظوره‌سازی دانشگاه‌ها: تحولی نوین در آموزش عالی

صفحه 301-332

https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.82847.1802

کامران مالکپور لپری

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی و تحلیل مفهوم و ابعاد چندمنظوره‌سازی دانشگاه به‌عنوان یک رویکرد نوین در آموزش عالی بوده است. پژوهش ازلحاظ هدف جز تحقیقات توسعه‌ای و ازلحاظ شیوه گردآوری یافته‌ها با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون اجرا شده است. جامعه آماری پژوهش شامل اساتید و متخصصین حوزه آموزش عالی، مدیریت آموزشی، روانشناسی و علوم اجتماعی شهر تهران در سال 1403 بودند. با روش نمونه‌گیری هدفمند معیار تعداد 20 نفر به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای گردآوری یافته‌ها از روش مصاحبه نیمه‌ساختاریافته استفاده شد و با استفاده از راهبرد کدگذاری سه مرحله‌ای در محیط نرم‌افزاری MAXQDA مورد تحلیل قرار گرفتند. بر اساس نتایج پژوهش در مرحله کدگذاری باز تعداد 478 مضمون پایه، 52 مضمون سازمان‌دهنده 9 مضمون فراگیر شناسایی و طبقه‌بندی شدند. بدین‌ترتیب ابعاد مدل استحصال شده این پژوهش شامل آموزش چندوجهی، پژوهش کاربردی و نوآورانه، توسعه کارآفرینی و همکاری با صنعت، پاسخگویی به نیازهای جامعه و مسائل زیست‌محیطی، فناوری و دیجیتالی شدن، بین‌المللی‌سازی و تنوع فرهنگی، اسلامی‌سازی و تربیت اصول اخلاقی، مدیریت و حکمرانی مؤثر، توسعه مهارت‌های بین‌رشته‌ای بود. توجه به این ابعاد می‌تواند دانشگاه‌ها را از نهادهای صرفاً آموزشی به سازمان‌هایی چندمنظوره و تأثیرگذار در سطح جامعه و بین‌المللی تبدیل کند. بنابراین، مدیران و سیاست‌گذاران آموزش عالی با اتخاذ این رویکرد می‌توانند به بهبود پاسخگویی دانشگاه‌ها به نیازهای روزافزون جامعه و ارتقای نقش آن‌ها در پیشبرد توسعه پایدار کمک شایانی نمایند.