دوره و شماره: دوره 8، شماره 32، زمستان 1403 
مقاله پژوهشی

مدل‌یابی معادلات ساختاری رابطه بین سبک رهبری تعاملی و حمایت سازمانی ادراک‌شده با بهزیستی ذهنی: نقش میانجی‌ سخت‌کوشی روان‌شناختی

صفحه 7-38

https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.79972.1748

سپیده نصیرپور، صادق ملکی آوارسین، جهانگیر یاری جاج عطالو

چکیده پژوهش حاضر با هدف مدل‌یابی معادلات ساختاری سبک رهبری تعاملی، حمایت سازمانی ادراک‌شده و بهزیستی ذهنی با نقش میانجی‌گری سخت‌کوشی روان‌شناختی در کارکنان نواحی پنج‌گانه آموزش‌وپرورش شهر تبریز انجام شد. این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی با معادلات ساختاری بود. جامعه آماری، شامل کارکنان نواحی پنج‌گانه آموزش‌وپرورش شهر تبریز در سال 1402 به تعداد 500 نفر بود. روش نمونه‌گیری، به‌صورت نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای بود. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران، به تعداد 246 نفر بود. ابزار جمع‌آوری داده‌ها، پرسشنامه‌های سبک رهبری تعاملی شائو و همکاران (2017)، حمایت سازمانی ادراک‌شده آلن و همکاران (2008)، بهزیستی ذهنی مولوی و همکاران (1389) و سخت‌کوشی روان‌شناختی مورینو جیمز و همکاران (2014) بود. برای تحلیل داده‌ها، از ضریب همبستگی گشتاوری پیرسون و مدل‌یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان داد، رابطه بین سبک رهبری تعاملی، حمایت سازمانی ادراک‌شده، بهزیستی ذهنی و سخت‌کوشی روان‌شناختی، به‌طور مثبت معنی‌دار بود. بهزیستی ذهنی، نیز از طریق سبک رهبری تعاملی، حمایت سازمانی ادراک‌شده و سخت‌کوشی روان‌شناختی قابل پیش‌بینی بود. به‌علاوه، نقش میانجی‌گرانه سخت‌کوشی روان‌شناختی در رابطه بین سبک رهبری تعاملی، حمایت سازمانی ادراک‌شده و بهزیستی ذهنی، تأیید شد. بر این اساس، نتیجه‌گیری می‌شود، توسعه سخت‌کوشی روان‌شناختی می‌تواند سبک رهبری تعاملی، حمایت سازمانی ادراک‌شده و بهزیستی کارکنان را تضمین کند. با پرورش سخت‌کوشی روان‌شناختی، محیط کار سالم و پویاتری ایجاد خواهد شد که به نفع هم کارکنان و هم سازمان است؛ بنابراین، ترویج سخت‌کوشی روان‌شناختی از طریق تشویق کارکنان به شرکت در فعالیت‌های تقویت‌کننده مقاومت و انعطاف‌پذیری روان‌شناختی پیشنهاد می‌شود.

مقاله پژوهشی

شناسایی و ارزیابی صلاحیت حرفه‏ای مدیران مدارس ابتدایی

صفحه 39-66

https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.79300.1738

رضا محمدی، حسین حقی، اکبر خرسندی یامچی

چکیده موفقیت و لازمه آموزش‌وپرورش پویا و تعالی‏محور، مدیرانی پویا، شایسته، متخصص و علاقه‏مند به حرفه یاددهی-یادگیری اثربخش است؛ بنابراین، هدف این پژوهش شناسایی و ارزیابی صلاحیت حرفه‏ای مدیران مدارس ابتدایی شهرستان کوثر بود. پژوهش از جهت هدف، از نوع کاربردی و از جنبه گردآوری داده‏ها، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش تمامی مدیران، معاونین و مشاوران مدارس و مدیران اداره آموزش‌وپرورش شهرستان کوثر بود که با استفاده از روش نمونه‏گیری تصادفی 102 نفر به‌عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای گردآوری داده‏های پژوهش از پرسشنامه محقق‏ساخته صلاحیت حرفه‏ای مدیران استفاده شد که روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط متخصصان تأیید و پایایی آن نیز بر اساس روش آلفای کرونباخ 83/0 برآورده شد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‏‏ها از تحلیل عاملی تأییدی و آزمون تی تک‏نمونه‏ای استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی حاکی از آن بود که سه بعد مهارت و توانمندی، نگرش و ارزشی و ویژگی‏های شخصیتی مؤلفه‌های تشکیل‏دهنده سازه صلاحیت‏های عمومی مدیران و 5 بعد شایستگی‏های دانشی، نظارت و کنترل، مدیریت ارتباطات، مدیریت منابع و مدیریت آموزشی مؤلفه‌های تشکیل‏دهنده سازه صلاحیت‏های تخصصی مدیران مدارس ابتدایی شهرستان کوثر است. همچنین نتایج نشان داد که صلاحیت‏های عمومی و تخصصی احصاء شده برای مدیران مدارس ابتدایی شهرستان کوثر از وضعیت مطلوبی برخوردار هستند. بر این اساس، تدارک زمینه بهره‏گیری از ابعاد و مؤلفه‌های احصا شده برای انتخاب مدیران و توسعه صلاحیت آن‌ها می‏تواند به تحقق کارا و اثربخش مأموریت‏های آموزشی و تربیتی مدارس منجر شود.

مقاله پژوهشی

شناسایی بسترهای تحقق رهبری آموزشی در مدارس دوره ابتدایی

صفحه 67-91

https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.75643.1670

مریم بریهی، حسین عبداللهی

چکیده این پژوهش با هدف شناسایی بسترهای تحقق رهبری آموزشی در مدارس دوره ابتدایی انجام گرفت. پژوهش از نوع کیفی و روش مطالعه موردی است. مدارس موردمطالعه جهت این پژوهش، دو مدرسه غیرانتفاعی دخترانه تکریم و فضه (س) در دوره ابتدایی بودند که ضمن بهره‌گیری از رویکرد دینی، از بسترهای متنوعی جهت بالا بردن کیفیت آموزشی و پرورشی مدرسه استفاده می‌نمودند. جامعه موردمطالعه شامل معلمان، معاونان آموزشی و مدیران این دو مدرسه شامل 24 نفر بود که از 20 نفر آن‌ها مصاحبه به عمل آمد و پس‌ازآن به علت رسیدن به حد اشباع نظری در داده‌ها، مصاحبه‌ها ادامه پیدا نکرد. ابزار تحقیق مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که توسط محقق طراحی شد. در تحلیل داده‌ها از الگوی تحلیل داده‌های کیفی با روش تحلیل محتوا استفاده شد و داده‌های پژوهش پس از مکتوب شدن به‌صورت کدهای باز، محوری و گزینشی دسته‌بندی شدند. نهایتاً در زمینه بسترهای تحقق رهبری آموزشی 4 مؤلفه بسترهای سازمانی شامل: (برنامه‌های ترسیم اهداف و چشم‌انداز برای کارکنان، برنامه‌‌های ارزیابی و اثربخشی، برنامه‌های مشارکت کارکنان در تصمیمات، برنامه‌های ارتباط مؤثر با کارکنان، مدیریت زمان و برنامه توسعه حرفه‌ای مدیر)، بسترهای دانش‌آموزی شامل: (برنامه‌های توسعه فردی دانش‌آموز، برنامه‌های آموزشی و مهارتی، برنامه‌های خودشناسی و معرفت‌افزایی)، بسترهای معلمان شامل: (برنامه‌های توانمندسازی و برنامه‌های خودآگاهی) و بسترهای خانواده‌محور شامل‌‌‌: (برنامه‌های تربیتی و مهارت‌افزایی و برنامه‌های آگاهی از رویکرد مدرسه) به دست آمد.

مقاله پژوهشی

تسهیم دانش و انگیزش شغلی معلمان: نقش میانجی یادگیری سازمانی

صفحه 93-122

https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.78744.1730

امیر سلیمانی، حمدالله حبیبی، آیسان پاشایی فخری

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه تسهیم دانش با انگیزش شغلی معلمان با میانجی‏گری یادگیری سازمانی بود. روش تحقیق توصیفی، از نوع همبستگی و مبتنی بر معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه معلمان مقطع متوسطه اول و دوم شهرستان تبریز بودند. که حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان به تعداد 330 نفر با استفاده از روش خوشه‏ای تعیین گردید. ابزار گردآوری داده‏ها، پرسش‏نامه‏های استاندارد یادگیری سازمانی Neefe (2001)، تسهیم دانش Van den Hooff and Van Weenen (2004) و انگیزش شغلی Lodahl and Kejner (2004) بود. داده‏ها از طریق آزمون‏های ضریب همبستگی پیرسون و T تک ‏نمونه‏ای و با استفاده از نرم‏افزار SPSS 26 تحلیل گردید. همچنین برای محاسبه الگوسازی معادله ساختاری از نرم‏افزار AMOS استفاده گردید. در این پژوهش طبق جدول ماتریس همبستگی بین تسهیم دانش، یادگیری سازمانی و انگیزش شغلی معلمان همبستگی مستقیم و معنادار وجود داشت. با توجه به نتایج تحلیل عاملی تأییدی و شاخص‏های ارزیابی، الگوهای اندازه‏گیری از برازش مطلوبی برخوردار بودند. با توجه به ضرایب استاندارد یادگیری سازمانی بر انگیزه شغلی (37/0β=)؛ تسهیم دانش بر یادگیری سازمانی (59/0β=) و تسهیم دانش بر انگیزه شغلی (16/0β=) تأثیر مستقیم و معنادار وجود داشت. از طرفی تسهیم دانش با نقش میانجی یادگیری سازمانی، اثر مثبتی بر انگیزش شغلی معلمان دارد.

مقاله پژوهشی

تدوین و اعتباریابی پرسش‌نامه ارزشیابی «فضیلت حرفه‌ای معلمان»

صفحه 123-171

https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.80016.1750

نادر حسین‌پناهی، ناصر شیربگی

چکیده هدف پژوهش حاضر کاوش مفهوم فضیلت حرفه‌ای معلمان در فضای آموزش‌وپرورش ایران از طریق ساخت یک ابزار روا و پایای خودارزیابی معلمان، برای مطالعۀ فهم، سنجش مؤلفه‌ها، و میزان آن در بین نمونه‌ای از معلمان ایرانی است. روش پژوهش، توصیفی - پیمایشی و رویکرد آن کمی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیۀ معلمان شهرستان سنندج در تمام مقاطع تحصیلی و نمونه آماری با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای به ازای 65 گویه‌، تعداد پاسخگویان 650 نفر انتخاب گردید. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسش‌نامه محقق‌‌‌ساخته از نوع سؤالات بسته ‌پاسخ بود. داده‌ها با استفاده از تحلیل عاملی تأیید‌ی تحلیل گردید. تفاوت معنی‌داری در میانگین کل فضیلت حرفه‌ای معلمان و مؤلفه‌های (تعهد به انجام عمل تدریس در راستای هدف‌های اجتماعی باارزش) و (تعهد داشتن نه صرفاً به عمل خود، بلکه همچنین به خود عمل تدریس) برحسب میزان سابقه کار، و مؤلفه‌های (تعهد به انجام عمل تدریس در راستای هدف‌های اجتماعی باارزش و تعهد به اصول اخلاقی و مراقبت در تدریس) برحسب میزان نوع استخدام و مؤلفه‌های (تعهد به انجام عمل تدریس به شکلی نمونه و الگوبخش) برحسب نوع رشته‌ تدریس معلمان در مدارس و همچنین نوع رشته تحصیلی معلمان مشاهده شد. درنتیجه می‌توان گفت که‌ پرسش‌نامه محقق ‌ساخته ارزشیابی «فضیلت حرفه‌ای معلمان» می‌تواند در محیط ایرانی یک ابزار روا و پایای خودارزیابی معلمان؛ برای مطالعۀ فهم، سنجش مؤلفه‌ها و میزان آن در بین نمونه‌ای از معلمان ایرانی باشد.

مقاله پژوهشی

طراحی مدل شایستگی‏های معلمان با رویکرد کیفی فراترکیب

صفحه 173-193

https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.80427.1759

سلیم کاظمی، مرتضی جاویدپور، میرمصطفی سعیدی اردبیلی، افشین دیوبند

چکیده پژوهش‌ حاضر با هدف طراحی مدل شایستگی‌های معلمان با رویکرد کیفی فراترکیب انجام شده است. پژوهش حاضر در چارچوب رویکرد کیفی و با استفاده از روش فراترکیب با رویکرد هفت مرحله‏ای Sandelowski and Barroso (2007) انجام شد. جامعه آماری موردمطالعه شامل کلیه تحقیقات و مطالعات فارسی و انگلیسی چاپ‌شده در حوزه شایستگی‏ های معلمان در بین سال‏های 2000 تا 2024 است. در این راستا، کلیدواژه‌های مرتبط با هدف پژوهش مورد جستجو قرار گرفت و مقالات و اسناد به‌دست‌آمده با استفاده از روش نمونه‏گیری هدفمند و با توجه به معیارهای پذیرش موردبررسی قرار گرفتند که درنهایت 22 مقاله که از معیارهای ورود به مطالعه برخوردار بودند با استفاده از روش کد‏گذاری سه مرحله ‏ای (باز، محوری، انتخابی) از طریق نرم‌افزار MaxQDA2020 تجزیه‌وتحلیل شدند. بر اساس نتایج تحلیل داده‏ها برای جمع‌آوری داده‌ها 52 کد باز شناسایی شد که در 3 مقوله اصلی و 10 مقوله فرعی دسته ‏بندی شدند که عبارت‌اند از شایستگی‏ های فردی (عملکرد فردی، خودکارآمدی فردی و مهارت ‏های ارتباطی)، ‌شایستگی-های سازمانی (نوآوری سازمانی، تحول سازمانی مثبت، اشتراک دانش و یادگیری سازمانی) و شایستگی‏های حرفه‏ای (شایستگی آموزشی، شایستگی پژوهشی و شایستگی دیجیتال). با توجه به یافته‏ ها می‏توان شایستگی معلمان را در سازمان‌های آموزشی توسعه داد و معلمان را تشویق به ایجاد خلاقیت و نوآوری در وظایفشان تشویق کرد.