دوره و شماره: دوره 6، شماره 22 - شماره پیاپی 6، تابستان 1401، صفحه 1-213 
مقاله پژوهشی

طراحی و اعتباریابی الگوی اعتبارسنجی و تضمین کیفیت نظام آموزش عالی ایران

صفحه 7-39

https://doi.org/10.22054/jrlat.2022.60358.1578

عباس عباس‌پور، محمد مجتبی زاده

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی و اعتباریابی الگوی اعتبارسنجی و تضمین کیفیت نظام آموزش عالی ایران بود. روش انجام پژوهش، روش تحقیق ترکیبی با طرح اکتشافی–مدل توسعه ابزار بود. در بخش کیفی پژوهش با استفاده از روش نظریه زمینهای و مصاحبه با 36 نفر از خبرگان آموزش عالی، 25 عامل و 157 ملاک مورد اکتشاف قرار گرفت. برای اعتبار یافتههای کیفی، از ملاکهایِ قابلیت اعتماد، قابلیت انتقال، قابلیت ارتباط و قابلیت تأیید استفاده شد. سپس، در بخش کمی، پرسشنامهای طراحی و برای مطالعه مقدماتی در اختیار 84 نفر از خبرگان آموزش عالی ایران قرار گرفت. بر اساس، بازخوردهای دریافتی، پرسشنامه اصلاح؛ و نسخه نهایی آن روی 293 نفر اجرا شد. اعتبار پرسشنامه توسط صاحبنظران تأیید و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ برابر با (982/0) شد. در بخش کیفی پژوهش، روش نمونهگیری هدفمند غیراحتمالی و در بخش کمی، روش نمونهگیری طبقهای تصادفی به کار رفت. آزمون ابزار اندازهگیری مزبور، از طریق تحلیل مدلیابی معادلات ساختاری استفاده صورت گرفت. با انجام تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول، الگوی مزبور به 22 عامل و 150 ملاک اصلاح و تعدیل یافت. نتایج تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم نیز نشان داد که عوامل 22 گانه احصاءشده دارای بار عاملی کافی جهت پیشبینی الگوی اعتبارسنجی و تضمین کیفیت نظام آموزش عالی ایران است. همچنین، شاخصهای برازش، (CMIN/DF) برابر با 924/1، (RMSEA) برابر با 39/0، (GFI) برابر با 976/0، (AGFI) برابر با 939/0، (CFI) برابر با 928/0، (NNFI) برابر با 953/0، (TLI) برابر با 000/1، (IFI) برابر با 928/0 و (RFI) برابر با 925/0 نشان داد، الگوی طراحی و اعتباریابیشده برای اعتبارسنجی و تضمین کیفیت نظام آموزش عالی ایران از برازش بسیار مطلوبی برخوردار است.

مقاله پژوهشی

آسیب شناسی رویکردهای آموزشی در سازمان های دولتی با بهره گیری از روش تحلیل لایه ای علت ها (CLA)

صفحه 41-67

https://doi.org/10.22054/jrlat.2022.65182.1606

احسان مرزبان، بهرام سرمست، احد رضایان قیه باشی

چکیده نتایج مطالعات گوناگون در سازمان‌های دولتی مختلف نشان می‌دهد که در حال‌ حاضر، روش‌ها و سبک‌‌های آموزش کارکنان با کاستی‌ها و چالش‌های گوناگونی روبه‌روست و اثربخشی آموزش‌ها، مطابق انتظارات ذینفعان نیست. ازاین‌رو، به نظر می‌رسد رویکردهای متداول برای مطالعه و آسیب‌شناسی آموزش‌های سازمانی بسنده نباشد و این موضوع، نیازمند نگاهی جامع‌نگرانه‌تر و ژرف‌کاوانه‌تر است. این پژوهش، در پاسخ به این نیاز شکل گرفته و هدف از آن ارائه رویکردی نوینی برای آسیب‌شناسی آموزش کارکنان در سازمان‌های دولتی و ارائه راهکارهای بدیل‌ در این زمینه بوده است. بدین منظور از روش تحلیل لایه‌ای علت‌ها که مبتنی بر تحلیل موضوعات در سطوح مختلف و بدیل‌یابی برای آینده آن‌هاست، استفاده شده است. شیوه گردآوری و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها مبتنی بر فرایندی کیفی و خبره‌محور (مرور ادبیات، مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و پنل خبرگان) است. بر این اساس، علل ناکارآمدی روش‌ها و رویکردهای آموزشی در سازمان‌های دولتی، در چهار سطح لیتانی، ساختاری، گفتمان/جهان‌بینی و استعاره/اسطوره شناسایی شده‌ و مبتنی بر آن، در هر سطح، بدیل‌هایی که می‌توانند سناریوهای متفاوتی پیش‌ روی آموزش کارکنان بگشایند، طرح شده است. نتایج این پژوهش بر توسعه رویکردهای آموزشی مبتنی بر داستان‌گویی که ریشه در ادبیات، دین، هنر و پیش‌زمینه‌های تاریخی و ذهنی ایرانیان دارد، تأکید می‌کند. بر این اساس، بهره‌گیری از سبک‌های یادگیری مبتنی بر موردکاوی، روایت‌گری، کارگاه‌های مشارکتی و گفتمان‌های نوین در حوزه توسعه سرمایه انسانی، بستری پویا برای بهبود رویکردهای آموزشی در این سازمان‌ها فراهم می‌کند.

مقاله پژوهشی

بررسی تأثیر رهبری اسلامی بر رفتارهای انحرافی در محیط کار از طریق اخلاق کار اسلامی و سرمایه اجتماعی

صفحه 69-99

https://doi.org/10.22054/jrlat.2022.53223.1539

عباس قائدامینی هارونی، رضا ابراهیم زاده دستجردی، مهرداد صادقی، مجید ماهرانی برزانی

چکیده هدف این پژوهش تعیین تأثیر رهبری اسلامی بر رفتارهای انحرافی در محیط کار از طریق اخلاق کار اسلامی و سرمایه اجتماعی (موردمطالعه: دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان)) است. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه کارکنان شاغل در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان به تعداد 1000 تشکیل دادند که از طریق فرمول نمونه‌گیری کوکران تعداد 287 نفر به‌عنوان نمونه از طریق روش نمونه‌گیری طبقه‌ای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه استاندارد رهبری اسلامی Khaliq Ahmad and Ogunsola (2011)، پرسشنامه استاندارد رفتارهای انحرافی در محیط کار Robinson and Bennett (2000) و پرسشنامه سرمایه اجتماعی  Nahapitogoshal(1998) و پرسشنامه استاندارد اخلاق کار- اسلامی Ali (1988) بود که روایی پرسشنامه‌ها بر اساس روایی محتوایی، صوری و سازه موردبررسی قرار گرفتند و پس از اصطلاحات لازم روایی مورد تأیید قرار گرفت و از سوی دیگر پایایی پرسشنامه‌ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 93/0، 91/0، 91/0 و 92/0 برآورد شد و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها در سطح استنباطی مشتمل بر مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که رهبری اسلامی از طریق اخلاق کار اسلامی بر رفتارهای انحرافی در محیط کار تأثیر منفی و معناداری دارد که ضریب این تأثیر 78/0- است و از طریق سرمایه اجتماعی بر رفتارهای انحرافی در محیط کار تأثیر منفی و معناداری دارد که ضریب این تأثیر 67/0- است و همچنین تأثیر مستقیم رهبری اسلامی بر رفتارهای انحرافی در محیط کار معنادار منفی ضریب این تأثیر 77/0- است.

مقاله پژوهشی

نقش میانجیگری ساختار سازمانی در رابطه بین سبک رهبری تحولی و خلاقیت سازمانی

صفحه 101-123

https://doi.org/10.22054/jrlat.2022.64549.1602

مهدی امیری، محمد علی قلندری

چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه سبک رهبری تحولی با خلاقیت سازمانی با نقش میانجیگری ساختار سازمانی بوده است. پژوهش حاضر بر مبنای هدف از نوع کاربردی است و ازلحاظ روش کمی از نوع توصیفی-همبستگی است که به‌صورت پیمایشی و با استفاده از ابزارهای استاندارد موجود در زمینه متغیرهای پژوهش با استفاده از مدل معادلات ساختاری بررسی شده است. جامعه پژوهش شامل کلیه معلمان ابتدایی ناحیه 1 شیراز بوده که با استفاده از جدول مورگان و از طریق روش نمونه‌گیری تصادفی منظم، 134 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل سه پرسشنامه استانداردشده؛ سبک رهبری تحول‌آفرین که شامل چهار بعد ترغیب ذهنی، نفوذ آرمانی، انگیزش الهام‌بخش و ملاحظه فردی بوده و پایایی این ابزار با روش آلفای کرونباخ برابر با 95/0 بوده و روایی صوری و محتوایی آن نیز توسط متخصصان تأیید شده است؛ پرسشنامه ساختار سازمانی که شامل دو بعد پیچیدگی و رسمیت بوده و پایایی این ابزار به روش آلفای کرونباخ برابر با 92/0؛ و روایی صوری و محتوایی آن نیز توسط متخصصان تأیید شده است و پرسشنامه خلاقیت سازمانی شامل دو بعد حساسیت و اعتمادبه‌نفس بوده و پایایی این ابزار به روش آلفای کرونباخ برابر با 88/0؛ و روایی صوری و محتوایی آن نیز توسط متخصصان تأیید شده است. این ابزارها، بین نمونه معلمان و مدیران توزیع و درنهایت 134 پرسشنامه جمع‌آوری گردید. نتایج پژوهش نشان داد که: بین سبک رهبری تحولی، ساختار سازمانی و خلاقیت سازمانی معلمان رابطه معنادار وجود دارد. تحلیل مسیر برای تعیین سهم میانجیگری ساختار سازمانی نشان داد که ساختار سازمانی نقش میانجیگری منفی برای سبک رهبری تحولی ایفا می‌کند به این معنا که ساختار سازمانی نقش میانجیگری رقیب بین سبک رهبری تحولی و خلاقیت سازمانی کارکنان است. شاخص‌های کلی برازش نیز نشان‌دهنده تناسب مدل اجرا شده داشت. به‌طورکلی می‌توان گفت سبک رهبری تحولی مدیران، پیش‌بینی‌کننده مثبت و معنادار ساختار سازمانی محیط کاری معلمان بوده و همچنین سبک رهبری تحولی به‌طور مستقیم پیش‌بینی‌کننده مثبت و با میانجیگری ساختار سازمانی به‌طور غیرمستقیم پیش‌بینی‌کننده منفی خلاقیت سازمانی کارکنان است.

مقاله پژوهشی

تأثیر رهبری اصیل بر عملکرد فردی کارکنان با توجه به ویژگی های شغلی و تعهدات عاطفی کارکنان ستادی آموزش و پرورش

صفحه 125-146

https://doi.org/10.22054/jrlat.2022.67371.1612

مهرزاد عبداله زاده، مینو یوسفی

چکیده هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تأثیر رهبری اصیل بر عملکرد فردی با توجه به ویژگی‌های شغلی و تعهدات عاطفی کارکنان بوده است. پژوهش از حیث هدف کاربردی و از نوع توصیفی بود. جامعه آماری تحقیق کارکنان ستادی سازمان آموزش‌وپرورش استان گیلان هستند که به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای و بر اساس فرمول کوکران تعداد 221 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه بوده که برای سنجش رهبری اصیل از پرسشنامه Avolio و همکاران (2007)، تعهدات عاطفی Moody و همکاران (1990)، ویژگی‌های شغلی Hockman and Oldham (1975)، عملکرد فردی Staple و همکاران (1999) و به‌منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری مبتنی بر رویکرد حداقل مربعات جزئی توسط نرم‌افزار آماری Smart PLS3 استفاده شد. یافته‌های تحقیق نشان داد که رهبری اصیل بر تعهد عاطفی و عملکرد فردی کارکنان سازمان آموزش‌وپرورش استان گیلان تأثیر معناداری دارد. همچنین تأثیر تعهد عاطفی بر عملکرد فردی کارکنان سازمان آموزش‌وپرورش استان گیلان نیز تأیید شد. همچنین مشخص شد که تعهد عاطفی نقش میانجی در تأثیر رهبری اصیل بر عملکرد فردی کارکنان دارد و نقش تعدیل‌گر متغیر ویژگی‌های شغلی در تأثیر رهبری اصیل بر عملکرد فردی کارکنان سازمان آموزش‌وپرورش استان گیلان نیز تأیید شد. بر این اساس، می‌توان گفت که با استقرار رویکرد رهبری اصیل و ارتباط آن با تعهدات عاطفی و ویژگی‌های شغلی، امکان ارتقای عملکرد فردی کارکنان ستادی آموزش‌وپرورش استان گیلان وجود دارد.

مقاله پژوهشی

شناسایی راهبردهای اجرای مدیریت ناب در آموزش وپرورش

صفحه 147-167

https://doi.org/10.22054/jrlat.2022.62090.1590

محرمعلی هاشمی، جهانگیر یاری حاج عطالو، صادق ملکی آوارسین

چکیده هدف این پژوهش شناسایی راهبردهای اجرای مدیریت ناب در آموزش‌وپرورش بود. از رویکرد تحقیق کیفی استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی اساتید مدیریت و علوم تربیتی دانشگاه‌های ایران بود. جهت اجرای پژوهش مصاحبه‌های عمیق با 15 نفر از خبرگان در خصوص شناسایی راهبردهای اجرای مدیریت ناب در آموزش‌وپرورش انجام گرفت. برای حصول اطمینان از روایی ابزار در جریان پژوهش از مرور خبرگان مشارکت‌کننده و همچنین نظارت سه نفر از اساتید غیر شرکت‌کننده در پژوهش استفاده شد. برای اطمینان از پایایی داده‌ها از روش بازبینی مکرّر مشارکت‌کنندگان استفاده شد. در مرحله کدگذاری باز 738 گزاره مفهومی شناسایی و با ادغام و ترکیب آن‌ها 20 کد محوری به دست آمد و در مرحله کدگذاری انتخابی شش کد مهندسی مجدد در اقتصاد آموزش‌وپرورش، گزینش حرفه‌ای، انگیزش، اقدامات اثربخش، نهادهای معین و برآورد نیازها به‌عنوان راهبردهای اجرای مدیریت ناب در آموزش‌وپرورش شناسایی شدند. با توجه به مزایای مدیریت ناب در ابعاد گوناگون، لازم است با اتخاذ راهبردهای اثربخش اجرای ناب در آموزش‌وپرورش آغاز شود.