دوره و شماره: دوره 6، شماره 24، زمستان 1401، صفحه 1-239 
مقاله پژوهشی

بررسی مسائل (چالش‏ های) اقتصاد آموزش عالی ایران

صفحه 7-46

https://doi.org/10.22054/jrlat.2023.69238.1620

کاظم فتح تبار فیروزجائی، محمد خادمی کله لو، عبدالحمید کاظمی

چکیده آموزش عالی کشور در طول دوره تکامل خود با چالش‏ ها و مسائل متعددی روبرو بوده است. به‏ گونه ‏ای که چالش ‏ها و مسائل پیش رو با ایجاد موانع در راه رسیدن آن به تعالی، باعث اختلال در فعالیت ‏ها و کارکردها، برهم زدن تعادل و انسجام، و هم‏چنین کاهش عملکرد و ناکارآمدی آن در جامعه در حوزه‏ های مختلف شده است. یکی از موضوعات مهم و تأثیرگذار در فرایند سیاست‏ گذاری و برنامه‏ ریزی نظام آموزش عالی، شناسایی و برخورد با چالش‏ها و مسائل ناشی از آن‏ ها، به ‏صورت آگاهانه، سنجیده، در زمان مناسب، و بر اساس مبانی فکری و چارچوب عملی و رفتاری مبتنی بر حقیقت، عقلانیت و منطق است. در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف شناسایی مسائل اقتصاد آموزش عالی و رتبه ‏بندی آن‏ها از طریق مرور نظام‏مند متون علمی (فراترکیب پژوهش‏ های پیشین) و مصاحبه نیمه ‏ساختاریافته با صاحب‏نظران و خبرگان علمی و اجرایی در این حوزه انجام شده است. پژوهش حاضر ازنظر هدف در زمره پژوهش‏های کاربردی و ازنظر روش توصیفی- تحلیلی بوده است. داده‏ها و اطلاعات با استفاده از روش تحلیل مضمون و آزمون فریدمن مورد تحلیل قرار گرفتند. بر اساس تحلیل نظرات و دیدگاه‏های صاحب‏نظران 9 چالش (مانند ناکارآمدی مالیه آموزش عالی، ناکارآمدی نظام تصمیم‏گیری تخصیص منابع، تأثیر نظامات بیرونی بر آموزش عالی و غیره) و 23 مسئله (ناکارآمدی در تأمین، تخصیص و مدیریت منابع مالی، کیفیت پایین نظام تصمیم‏گیری، نامشخص بودن آثار و پیامدهای آموزش عالی در جامعه و غیره) احصا و شناسایی شدند. نتایج حاصل از آزمون فریدمن نیز نشان داده است که چالش ‏ها و مسائل از اهمیت و اولویت یکسانی برخوردار نیستند. لذا با توجه به شرایط و نیاز جامعه پرداختن به برخی از آن‌ها از اولویت بیشتری نسبت به سایرین برخوردارند.

مقاله پژوهشی

ضرورت ایجاد دورۀ کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی

صفحه 47-81

https://doi.org/10.22054/jrlat.2023.71700.1641

حسین خنیفر، یونس صحرانورد نشتیفان، صلاح الدین ابراهیمی

چکیده یکی از مباحث عمده نظام ‏های توسعه ‏یافتۀ آموزشی در هزاره سوم اهمیت نقش «مدیریت آموزشی» در پیشبرد اهداف تعلیم و تربیت است. لذا مدیر آموزشی به عنوان «رهبر»، «محور» و «عامل تأثیرگذار» در مدرسه در کیفیت اجرای برنامه‏ های آموزشی و پیشبرد اهداف تعلیم و تربیت نقش اساسی دارد. با این شرایط پژوهش حاضر با هدف شناسایی مقوله‏ های ضرورت و اهمیت تأسیس دورۀ کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی در دانشگاه فرهنگیان انجام شد. برای انجام پژوهش از روش کیفی با رویکرد نظریۀ داده‏ بنیاد استفاده گردید. میدان مطالعه، کلیه صاحب‏نظران، استادان و خبرگان مدیریت آموزشی در وزارت آموزش‏ و‏پرورش و دانشگاه فرهنگیان بودند که با استفاده از نمونه‏ گیری هدفمند و راهبرد نظری با 21 نفر از آنها مصاحبه شد. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه‏ ساختاریافته بود. یافته ‏ها با کدگذاری سه‏ مرحله ‏ای تحلیل و اعتباریابی شد. طبق نتایج پژوهش «اهمیت و ضرورت: شغلی، برنامه درسی و محتواپژوهی» به عنوان مقوله محوری، «استراتژی ‏ها و برنامه‏ های آموزش و یادگیری، منابع و امکانات، آینده‏ پژوهی و آینده‏ نگری و تأمین و آماده‏ سازی نیروی انسانی» به عنوان شرایط علّی، «تحول  در برنامه درسی و محیط یادگیری، نیازسنجی، الزامات و پشتیبانی سازمانی و شبکه‏سازی و تعامل» به عنوان راهبردها، مقوله‏های «فرهنگ و جو دانشگاه و گروه دانشجویان و اساتید» به عنوان بستر، «درگیری دانشجویان و اساتید با مشکلات مربوط به رشته سازمانی» به عنوان شرایط مداخله ‏گر و مقوله‏ های آموزشی و سازمانی به عنوان پیامد مطرح شدند. استفاده از نتایج این پژوهش می‏ تواند در بهبود وضعیت مدیریت مدارس و کارآمدی نظام آموزشی مؤثر واقع شود.

مقاله پژوهشی

واکاوی منتورینگ آکادمیک به ‏منظور اشتغال‏ پذیری دانشجویان

صفحه 83-119

https://doi.org/10.22054/jrlat.2022.67600.1617

علیرضا حسینی، عباس عباس پور، سعید غیاثی ندوشن

چکیده این پژوهش با هدف واکاوی منتورینگ آکادمیک به‏ منظور اشتغال ‏پذیری دانشجویان رشته مدیریت انجام ‏شده است. جامعه آماری پژوهش کلیه اساتید و کارشناسانی را پوشش می‏داد که از منتورینگ آکادمیک اطلاع داشتند. در ادامه به روش نمونه ‏گیری گلوله برفی و تا رسیدن به اشباع نظری با تعداد 16 نفر از آن‏ها مصاحبه نیمه‏ساختاریافته انجام شد. اعتبار یافته‏ها با روش تطبیق توسط اعضا و بررسی همکار مورد تأیید قرار گرفت. جهت تجزیه‏ وتحلیل داده‏ها نیز از مراحل سه ‏گانه کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی Strauss and Corbin (1998) استفاده شد. یافته ‏های پژوهش نشان داد، 45 مفهوم و 18 مقوله طی مراحل سه ‏گانه تحلیل داده ‏ها احصاء و در قالب مدل پارادایمی قرار گرفت. این مقوله ‏ها در قالب عناصر شرایط علی (3)، پدیده اصلی (منتورینگ آکادمیک اشتغال‏ پذیری دانشجویان رشته مدیریت)، شرایط زمینه ‏ای (3)، شرایط مداخله ‏گر (2)، راهبردها (4)، پیامدها (4) جای گرفتند. یافته های پژوهش نشان می ‏دهد منتورینگ آکادمیک در قالب برنامه ‏ای مدون می‏تواند موجب توسعه شایستگی‏ ها و مهارت‏ های دانشجویان شود و نیاز صنایع به نیروی انسانی کارآزموده را فراهم ساخته و موجبات اصلاح زیرساخت‏ های آموزشی و پژوهشی را به‏ وسیله ایجاد همکاری آموزشی میان دانشگاه ‏ها و صنایع فراهم سازد.

مقاله پژوهشی

روش‏های تسهیم دانش در مدارس جهت توانمندسازی منابع انسانی

صفحه 123-152

https://doi.org/10.22054/jrlat.2023.66164.1609

حمید رحیمیان، حمیدرضا زرین

چکیده با توجه به اهمیت کسب دانش و به کارگیری آن در توانمندسازی و کارآیی منابع انسانی در سازمان‏ ها و با توجه به اینکه بخش عظیمی از دانش مورد نیاز کارکنان درون سازمان و در نزد سایر کارکنان و یا در اسناد و رویه ‏های سازمانی موجود است، این پژوهش برای شناسایی عوامل و روش‏های تسهیم و اشتراک‏گذاری دانش در مدارس صورت گرفته است تا به کمک آن دانش در اختیار کارکنان قرار گرفته و توسط آنان در مدارس جاری گردیده و موجب توانایی آنان و بهره ‏وری مدارس گردد. در این پژوهش از رویکرد پژوهش کیفی و روش داده ‏بنیاد نظام ‏مند استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش اساتید تعلیم ‏و تربیت و کارگزاران نخبه آموزشی در وزارت آموزش و پرورش و در مدارس تهران بوده ‏اند. از روش نمونه‏ گیری نظری استفاده شده و با تعداد 16 نفر مصاحبه انجام گرفته تا به اشباع نظری رسیده‏ ایم. برای تجزیه و تحلیل مصاحبه‏ ها از روش کدگذاری باز و محوری و انتخابی استفاده شد. روایی مصاحبه توسط خبرگان سنجیده شد و اعتمادپذیری آن نیز بوسیله توافق درون‏ موضوعی بین دو کدگذار مورد تأیید قرار گرفت. سه عاملِ عوامل فردی، عوامل سازمانی و تربیت نیروی انسانی به عنوان کدهای انتخابی و 13 عامل هم به عنوان کدهای محوری شناسایی و مشخص شده‏اند.

مقاله پژوهشی

نقش میانجی اشتیاق شغلی در مدل رفتارهای کاری نوآورانه بر اساس توانمندسازی روان ‏شناختی

صفحه 153-169

https://doi.org/10.22054/jrlat.2023.71702.1640

کامران مالکپور لپری، طیبه داستان پور، اعظم بختیاری رنانی

چکیده با توجه به محیط کسب و کار در حال تغییر، سازمان‏ ها مجبورند نوآوری را به عنوان یک پیش ‏نیاز ضروری برای افزایش کارایی، بهره ‏وری و پایداری خود در نظر بگیرند. در این راستا، آن‏ ها باید توجه بیشتری به افزایش اشتیاق شغلی، توانمندسازی روان ‏شناختی و تحریک رفتارهای کاری نوآورانه داشته باشند. لذا این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی اشتیاق شغلی در مدل رفتارهای کاری نوآورانه بر اساس توانمندسازی روان‏ شناختی انجام شد. این پژوهش از لحاظ هدف جزء تحقیقات کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری داده ها جزء تحقیقات کمی از نوع همبستگی به شمار می ‏رود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه کارکنان زن و مرد شرکت نفت مناطق مرکزی ایران در سال 1401 تشکیل دادند. با استفاده از روش نمونه‏ گیری تصادفی ساده تعداد 345 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. داده ‏های این پژوهش با استفاده از پرسشنامه ‏های استاندارد توانمندسازی روان ‏شناختی Spritzer and Mishra's (1995)، اشتیاق شغلی، Salonava and Shoufeli (2001) و رفتار کاری نوآورانه Dijang and Denhartog (2010) جمع ‏آوری شدند. بر اساس نتایج پژوهش تأثیر توانمندسازی روان‏ شناختی بر اشتیاق شغلی 380/0، بر رفتارهای کاری نوآورانه 297/0 و تأثیر اشتیاق شغلی بر رفتارهای کاری 352/0 بوده است (001/0>p). بعلاوه نتایج نشان داد که توانمندسازی روان ‏شناختی به واسطه اشتیاق شغلی بر رفتارهای کاری نوآورانه به میزان 667/0 تأثیر دارد (05/0>p). بنابراین همه متغیرها به صورت مثبت و مستقیم بر همدیگر تأثیرگذار بوده ‏اند (001/0>p). این پژوهش درک اهمیت توانمندسازی روان‏ شناختی به عنوان یک پیش‏نیاز ضروری برای رفتارهای کاری نوآورانه کمک می‏ کند و بینش جدیدی را برای سازمان ‏ها ارائه می‏دهد تا رفتارهای کاری نوآورانه کارکنان را تشویق کنند.

مقاله پژوهشی

اثربخشی آموزش سرمایه روان‏ شناختی بر جامعه ‏پذیری سازمانی و فرسودگی شغلی کارکنان آموزش و پرورش

صفحه 171-192

https://doi.org/10.22054/jrlat.2023.70833.1628

فاطمه سلیمان نژاد بدره، مهدی خانجانی، علی دلاور

چکیده این پژوهش با هدف اثربخشی آموزش سرمایه روان ‏شناختی بر جامع ه‏پذیری سازمانی و فرسودگی شغلی کارکنان آموزش و پرورش خرم‏آباد انجام شد. روش پژوهش نیمه ‏آزمایشی بوده و طرح آن از نوع پیش ‏آزمون- پس‏آزمون و پیگیری با گروه گواه (کنترل) می‏ باشد. جامعه آماری پژوهش تمامی کارکنان آموزش و پرورش خرم ‏آباد که تعداد آن‏ها در زمان انجام پژوهش در حدود 1534 نفر بوده است. نمونه آماری تحقیق به تعداد 30 نفر (به دلیل نیمه‏ آزمایشی بودن تحقیق) بصورت نمونه‏ گیری هدفمند انتخاب و بصورت گمارش تصادفی در گروه‏ های آزمایش و گواه گمارده شده است. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه جامعه ‏پذیری سازمانی Taormina (1994) و فرسودگی شغلی Maslach و همکاران (1996) بود. روش تحلیل داده‏ها به روش آزمون تحلیل کوواریانس انجام گرفت. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که میانگین های تعدیل‏ شده نمرات جامعه‏پذیری و فرسودگی شغلی افراد در گروه آزمایش و گواه، تفاوت معناداری با یکدیگر دارند. جامعه ‏پذیری (391/4) F= و (04/0) P=؛ فرسودگی شغلی: (339/29) F= و (001/0) P =که در سطح 05/0 معنادار بوده است. استفاده از آموزش سرمایه روان ‏شناختی موجب افزایش جامعه‏ پذیری سازمانی وکاهش فرسودگی شغلی کارکنان خواهد شد؛ بنابراین می‏توان از آموزش سرمایه روان‏ شناختی جهت تقویت رفتار جامعه ‏پذیری سازمانی کارکنان آموزش و پرورش و کاهش فرسودگی شغلی آنان استفاده نمود.