دوره و شماره: دوره 4، شماره 16، تابستان 1397 
مقاله پژوهشی

نقش سبک رهبری تحول‏آفرین و مبادله‏ای مدیران بر عملکرد سازمانی کارکنان دانشگاه قم

صفحه 1-35

https://doi.org/10.22054/jrlat.2019.29684.1354

رضا جعفری هرندی

چکیده در عصر رقابت جهانی، ارزیابی عملکرد برای بقای سازمان‏ها ضروری است. در این میان سبک رهبری نقش مهمی دارد و دلیل اصلی برای ارزیابی عملکرد سازمانی، افزایش اثربخشی کلی سازمان است.هدف این پژوهش، بررسی رابطه سبک رهبری تحول‏آفرین و مبادله‏ای با عملکرد سازمانی کارکنان دانشگاه قم بود.پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و از حیث گردآوری داده‏ها از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری شامل کارکنان دانشگاه قم به تعداد 440 نفر بودند که حجم نمونه به‏وسیله جدول مورگان، کرجسی و کهن به تعداد 203 برآورد شد که به روش نمونه‏گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار مورداستفاده در این پژوهش پرسشنامه‏های رهبری چندعاملی (MLQ) بس و آولیو (2000) و عملکرد سازمانی (Achieve) هرسی و گلداسمیت (1980) بود که روایی ابزارها با روش تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن‏ها با ضریب آلفای کرونباخ (همسانی درونی) بررسی شدند. نتایج نشان داد که سبک رهبری تحول‏آفرین (05/0p <، 31/0=r) و مبادله‏ای (05/0p <، 17/0r =) با عملکرد سازمانی رابطه مثبت و معناداری داشتند. همچنین نتایج رگرسیون هم‏زمان نشان داد که سبک رهبری قادر است حدود 51 درصد از تغییرات عملکرد سازمانی را تبیین و پیش‏بینی کند (134/0Adj=، 512/0R2 =، 716/0r =) که بالاترین آن مربوط به رهبری تحول‏آفرین با ضریب بتای 36/0 (36/0=β) بود.سبک‏های رهبری با عملکرد سازمانی رابطه معنادار داشتند و بر عملکرد سازمانی مؤثرند. با توجه به دیدگاه کارکنان دانشگاه قم به نقش مؤثر سبک رهبری تحول‏آفرین مدیران در افزایش عملکرد سازمانی، به مسئولان دانشگاه توصیه می‏شود این سبک رهبری را به‏مثابۀ سبک رایج و غالب در مأموریت‏های خود به‏کارگیرند و باعث افزایش عملکرد سازمان خود در دنیای متغیر و رقابتی امروزی شوند.

مقاله پژوهشی

تأثیر قلدری سازمانی بر بدبینی سازمانی از طریق سکوت سازمانی و مدیریت برداشت (موردمطالعه: دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب)

صفحه 37-70

https://doi.org/10.22054/jrlat.2019.46646.1483

حمیرا عبدی، عبدالرضا سبحانی، سید مرتضی موسویان، حجت الله عباسی

چکیده هدف این پژوهش بررسی تأثیر قلدری سازمانی بر بدبینی سازمانی از طریق سکوت سازمانی و مدیریت برداشت بود. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی، از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران جنوب به تعداد 1000 نفر تشکیل دادند که از طریق فرمول نمونه‏گیری کوکران تعداد 287 نفر در قالب نمونه از طریق روش نمونه‏گیری طبقه‏ای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش‏نامه استاندارد بدبینی سازمانی دین و همکاران (1998)، پرسش‏نامه استاندارد قلدری سازمانی ایلی نویز (2001)، پرسش‏نامه سکوت سازمانی واکولا و برادوس (2005) و مدیریت برداشت بولینو و ترانلی (1999) بودند که روایی پرسش‏نامه‏ها بر اساس روایی محتوایی با استفاده ازنظر صاحب‏نظران، صوری بر مبنای دیدگاه تعدادی از جامعه آماری و سازه با روش تحلیل عاملی بررسی و پس از اصطلاحات لازم روایی تأیید شد و از سوی دیگر، پایایی پرسش‏نامه‏ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب (88/0)، (89/0)، (89/0) و (88/0) برآورد شد. تجزیه‏وتحلیل داده‏ها در سطح استنباطی مشتمل بر مدل‏سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که قلدری سازمانی از طریق سکوت سازمانی بر بدبینی سازمانی تأثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تأثیر 44/0 است و از طریق مدیریت برداشت بر بدبینی سازمانی تأثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تأثیر 33/0 است و همچنین قلدری سازمانی بر بدبینی سازمانی تأثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تأثیر 50/0 است.

مقاله پژوهشی

نقش رهبری توزیعی بر رفتارهای تسهیم دانش معلمان مدارس ابتدایی دولتی شهر تهران

صفحه 71-96

https://doi.org/10.22054/jrlat.2020.48.1001

کیوان مرادی، محمود آرایی، مظفرالدین واعظی، احمد ادبی فیروزجائی

چکیده پژوهش حاضر، رابطة ﺑﻴﻦ رهبری توزیع‏شده ‏و رفتارهای ﺗﺴﻬﻴﻢ داﻧﺶ معلمان مدارس ابتدایی پسرانه شهر تهران را موردبررسی قرار داده است. شیوه این پژوهش، با توجه به هدف و ماهیت، کاربردی و از نوع توصیفی- همبستگی بود. به‏منظور اجرای این پژوهش از مدارس ابتدایی مناطق نوزده‏گانه آموزشی شهر تهران، نمونه‏ای متشکل از معلمان ابتدایی انتخاب شد. برای گرد‏آوری داده‏های این پژوهش از دو پرسشنامه رهبری توزیع‏شدة ایلمور (2000) و تسهیم دانش ماگوتسی و همکاران (2011) استفاده شده است. داده‏های گرد‏آوری‏شده با استفاده از آزمون‏های همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی و آزمون تی تک‏نمونه‏ای مورد تحلیل قرار گرفت. یافته‏های پژوهش نشان داد، رابطة بین رهبری توزیع‏شده و مؤلفه‏های آن (فرهنگ مدرسه، تجارب رهبری، تصمیم‏گیری مشارکتی، چشم‏انداز مدرسه، ارزیابی و توسعة حرفه‏ای) با رفتارهای تسهیم دانش معلمان مثبت و معنادار است. از بین مؤلفه‏های رهبری توزیع‏شده، فرهنگ مدرسه قوی‏ترین رابطه را با رفتارهای تسهیم دانش معلمان دارد. نتایج به‌دست‌آمده از تحلیل رگرسیون گام‏به‏گام نشان داد که از میان پنج مؤلفه رهبری توزیع‏شده، مولفة فرهنگ مدرسه بیشترین سهم را در پیش‏بینی رفتارهای تسهیم دانش معلمان داشته است.

مقاله پژوهشی

رابطه عدالت آموزشی با فرسودگی تحصیلی دانشجویان دانشگاه مازندران

صفحه 97-124

https://doi.org/10.22054/jrlat.2020.42171.1452

ابراهیم صالحی عمران، محسن حاجی تبار، ابراهیم شفعی بلخکانلو

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه عدالت آموزشی با فرسودگی تحصیلی در دانشجویان بوده است. روش پژوهش ترکیبی (کمی و کیفی) است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه مازندران به تعداد 10747 نفر است که با استفاده از روش نمونه‏گیری تصادفی خوشه‏ای و طبقه‏ای متناسب و بر اساس فرمول کوکران تعداد 383 نفر (241 نفر دختر و 142 نفر پسر) به‌عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه عدالت آموزشی گل پرور (1389) و فرسودگی تحصیلی برسو و همکاران (1997) بود؛ که هر دو پرسشنامه از روایی مطلوبی برخوردار هستند. ضریب آلفای کرونباخ محاسبه‌شده برای کل پرسشنامه عدالت آموزشی 75/0 و برای 73/0 به دست آمد. داده‏ها در بخش کیفی از 35 نفر به روش هدفمند از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع‏آوری شد. برای تجزیه‌وتحلیل اطلاعات نیز از آزمون‎های (ضریب همبستگی پیرسون، تی‏مستقل، انوا یک‌راهه و رگرسیون) استفاده‌شده است. نتایج پژوهش، نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین عدالت آموزشی و فرسودگی تحصیلی وجود دارد. بین دانشجویان دختر و پسر ازنظر ادراک عدالت آموزشی و سطح فرسودگی تحصیلی تفاوت معناداری مشاهده نشد. بین دانشکده‏های منتخب ازلحاظ فرسودگی تفاوتی مشاهده نشد، ولی ازلحاظ عدالت آموزشی بین دانشکده‏های علوم انسانی و اجتماعی، هنر معماری و فنی و مهندسی تفاوت معناداری وجود دارد. به‌علاوه نتایج نشان داد که بهبود عدالت آموزشی موجب کاهش فرسودگی تحصیلی در بعد بی‏علاقگی تحصیلی می‏گردد؛ بنابراین بر اساس نتایج به‌دست‌آمده ضرورت ایجاد فرصت‏های عادلانه آموزشی از سوی دانشگاه‏ها به‌ویژه اساتید باید موردتوجه قرار گیرد؛ زیرا ایجاد برابری آموزشی، می‏تواند علاقه و فرسودگی تحصیلی دانشجویان را تحت تأثیر قرار دهد و به موفقیت تحصیلی آن‏ها کمک نماید.

مقاله پژوهشی

تبیین علی ظرفیت خط‏ مشی‏ های نظام آموزش عالی ایران مبتنی بر هم‏افزایی نهادهای سیاست‏پژوهی

صفحه 125-148

https://doi.org/10.22054/jrlat.2020.46293.1479

جعفر امیری فرح آبادی، محمود ابوالقاسمی، محمد قهرمانی

چکیده سیاست‏های آموزش عالی ایران در سال‏های اخیر فاقد خصیصه‏هایی همچون سنت نظری قابل دفاع، نکویی برازش، سازگاری خلاق با تحولات محیط جهانی و بین‏المللی، ظرفیت پیش‏بینی رفتار کنشگران، پیوستگی، یکپارچگی، قابلیت اجرایی، کارآمدی، اثربخشی، عناصر اخلاقی، توانایی حل رضایت‌بخش تعارض‏ها، تولید توافق، کیفیت و تأثیر مطلوب اجتماعی بوده و این وضعیت در عموم موارد موجب کاهش ظرفیت خط‏مشی‏گذاری در این عرصه شده است. از سویی دیگر سیاست‏پژوهی به‌عنوان فرایندی پژوهشی متمرکز بر ارائه راهکارهای سیاستی، می‏تواند نقشی بی‏بدیل در جهت بهینه‏سازی و ارتقا ظرفیت سیاست‏های مصوب آموزش عالی ایران داشته باشد. در این راستا هدف اصلی پژوهش حاضر تبیین علی ظرفیت خط‏مشی‏های نظام آموزش عالی ایران مبتنی بر هم‏افزایی نهادهای سیاست‏پژوهی بود. پژوهش حاضر ازنظر هدف، توسعه‏ای و کاربردی محسوب می‏شود. ازلحاظ مبنای داده‏ها، چارچوب فلسفی و پارادایم آن، دارای طرح تحقیق آمیخته است. در مرحله کیفی، ابتدا با انجام مصاحبه‏های نیمه‏ساختارمند با 15 نفر از خبرگان سیاست‏گذاری آموزش عالی ایران و کاربست رویکرد تحلیل مضمون، لیستی از عوامل ارتباطی و تعاملی مؤثر بر کارآمدی و هم‏افزایی فرایند سیاست‏پژوهی در نظام آموزش عالی ایران، توسعه یافت. با توجه به‌مرور پیشینه و مبانی نظری پژوهش، ظرفیت خط‏مشی به‌عنوان سیاست بهینه از منظر عقلانیت در نظر گرفته شد. یافته‏های بخش کمی نشان‏دهنده تبیین حدود 40 درصد از تغییرات واریانس متغیر ظرفیت خط‏مشی‏های نظام آموزش عالی ایران توسط متغیر هم‏افزایی نهادهای سیاست‏پژوهی بود.

مقاله پژوهشی

مدل ساختاری نقش اخلاق حرفه‏ای تدریس اساتید در وفاداری دانشجویان و ارزش ویژه برند دانشگاه

صفحه 149-177

https://doi.org/10.22054/jrlat.2020.47288.1491

علیرضا یوزباشی، فاطمه اسکندر، مجتبی محمدی

چکیده پژوهش حاضر، با هدف بررسی نقش اخلاق حرفه‌ای اساتید آموزش عالی با وفاداری دانشجو و ارزش ویژه برند دانشگاه در موسسه آموزش عالی الکترونیکی ایرانیان و به روش کمی انجام شده است. بدین منظور برای جمع آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های استاندارد اخلاق حرفه‌ای تدریس شامل ابعاد ویژگی‌های شخصیتی، تسلط بر محتوا، تسلط بر شیوه‌های تدریس، شناخت ابعاد مختلف یادگیرنده، ارزش‌یابی استاندارد و رعایت قوانین و مقررات آموزشی، پرسشنامه میزان وفاداری مشتریان شامل ابعاد وفاداری شناختی، احساسی، ارادی و عملی و پرسشنامه ارزش ویژه برند شامل ابعاد وفاداری برند، کیفیت ادراک شده برند، تداعی برند و آگاهی برند استفاده شد که با توجه به هدف تحقیق مناسب‌سازی شدند. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان موسسه آموزش عالی الکترونیکی ایرانیان واقع در تهران بودند که 119 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس و فرمول حجم نمونه لوی و لمشو انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS) بهره گرفته شده است. یافته-های این پژوهش حاکی از آن است که اخلاق حرفه‌ای تدریس استاد بر وفاداری دانشجو اعم از وفاداری شناختی، احساسی، ارادی و عملی و ارزش ویژه برند دانشگاه و تمام مولفه‌های آن اعم از آگاهی از برند و کیفیت درک شده برند و تداعی برند و وفاداری به برند تاثیرگذار است.