کلیدواژه‌ها = بدبینی سازمانی

مدل‌سازی ساختاری رهبری زهرآگین و بدبینی سازمانی با نشاط سازمانی با نقش واسطه‌ای نفاق سازمانی

دوره 9، شماره 36، زمستان 1404، صفحه 67-116

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.80780.1768

جعفر خدائی، صادق ملکی آوارسین، ابوالفضل قاسم زاده

چکیده ازجمله سازمان‌هایی که نقش مهم و تأثیرگذاری بر کل جامعه دارد سازمان آموزش‌وپرورش است. وجود رضایتمندی و نشاط در بین کارکنان آموزش‌وپرورش از اهمیت بالایی برخوردار است. در همین راستا تحقیق حاضر با هدف مدل یابی ساختاری رهبری زهرآگین و بدبینی سازمانی با نشاط سازمانی کارکنان آموزش‌وپرورش استان آذربایجان شرقی با نقش واسطه‌ای نفاق سازمانی انجام شده است. روش تحقیق همبستگی و معادلات ساختاری است. در این راستا از جامعۀ کارکنان اداری مناطق آموزش‌وپرورش استان آذربایجان شرقی تعداد 370 نفر با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای متناسب، انتخاب شدند. داده‌های پژوهش حاضر با استفاده از چهار پرسشنامه استاندارد (رهبری زهرآگین، نشاط سازمانی، بدبینی سازمانی و نفاق سازمانی) گردآوری شدند. برای روایی محتوایی پرسشنامه‌ها ازنظر متخصصان استفاده شد و برای تعیین پایایی پرسشنامه‌ها با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ میزان پایایی پرسشنامه‌ها محاسبه گردید که به ترتیب برای پرسشنامه‌های سبک رهبری زهرآگین، نشاط سازمانی، بدبینی سازمانی و نفاق سازمانی، 83/0 و 87/0 و 84/0 و 89/0 به دست آمد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از روش تحلیل عاملی تأییدی، مدل معادلات ساختاری – تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج نشان داد که بین متغیرهای رهبری زهرآگین، بدبینی سازمانی و نفاق سازمانی با نشاط سازمانی رابطه منفی و معنی‏داری وجود دارد. نهایتاً به نظر می‌رسد علاوه بر عوامل شخصیتی، فردی و روانی، عوامل سازمانی و مدیریتی مختلفی بر کاهش سطح نشاط و شادابی کارکنان تأثیرگذار هستند. ضروری است از بروز این عوامل در سازمان جلوگیری شود.

رفتار و روابط انسانی در سازمان های آموزشی

تبیین سکوت سازمانی معلمان بر اساس بدبینی سازمانی با نقش میانجی فلات‏ زدگی شغلی

دوره 9، شماره 34، تابستان 1404، صفحه 247-276

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.82876.1805

آزاد الله کرمی، غفار کریمیانپور، فریبا درتاج

چکیده سکوت سازمانی به‌عنوان یکی از مسائل مهم در محیط‌های آموزشی، می‌تواند مانعی بر سر راه تعاملات مؤثر و پیشرفت سازمان باشد. این پژوهش باهدف بررسی تأثیر بدبینی سازمانی بر سکوت سازمانی معلمان و نقش میانجی فلات شغلی در این ‌رابطه انجام شد. روش اجرای پژوهش توصیفی از نوع همبستگی به روش معادلات ساختاری (SEM) بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی معلمان مقطع متوسطه اول و دوم شهرستان ثلاث باباجانی بود که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان و به روش تصادفی طبقه‌ای تعداد 200 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسش‌نامه فلات‏زدگی شغلی آلن و همکاران (2004)، بدبینی سازمانی دین و همکاران (1998) و سکوت سازمانی دینه و همکاران (2003) استفاده شد. روایی محتوایی و صوری پرسش‌نامه‌ها توسط خبرگان تأیید شد و پایایی آن‌ها با استفاده از آلفای کرونباخ موردسنجش قرار گرفت. نتایج تجزیه‌وتحلیل داده‌ها نشان داد که بدبینی سازمانی بر سکوت سازمانی اثر مستقیم دارد. همچنین، فلات‏زدگی شغلی بر سکوت سازمانی و بدبینی سازمانی بر فلات‏زدگی شغلی اثرگذار است. علاوه بر این، بدبینی سازمانی از طریق فلات‏ زدگی شغلی بر سکوت سازمانی اثر غیرمستقیم دارد. نتایج این مطالعه نشان می‌دهند که بدبینی سازمانی معلمان بر سکوت سازمانی تأثیر مستقیم دارد و از طریق فلات‏زدگی شغلی این اثر را تشدید می‌کند. بر اساس این یافته‌ها، پیشنهاد می‌شود مدیران با کاهش عوامل مرتبط با بدبینی سازمانی و فلات‏زدگی شغلی، به کاهش سکوت سازمانی در محیط‌های آموزشی کمک کنند.

بررسی ویژگی‏ های روان‌سنجی پرسشنامه‏ بدبینی سازمانی (OCQ) در بین کارکنان دانشگاهی

دوره 7، شماره 26، تابستان 1402، صفحه 82-103

https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.74403.1664

ابراهیم آریانی قیزقاپان، فاطمه قنبری چشمه کمره، سحر شهبازی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی‌های روان‏سنجی پرسشنامه‏ ی بدبینی سازمانی (OCQ) انجام شد. جامعه آماری این مطالعه شامل تمامی کارکنان ستادی دانشگاه‏ های جامع وابسته به وزارت علوم در چهار سطح طراز عملکرد بین‌المللی، ملی، منطقه ‏ای و محلی در سراسر کشور بود. داده‌های تحقیق از 430 کارمند ستادی که با روش نمونه‌گیری خوشه‏ای چندمرحله ‏ای انتخاب شدند، با استفاده از پرسشنامه‏ ی‌ بدبینی سازمانی جمع ‏آوری گردید. نتایج حاصل از اعتبارسنجی به دو شیوه‏ی همسانی درونی و ثبات زمانی نشان داد که اعتبار پرسشنامه ‏ی بدبینی سازمانی بر اساس آلفای کرونباخ 93/0 و با استفاده از روش بازآزمایی، ٩٥/0 است. بررسی ‏های مربوط به روایی محتوا، تفکیکی و سازه-ی پرسشنامه‏ ی بدبینی سازمانی (OCQ) مؤید روایی پرسشنامه مذکور بود. همچنین یافته‌های حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی با استفاده از نرم‌افزارهای Spss.v.23 و Lisrel8.50 همانند فرم اصلی، سه عامل همبسته ولی مجزای «بدبینی عاطفی»، «بدبینی شناختی» و «بدبینی رفتاری» را آشکار ساخت. نتایج این مطالعه نشان داد که پرسشنامه ‏ی بدبینی سازمانی (OCQ) ابزاری قابل‌اعتماد و روا برای سنجش و غربال‏گری میزان بدبینی سازمانی (OCQ) کارکنان ستادی دانشگاه است.

تاثیر بدبینی سازمانی بررفتارهای انحرافی در محیط کاراز طریق سکوت سازمانی و رهبری مخرب(مورد مطالعه:دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان)

دوره 5، شماره 20، تابستان 1398، صفحه 1-38

https://doi.org/10.22054/jrlat.2021.47222.1490

رضا ابراهیم زاده دستجردی، عباس قائدامینی هارونی، علی رضا ابراهیم پور

چکیده هدف این تحقیق بررسی تأثیر بدبینی سازمانی بر رفتارهای انحرافی در محیط کار از طریق سکوت سازمانی و رهبری مخرب است. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری تحقیق حاضر را کلیه کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان به تعداد1000 تشکیل دادند که از طریق فرمول نمونه‌گیری کوکران تعداد 287 نفر به عنوان نمونه از طریق روش نمونه‌گیری طبقه‌ای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه استاندارد بدبینی سازمانی دین و همکاران (1998) و پرسشنامه استاندارد رفتارهای انحرافی در محیط کار بنت و رابینسون (2000) و پرسشنامه سکوت سازمانی واکولا و برادوس (2005) و پرسشنامه استاندارد رهبری مخرب گل‌پرور (1393) بودند که روایی پرسشنامه‌ها بر اساس روایی محتوایی با استفاده از نظر صاحب‌نظران، صوری بر مبنای دیدگاه تعدادی از جامعه آماری و سازه با روش تحلیل عاملی مورد بررسی قرار گرفتند و پس از اصطلاحات لازم روایی مورد تأیید قرار گرفت و از سوی دیگر پایایی پرسشنامه‌ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب (88/0)، (85/0)، (89/0) و (87/0) برآورد شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها در سطح استنباطی مشتمل بر مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که بدبینی سازمانی از طریق سکوت سازمانی بر رفتارهای انحرافی در محیط کار تأثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تأثیر (55/)0 است و از طریق رهبری مخرب بر رفتارهای انحرافی در محیط کار تأثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تأثیر 44/0 است و همچنین بدبینی سازمانی بر رفتارهای انحرافی در محیط کار تأثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تأثیر 88/0 است.

تأثیر قلدری سازمانی بر بدبینی سازمانی از طریق سکوت سازمانی و مدیریت برداشت (موردمطالعه: دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب)

دوره 4، شماره 16، تابستان 1397، صفحه 37-70

https://doi.org/10.22054/jrlat.2019.46646.1483

حمیرا عبدی، عبدالرضا سبحانی، سید مرتضی موسویان، حجت الله عباسی

چکیده هدف این پژوهش بررسی تأثیر قلدری سازمانی بر بدبینی سازمانی از طریق سکوت سازمانی و مدیریت برداشت بود. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی، از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران جنوب به تعداد 1000 نفر تشکیل دادند که از طریق فرمول نمونه‏گیری کوکران تعداد 287 نفر در قالب نمونه از طریق روش نمونه‏گیری طبقه‏ای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش‏نامه استاندارد بدبینی سازمانی دین و همکاران (1998)، پرسش‏نامه استاندارد قلدری سازمانی ایلی نویز (2001)، پرسش‏نامه سکوت سازمانی واکولا و برادوس (2005) و مدیریت برداشت بولینو و ترانلی (1999) بودند که روایی پرسش‏نامه‏ها بر اساس روایی محتوایی با استفاده ازنظر صاحب‏نظران، صوری بر مبنای دیدگاه تعدادی از جامعه آماری و سازه با روش تحلیل عاملی بررسی و پس از اصطلاحات لازم روایی تأیید شد و از سوی دیگر، پایایی پرسش‏نامه‏ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب (88/0)، (89/0)، (89/0) و (88/0) برآورد شد. تجزیه‏وتحلیل داده‏ها در سطح استنباطی مشتمل بر مدل‏سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که قلدری سازمانی از طریق سکوت سازمانی بر بدبینی سازمانی تأثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تأثیر 44/0 است و از طریق مدیریت برداشت بر بدبینی سازمانی تأثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تأثیر 33/0 است و همچنین قلدری سازمانی بر بدبینی سازمانی تأثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تأثیر 50/0 است.

رابطه رفتار رهبری مدیران و بدبینی سازمانی با در نظر گرفتن نقش تعدیل گر عدالت سازمانی آموزش و پرورش

دوره 3، شماره 12، تابستان 1396، صفحه 111-148

https://doi.org/10.22054/jrlat.2019.35991.1402

وجیهه ظهورپرونده، مهرداد شکراللهی

چکیده هدف از این تحقیق بررسی رابطه رفتار رهبری مدیران و بدبینی سازمانی با در نظر گرفتن نقش تعدیل گر عدالت سازمانی در میان کارکنان آموزش و پرورش بود. این تحقیق یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی با تاکید بر معدلسازی معادلات ساختاری بود. در این تحقیق، جامعه آماری شامل همه کارکنان زن و مرد آموزش و پرورش شهر بن چهارمحال بختیاری بود که نمونه ای به حجم 300 معلم به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شد. شرکت کنندگان پرسشنامه توصیف رفتار رهبری مدیران، پرسشنامه استاندارد بدبینی سازمانی، و پرسشنامه عدالت سازمانی را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که رفتار رهبری مدیران و مولفه های آن شامل رهبری حمایتی و آمرانه با بدبینی سازمانی ارتباط منفی معناداری داشتند. رفتار رهبری مدیران و مولفه های آن با عدالت سازمانی ارتباط مثبت معنی داری داشتند. عدالت سازمانی و مولفه های آن شامل عدالت توزیعی، عدالت رویه ای و عدالت تعاملی ارتباط منفی معنی داری با بدبینی سازمانی داشتند. هر سه مولفه عدالت سازمانی در ارتباط بین رفتار رهبری مدیران و مولفه آن شامل رهبری حمایتی با بدبینی سازمانی دارای نقش تعدیل گر بودند. مولفه های عدالت سازمانی به غیر از عدالت تعاملی در ارتباط بین رهبری آمرانه و بدبینی سازمانی دارای نقش تعدیل گر بودند. در کل می توان نتیجه گرفت که رفتار رهبری مدیران شامل حمایتی و آمرانه از طریق عدالت سازمانی می تواند منجر به کاهش بدبینی سازمانی در کارکنان آموزش و پرورش گردد.

بدبینی سازمانی به سوی رفتار انحرافی در محیط کار: تأکید بر نقش رفتار شهروندی و ادراک سیاست سازمانی (موردمطالعه: کارمندان دانشگاه لرستان)

دوره 2، شماره 7، بهار 1395، صفحه 1-35

https://doi.org/10.22054/jrlat.2018.22847.1301

محمودرضا اسماعیلی، محمد حکاک، ندا شاه سیاه

چکیده سازمان‌ها همواره از کارمندان و اعضا انتظار دارند وظایف و مسئولیت‌های خود را به‌درستی اجرا نمایند و از رفتارهای مضر برای سازمان‌ها که منجر به زیان رساندن به کارمندان و مشتریان می‌شود، دوری گزینند. ازاین‌رو انتظار می رود تا با کاهش رفتارهای سیاسی کارکنان، رفتارهای شهروندی و عملکرد سازمان افزایش یابد. هدف این پژوهش بررسی تأثیر بدبینی سازمانی بر رفتار انحرافی کاری از طریق رفتار شهروندی و ادراک سیاست سازمانی است. تحقیق ازنظر هدف پژوهش کاربردی، ازنظر رویکرد و ماهیت پژوهش علی-معلولی، ازنظر روش جمع‌آوری داده توصیفی پیمایشی و ازنظر نوع داده کمی و جامعه آماری پژوهش نیز شامل کارمندان دانشگاه لرستان است. حجم نمونه با استفاده از رابطه کوکران 201 نفر برآورد شد. چهار فرضیه این پژوهش با استفاده از روش تحلیل عاملی و مدلسازی معادلات ساختاری مورد آزمون قرار گرفت. با توجه به نتایج می توان گفت که بدبینی سازمانی بر رفتار انحرافی تأثیر مثبت و معنادار دارد، رفتار شهروندی نمی‌تواند نقش میانجی منفی و معناداری در تأثیرگذاری بدبینی بر رفتار انحرافی کارمندان بازی کند، ادراک سیاست سازمانی نقش میانجی مثبت و معناداری در تأثیرگذاری بدبینی سازمانی بر رفتار انحرافی دارد، رفتار شهروندی نقش میانجی منفی و معناداری در تأثیرگذاری ادراک سیاست سازمانی بر رفتار انحرافی دارد.