شناسایی و ارزیابی عوامل مؤثر بر کیفیت دورههای آموزش ضمن خدمت معلمان از منظر متخصصان آموزشی
دوره 10، شماره 37، بهار 1405، صفحه 325-354
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.85492.1847
پروانه فتحعلی بیگی، معصومه السادات ابطحی، حمید رضا مقامی، رحیم مرادی
چکیده هدف مطالعه حاضر شناسایی و اولویتبندی عوامل مؤثر بر کیفیت دورههای آموزش ضمن خدمت معلمان از منظر خبرگان آموزشی است. این پژوهش از بعد هدف اکتشافی- توصیفی، از بعد مخاطب، بنیادی (جامعه علمی) و از بعد زمان مقطعی بوده و مبتنی بر رویکرد آمیخته است. در بخش کیفی از ابزار مصاحبه نیمه ساختارمند با خبرگان و در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. در تحلیل دادهها برای غربالگری متغیرها از روش دلفی فازی و جهت شناسایی روابط مؤلفهها و تعیین مؤلفههای استراتژیک از روش تحلیل شبکه ANP استفاده شد. جامعهی موردمطالعه این پژوهش به شیوهی نمونهگیری هدفمند و با استفاده از روش گلوله برفی انتخاب شدند. حجم نمونه 15 نفر خبره بود. یافتههای پژوهش روشن کرد مطابق دیدگاه خبرگان، توسعه حرفهای معلمان با وزن 0.168 نسبت به سایر عوامل از اهمیت بالاتری برخوردار است. در بین مؤلفههای توسعه حرفهای، پایش و پشتیبانی مستمر از معلمان با وزن نسبی 0.274 و وزن نهایی 0.046 بیشترین اهمیت را دارد. نتایج پژوش حاکی از آن است که برای بهبود کیفیت آموزش، نیاز به نظارت و حمایت مداوم از معلمان وجود دارد.
واکاوی نقش دانشگاه فرهنگیان در توسعه ایده آموزشی مایکل کانلی با عنوان «مدارس بهعنوان مکانهای عملی
دوره 9، شماره 36، زمستان 1404، صفحه 231-261
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.83288.1815
رضا معصومی نژاد
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اولویتهای آموزشی دانشگاه فرهنگیان در بسط ایده مدارس بهعنوان مکانهای عملی در چارچوب اندیشههای فکری مایکل کانلی انجام گرفت. رویکرد تحقیق کیفی از نوع تحلیل محتوای استقرایی با تأکید بر ماهیت موضوعی آن بود. در این راستا 12 نفر از اساتید دانشگاه فرهنگیان در سال تحصیلی 1404-1403 با استفاده از مصاحبههای کانونی از طریق نمونهگیری هدفمند از نوع مطلوب موردمطالعه قرار گرفتند. برای اعتبارپذیری دادهها از روش خود بازبینی محقق و کنترل مشارکتکنندگان و برای تأییدپذیری دادهها از روش مقایسه نظاممند استفاده شد. یافتهها نشان داد که 7 مؤلفه زیستپذیری آموزشی، تلفیق برنامه درسی، دانشپروری، تعاملگرایی، فرهنگ معلم عملی، خودکاوی آموزشی و کارآفرینی کدهای اصلی هستند که با 18 کد محوری و 97 کد اولیه چارچوب مدارس با کارکرد عملی را از طریق آموزشهای دانشگاهی فراهم میسازند. نتایج نشان میدهد که دانشگاه فرهنگیان باید مدارس را بهعنوان بستر فعالیتهای آموزشی دانشجو معلمان با درجه آزمایشی در نظر بگیرد. بهعبارتدیگر مدارس با شبیهسازی تفکرات دانشجویان در قالب مدارس آزمایشگاهی معیار تصمیمگیریهای آموزشی تلقی شده و شاخصی برای برآورد تحقق اهداف دانشگاه فرهنگیان به شمار آید.
.
دلایل گرایش دکترمعلمان به عضویت در هیئتعلمی دانشگاه فرهنگیان: نظریهپردازی دادهبنیاد کلاسیک
دوره 9، شماره 35، پاییز 1404، صفحه 225-252
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.82341.1791
خلیل زندی
چکیده اگرچه عضویت در هیئتعلمی دانشگاهها یک حرفه دشوار و چالشبرانگیز است اما بسیاری از معلمان دارای مدرک دکتری علاقهمند به اشتغال در این حرفه هستند. هدف از این پژوهش واکاوی دلایل گرایش دکترمعلمان به تصدی کرسی عضویت هیئتعلمی دانشگاه فرهنگیان بود. روش پژوهش کیفی و راهبرد مورداستفاده نظریهپردازی دادهبنیاد کلاسیک بوده است. مشارکتکنندگان پژوهش دکترمعلمانی بودند که در فراخوان اختصاصی جذب هیئتعلمی دانشگاه فرهنگیان شرکت کرده بودند. با استفاده از نمونهگیری نظری و با در نظر گرفتن قاعده اشباع نظری، نمونهای به حجم 10 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمهساختاریافته بود. تحلیل مصاحبهها و شکلگیری نظریه پارادایمی با استفاده از کدگذاری باز، یادنوشتنگاری، کدگذاری انتخابی و کدگذاری نظری انجام شد. در جریان تحلیلها از نرمافزار مکس کیو. دی. ای نسخه 20 برای تسهیل کدگذاری و ترسیم مدل پارادایمی پژوهش استفاده شد. با استناد به معیارهای اعتباریابی ماکسول از اعتبار تحقیق اطمینان حاصل شد. یافتهها بیانگر شناسایی 50 کد باز، 14 مفهوم و 6 مقوله بود. مقوله اصلی احصا شده در پژوهش حاضر جو طرد کننده مدرسه و اداره است که بهمثابه دلیل اصلی گرایش دکترمعلمان به عضویت در هیئتعلمی دانشگاه ظاهر شد. این مقوله سه جنبه جو کلاسی طردکننده مدارس، جو ارتباطی طردکننده و جو اداری طردکننده را در برمیگیرد. سایر مقولههای احصا شده عبارت از توسعه پایگاه اجتماعی، توسعه فرصتهای مالی و مادی، توسعه فرصتهای بالندگی علمی، توسعه فرصتهای استقلال و آزادی عمل، و احساس پویایی و اثربخشی هستند. در پایان این یافتهها بر مبنای نظریههای رایج انگیزش موردبحث قرار گرفتهاند.
طراحی مدل آموزش مجازی کارآمد با استفاده از روش مدلسازی ساختاری تفسیری در دانشگاه فرهنگیان
دوره 8، شماره 30، تابستان 1403، صفحه 130-164
https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.77535.1694
کاظم دلقندی، محمد دلقندی
چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل آموزش مجازی با استفاده از روش مدلسازی ساختاری تفسیری در دانشگاه فرهنگیان خراسان رضوی انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و شیوه اجرا توصیفی از نوع پیمایشی-مقطعی بود. جامعه مطالعه حاضر کارکنان و اعضای هیئتعلمی دانشگاههای فرهنگیان استان خراسان رضوی شامل دو پردیس برادران و خواهران و پنج مرکز دانشکده بودند که هر مرکز یک طبقه در نظر گرفته شد. نمونههای پژوهش حاضر طبق اصل اشباع نظری 13 نفر تعیین که پس از بررسی ملاکهای ورود به مطالعه با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. دادههای این مطالعه با مصاحبه و ادبیات پژوهش مطالعات کتابخانهای جمعآوری (روایی محتوا بالای 70 درصد تأیید و پایایی با روش آزمون مجدد تأیید بعد از آزمون دوهفتهای به دست آمد) و با روشهای تحلیل مضمون و سه دور دلفی تحلیل شدند. سپس با تبدیل ماتریس روابط و ایجاد سازگاری در ماتریس روابط، گراف ISM ترسیم گشته و با استفاده از تجزیه تحلیل MICMAC نوع متغیرها نیز تعیین گردید. طبق تحلیل مصاحبهها و مطالعات کتابخانهای و ادبیات پژوهش، آموزش مجازی در دانشگاه فرهنگیان در قالب 12 متغیر بود. این 12 متغیر در 5 سطح، سطحبندی شدند. در سطح پنج مدیریت، در سطح چهار، عوامل سازمانی، پداگولوژیکی و تکنولوژیکی، در سطح سوم سهولت دسترسی، مدیریت دانش و انعطافپذیری در آموزش، در سطح دوم کیفیت آموزشی، خدمات پشتیبانی، اطلاعات و محتوا و سنجش پذیری و در نهایت در سطح یک آیندهنگری قرار داشت.
رابطه سکوت سازمانی کارکنان با سبک مدیریت و اخلاق حرفه ای مدیران
دوره 7، شماره 25، بهار 1402، صفحه 77-100
https://doi.org/10.22054/jrlat.2023.72889.1654
غلامحسن پناهی، سجاد کاظمی
چکیده چکیده
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه سکوت سازمانی کارکنان با سبک مدیریت و اخلاق حرفه ای مدیران در دانشگاه فرهنگیان شهرستان زاهدان انجام گرفت. روش انجام پژوهش توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان و مدیران در دانشگاه فرهنگیان شهرستان زاهدان به تعداد 130 نفر که تعداد 100 نفر به عنوان حجم نمونه از طریق روش نمونه گیری تصادفی شاده انتخاب شدند. ابزار پژوهش سکوت سازمانی (واکولا و بوراداس، 2005)، پرسشنامه سبک مدیریت مدیران (مقیمی، 1389) و پرسشنامه اخلاق حرفه ای (آرمیتو و همکاران، ۲۰۱۱) بود. روایی ابزار پژوهش از نوع محتوایی و اعتبار ابزار از طریق ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه سکوت سازمانی (80/0)، پرسشنامه سبک مدیریت مدیران (81/0) و پرسشنامه اخلاق حرفه ای (81/0) برآورد گردید. جهت تحلیل فرضیه های پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان داد بین سکوت سازمانی کارکنان با سبک مدیریت و اخلاق حرفه ای مدیران در دانشگاه فرهنگیان رابطه معناداری مشاهده شد. همچنین بین مؤلفه های سکوت سازمانی کارکنان با سبک مدیریت و اخلاق حرفه ای مدیران در دانشگاه فرهنگیان رابطه معناداری وجود داشت و نیز بین سبک مدیریت مدیران با اخلاق حرفهای مدیران و مؤلفه های آن در دانشگاه فرهنگیان رابطه معناداری وجود داشت. از بین سبک های مدیریت مدیران، سبک مدیریت مشارکتی مدیران توانست 68 درصد از سکوت سازمانی کارکنان را پیش بینی نماید و از بین مؤلفه های اخلاق حرفهای، مؤلفه مسئولیت اجتماعی مدیران توانست 8/60 درصد از سکوت سازمانی کارکنان را پیش بینی کند.
ضرورت ایجاد دورۀ کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی
دوره 6، شماره 24، زمستان 1401، صفحه 47-81
https://doi.org/10.22054/jrlat.2023.71700.1641
حسین خنیفر، یونس صحرانورد نشتیفان، صلاح الدین ابراهیمی
چکیده یکی از مباحث عمده نظام های توسعه یافتۀ آموزشی در هزاره سوم اهمیت نقش «مدیریت آموزشی» در پیشبرد اهداف تعلیم و تربیت است. لذا مدیر آموزشی به عنوان «رهبر»، «محور» و «عامل تأثیرگذار» در مدرسه در کیفیت اجرای برنامه های آموزشی و پیشبرد اهداف تعلیم و تربیت نقش اساسی دارد. با این شرایط پژوهش حاضر با هدف شناسایی مقوله های ضرورت و اهمیت تأسیس دورۀ کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی در دانشگاه فرهنگیان انجام شد. برای انجام پژوهش از روش کیفی با رویکرد نظریۀ داده بنیاد استفاده گردید. میدان مطالعه، کلیه صاحبنظران، استادان و خبرگان مدیریت آموزشی در وزارت آموزش وپرورش و دانشگاه فرهنگیان بودند که با استفاده از نمونه گیری هدفمند و راهبرد نظری با 21 نفر از آنها مصاحبه شد. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. یافته ها با کدگذاری سه مرحله ای تحلیل و اعتباریابی شد. طبق نتایج پژوهش «اهمیت و ضرورت: شغلی، برنامه درسی و محتواپژوهی» به عنوان مقوله محوری، «استراتژی ها و برنامه های آموزش و یادگیری، منابع و امکانات، آینده پژوهی و آینده نگری و تأمین و آماده سازی نیروی انسانی» به عنوان شرایط علّی، «تحول در برنامه درسی و محیط یادگیری، نیازسنجی، الزامات و پشتیبانی سازمانی و شبکهسازی و تعامل» به عنوان راهبردها، مقولههای «فرهنگ و جو دانشگاه و گروه دانشجویان و اساتید» به عنوان بستر، «درگیری دانشجویان و اساتید با مشکلات مربوط به رشته سازمانی» به عنوان شرایط مداخله گر و مقوله های آموزشی و سازمانی به عنوان پیامد مطرح شدند. استفاده از نتایج این پژوهش می تواند در بهبود وضعیت مدیریت مدارس و کارآمدی نظام آموزشی مؤثر واقع شود.
