مدیریت و توسعه منابع انسانی در سازمان های آموزشی
فتانه بهاروند؛ بیژن رضایی؛ نادر نادری؛ یوسف محمدی فر
چکیده
کارآفرینی، اهرمی استراتژیک برای توسعۀ اقتصادی و پرورش کارآفرینان، پیششرط توسعۀ اقتصادی جوامع میباشد. کارآفرینان ترکیبی با توجه به بالا بودن احتمال موفقیتشان و شانس بالای کسبوکار آنها برای بقا، در سالهای اخیر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفتهاند. پژوهش حاضر با هدف بررسی ضرورت پرورش کارآفرینان ترکیبی در بین اعضای هیئت علمی ...
بیشتر
کارآفرینی، اهرمی استراتژیک برای توسعۀ اقتصادی و پرورش کارآفرینان، پیششرط توسعۀ اقتصادی جوامع میباشد. کارآفرینان ترکیبی با توجه به بالا بودن احتمال موفقیتشان و شانس بالای کسبوکار آنها برای بقا، در سالهای اخیر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفتهاند. پژوهش حاضر با هدف بررسی ضرورت پرورش کارآفرینان ترکیبی در بین اعضای هیئت علمی بهعنوان رهبران آموزشی نظام آموزش عالی صورت گرفت. این مطالعه با رویکرد کیفی انجام شده و راهبرد آن نظریهپردازی دادهبنیاد با رویکرد ظاهرشونده گلیزر است. مصاحبۀ نیمهساختاریافته بهعنوان ابزار جمعآوری دادهها استفاده شد. بهمنظور گردآوری دادهها و با بهکارگیری روش نمونهگیری هدفمند، با 16 نفر از اعضای هیئت علمی کارآفرین مصاحبه انجام شد. برای بررسی استحکام پژوهش چهار معیار قابلیت اعتبار، انتقالپذیری، قابلیت اطمینان و تأییدپذیری بهکار گرفته شد. تجزیه و تحلیل دادهها در دو مرحلۀ کدگذاری حقیقی و نظری صورت گرفت. یافتهها حاکی از ظهور 22 کد در قالب 9 مفهوم (انگیزههای اقتصادی، نیاز روانی، تغییرات جهانی، تغییر در سیاستگذاری اسناد بالادستی، نرخ بالای شکست کارآفرینان تماموقت، الگوهای موفق کارآفرینان ترکیبی، دسترسی مالی، شبکههای ارتباطی و اجتماعی، موقعیت حامی) و 4 زیرمقوله (عوامل فردی، عوامل فرهنگی- اجتماعی، عوامل اقتصادی، موقعیت شغلی) در 3 سطح خرد، میانی و کلان بهعنوان شرایط ضرورتساز پرورش کارآفرینان ترکیبی در بین اعضای هیئت علمی است. بهمنظور بهرهبرداری حداکثری از توان و استعداد استادان بهعنوان رهبران آموزشی، لازم است نظام آموزش عالی با بسترسازی و فراهمآوردن امکانات بیشتر برای کارآفرین شدن استادان، سیاستهای حمایتی و اجرایی بیشتری در راستای پرورش این نوع کارآفرینان در بین اعضای هیئت علمی مشتاق به کارآفرینی اعمال نماید.
خلیل زندی
چکیده
هدف از این پژوهش واکاوی دلایل گرایش دکترمعلمان به تصدی کرسی عضویت هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان بود. روش پژوهش کیفی و راهبرد مورد استفاده نظریهپردازی دادهبنیاد کلاسیک بوده است. مشارکتکنندگان پژوهش دکترمعلمانی بودند که در فراخوان اختصاصی جذب هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان شرکت کرده بودند. با استفاده از نمونهگیری نظری و با در نظر ...
بیشتر
هدف از این پژوهش واکاوی دلایل گرایش دکترمعلمان به تصدی کرسی عضویت هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان بود. روش پژوهش کیفی و راهبرد مورد استفاده نظریهپردازی دادهبنیاد کلاسیک بوده است. مشارکتکنندگان پژوهش دکترمعلمانی بودند که در فراخوان اختصاصی جذب هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان شرکت کرده بودند. با استفاده از نمونهگیری نظری و با در نظر گرفتن قاعده اشباع نظری، نمونهای به حجم 10 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمهساختاریافته بود. تحلیل مصاحبهها و شکلگیری نظریه پارادایمی با استفاده از کدگذاری باز، یادنوشتنگاری، کدگذاری انتخابی و کدگذاری نظری انجام شد. در جریان تحلیلها از نرمافزار مکس کیو. دی. ای نسخه 20 برای تسهیل کدگذاری و ترسیم مدل پارادایمی پژوهش استفاده شد. با استناد به معیارهای اعتباریابی ماکسول از اعتبار تحقیق اطمینان حاصل شد. یافتهها بیانگر شناسایی 50 کد باز، 14 مفهوم و 6 مقوله بود. مقوله اصلی احصا شده در پژوهش حاضر جو طرد کننده مدرسه و اداره است که به مثابه دلیل اصلی گرایش دکترمعلمان به عضویت در هیئت علمی دانشگاه ظاهر شد. این مقوله سه جنبه جو کلاسی طردکننده مدارس، جو ارتباطی طردکننده و جو اداری طردکننده را در برمیگیرد. سایر مقولههای احصا شده عبارت از توسعه پایگاه اجتماعی، توسعه فرصتهای مالی و مادی، توسعه فرصتهای بالندگی علمی، توسعه فرصتهای استقلال و آزادی عمل، و احساس پویایی و اثربخشی هستند. در پایان این یافتهها بر مبنای نظریههای رایج انگیزش مورد بحث قرار گرفتهاند.
شاهرخ محمدیان؛ حسن قلاوندی؛ ابوالفضل قاسم زاده
چکیده
این پژوهش با هدف بررسی عوامل درونی مؤثر بر ارتقاء پاسخگویی دانشگاهها به نیازهای بازارکار انجام شد. روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی و از نظر هدف کاربردی بود. جامعه آماری، کلیه اعضای هیئت علمی دانشگاه تبریز به تعداد 750 نفر بود که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 255 نمونه به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای متناسب انتخاب شدند. ابزار جمعآوری ...
بیشتر
این پژوهش با هدف بررسی عوامل درونی مؤثر بر ارتقاء پاسخگویی دانشگاهها به نیازهای بازارکار انجام شد. روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی و از نظر هدف کاربردی بود. جامعه آماری، کلیه اعضای هیئت علمی دانشگاه تبریز به تعداد 750 نفر بود که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 255 نمونه به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای متناسب انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها، پرسشنامه محقق ساخته بود که بر اساس مرور متون، طراحی شد. روایی پرسشنامه بر اساس روایی صوری، نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی تأیید شد. ضریب پایایی پرسشنامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ، 86/0 بدست آمد. دادهها با استفاده از آزمونهای بوت استرپ، فریدمن، t مستقل، تحلیل واریانس یکراهه و توکی با استفاده از نرمافزارهای spss و pls مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که متغیرهای برنامهریزی پاسخگو، برنامهدرسی پاسخگو، آموزشهای پاسخگو، پژوهشهای پاسخگو، پایش و ارزیابی پاسخگو بر ارتقاء پاسخگویی دانشگاه ها تأثیر دارند. متغیر پژوهشهای پاسخگو در رتبه اول و پایش و ارزیابی پاسخگو در رتبه آخر قرار گرفت. بین دیدگاههای اعضای هیئت علمی بر حسب جنسیت و سن (به جز متغیر برنامهریزی پاسخگو بر حسب سن) تفاوت معناداری وجود نداشت. این پژوهش، عوامل درونی مؤثر بر ارتقاء پاسخگویی دانشگاهها به نیازهای بازارکار را در 5 عامل و 20 زیرعامل نمایان ساخت.
مرضیه قاسمی راد؛ عباس عباسپور؛ حمید رحیمیان؛ حسین عبداللهی؛ مرتضی طاهری
چکیده
پژوهش حاضر با هدف ارائهی مدلی برای طراحی مراکز یادگیری اعضای هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در راستای توانمندسازی آنان انجام شد. برای انجام این پژوهش از روش آمیخته و طرح اکتشافی استفاده شد. جامعه آماری در بخش کیفی کلیه اسناد پژوهشی مرتبط از سال 2000 تا به امروز و استادان دانشگاه، متخصصان و مطلعان آشنا با مرکز یادگیری و اعضای هیئت ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف ارائهی مدلی برای طراحی مراکز یادگیری اعضای هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در راستای توانمندسازی آنان انجام شد. برای انجام این پژوهش از روش آمیخته و طرح اکتشافی استفاده شد. جامعه آماری در بخش کیفی کلیه اسناد پژوهشی مرتبط از سال 2000 تا به امروز و استادان دانشگاه، متخصصان و مطلعان آشنا با مرکز یادگیری و اعضای هیئت علمی بودند. این پژوهش از مصاحبة نیمه ساختاریافته نیز بهره برده است. نمونهگیری در بخش کیفی به صورت هدفمند انجام شد و تحلیل دادهها در این بخش به صورت داده بنیاد با رویکرد تحلیل مضمون در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. جامعة آماری تحقیق در بخش کمی پژوهش، شامل شامل اعضای هیئت علمی دانشگاه بود که 250 نفر به صورت تصادفی انتخاب شد برای تحلیل دادهها در این بخش از نرم افزار spss و Amose استفاده شد. در بخش کیفی تعداد 5 کد اصلی که معرف ابعاد توانمندسازی و 9 کد محوری که معرف مولفههای ابعاد بود شناسایی شد. همچنین تعداد 50 کد باز مشخص شد که پس از ادغام به 28 کد باز کاهش یافت. بر اساس ابعاد، مهارتهای مورد نیاز اعضای هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در راستای توانمندسازی عبارتند از: عوامل اجتماعی، عوامل اقتصادی وعوامل آموزشی. نتایج حاصل از انجام تحلیل عاملی که به وسیله نرم افزار ایموس انجام گرفت، نیز نشان داد که مقیاس اندازه گیری در تمام شاخص های تحلیل عاملی در سطح مطلوب و قابل قبولی است.
امید میلانی؛ محمد حسنی؛ ابوالفضل قاسم زاده
چکیده
پژوهش حاضر به بررسی استقلال دانشگاه و نقش آن در پاسخگویی و تضمین کیفیت خدمات دانشگاه درسیستم آموزش عالی پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه اعضای هیئت علمی دانشگاه ارومیه در سال تحصیلی 94-1393 میباشد. روش تحقیق توصیفی- پیمایشی است و 219 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه ارومیه که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب ...
بیشتر
پژوهش حاضر به بررسی استقلال دانشگاه و نقش آن در پاسخگویی و تضمین کیفیت خدمات دانشگاه درسیستم آموزش عالی پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه اعضای هیئت علمی دانشگاه ارومیه در سال تحصیلی 94-1393 میباشد. روش تحقیق توصیفی- پیمایشی است و 219 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه ارومیه که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند، به پرسشنامه تحقیق پاسخ دادند. برای جمع آوری اطلاعات مربوط به متغیر استقلال از پرسشنامه مدل اروپایی یونسکو توماس استرمن و همکاران، متغیر پاسخگویی از پرسشنامه مدل نیویورک کیکو یوکویاما و متغیر تضمین کیفیت از پرسشنامه مدل HEDPERF استفاده شد. جهت سنجش پایایی پرسشنامهها از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شد. ضرایب پایایی هر یک از پرسشنامههای استقلال، پاسخگویی و تضمین کیفیت به ترتیب 88/0 و 90/0 و 92/0 به دست آمد. برای آزمون سؤال و فرضیه تحقیق از تحلیل T تک متغیره و رگرسیون چندگانه و تک گانه استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که دانشگاه از نظر استقلال دانشگاهی و پاسخگویی در وضعیت مطلوبی نمیباشد ولی از نظر تضمین کیفیت در حد متوسط میباشد و ارتباط معنیداری بین استقلال دانشگاهی با پاسخگوی و تضمین کیفیت مشاهده گردید و میتواند تا حدودی آن را پیش بینی کند (15/0 ، 17/0 R2=). همچنین ارتباط معنی-داری بین پاسخگویی دانشگاهی و تضمین کیفیت وجود دارد و میتواند به صورت مثبت و معنیدار آن راپیش بینی کند(21/0 R2=).