نقش سبکهای رهبری مدیران مدارس در پیشبینی اهمالکاری و فرسودگی شغلی معلمان
مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 07 بهمن 1404
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.87571.1877
ابراهیم داودی، رامین نجفی
چکیده از آنجایی که اهمالکاری و فرسودگی شغلی معلمان به ویژه در منطقه کم برخوردار، انگیزش و کارآمدی آنان را تضعیف میکند و رهبری آموزشی میتواند بر این دو متغیر تأثیر بگذارد، پژوهش حاضر با هدف بررسی توان پیشبینی اهمالکاری و فرسودگی شغلی معلمان دوره متوسطه شهرستان بشاگرد در سال تحصیلی 1403-1402 براساس سبکهای رهبری مدیران مدارس انجام شد. این مطالعه از نوع همبستگی با جامعه آماری 315 معلم و نمونههای پژوهش شامل 172 نفر از آنها بوده است که با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه اهمالکاری تاکمن (1991)، پرسشنامه فرسودگی شغلی ماسلاچ (1997)، و پرسشنامه محققساخته برای سنجش سبک رهبری گردآوری شدند. با توجه به غیرنرمال بودن توزیع متغیرها، به منظور تحلیل دادهها از همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. نتایج نشان داد سبک رهبری مدیران با هر دو متغیر اهمالکاری و فرسودگی شغلی به ترتیب با ضریب 0.35 و 0.63رابطه منفی دارد، در حالی که میان اهمالکاری و فرسودگی شغلی با ضریب 0.29 رابطه مثبت مشاهده شد. تحلیل رگرسیون نشان داد که سبکهای رهبری، تغییرات مربوط به اهمالکاری و فرسودگی شغلی را به ترتیب با ضرایب 0.27 و 0.44 بهطور معناداری پیشبینی میکنند، و قدرت پیشبینیکنندگی سبک رهبری برای فرسودگی شغلی قویتر از اهمالکاری بود. بنابراین، سبکهای رهبری مؤثر میتوانند با کاهش اهمالکاری و فرسودگی شغلی معلمان، به بهبود عملکرد آموزشی و سلامت روانی آنها بهویژه در مناطق کم برخوردار مانند شهرستان بشاگرد کمک کنند.
ارائه مدل ساختاری عوامل مؤثر بر فرسودگی شغلی معلمان ابتدایی
دوره 9، شماره 35، پاییز 1404، صفحه 157-185
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.82725.1801
رضا محمدی، اکبر خرسندی یامچی
چکیده هدف این پژوهش شناسایی الگوی روابط ساختاری عوامل مؤثر بر فرسودگی شغلی معلمان ابتدایی شهرستانهای استان تهران بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است که به شیوۀ معادلات ساختاری صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان ابتدایی شهرستانهای استان تهران بودند که از بین آنها 1147 نفر با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای بهعنوان نمونه آماری انتخاب شدند. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامه محققساخته عوامل مؤثر بر فرسودگی شغلی معلمان استفاده شد که روایی محتوایی پرسشنامهها توسط متخصصان تأیید و پایایی آن نیز بر اساس روش آلفای کرونباخ 763/0 برآورد شد. جهت تحلیل دادههای پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری استفاده شد. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که بین عوامل سازمانی، عوامل شغلی و عوامل فردی با ابعاد فرسودگی شغلی در سطح معناداری 01/0 رابطه منفی و معنادار وجود دارد. تحلیلهای معادلات ساختاری نیز نشان داد که عوامل شغلی در رابطه بین عوامل سازمانی با فرسودگی شغلی، و در رابطه بین عوامل فردی با فرسودگی شغلی نقش میانجی را بهخوبی ایفاء میکند.
نقش تعدیلکننده ذهنیت رشد و ثابت در رابطه بین هیجانهای منفی و مؤلفههای فرسودگی شغلی
دوره 9، شماره 33، بهار 1404، صفحه 121-140
https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.80814.1769
زهره رافضی
چکیده ذهنیت افراد در مورد ویژگیهای بنیادیشان بر نحوۀ دریافت و واکنش آنها در موقعیتهای مختلف اثر میگذارد و میتواند باعث تعدیل هیجانها و پیامدهای ناشی از آن ازجمله فرسودگی شغلی شود. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیلکنندۀ ذهنیت در رابطه بین هیجانهای منفی و مؤلفههای فرسودگی شغلی بود. روش پژوهش حاضر همبستگی و جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه کارکنان شرکتهای فعال در زمینه فناوری اطلاعات شهر تهران بودند که از میان آنها 160 نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامههای فرسودگی شغلی (Maslach & Jackson, 1981)، هیجان مثبت و منفی (Watson et al., 1988) و ذهنیت (Dweck, 2006) پاسخ دادند. دادههای پژوهش، با استفاده از شاخصهای آمار توصیفی و استنباطی مورد تحلیل قرار گرفت. یافتههای پژوهش حاضر نشان داد رابطه معناداری بین هیجانهای منفی و مؤلفههای فرسودگی شغلی وجود دارد (P <05/0)، بهعبارتیدیگر نتایج این پژوهش نشان داد که با افزایش هیجانهای منفی، فرسودگی شغلی در کارکنان افزایش مییابد. همچنین نقش تعدیلکننده ذهنیت در این رابطه تأیید شد، بدین معنا که رابطه بین هیجانهای منفی و فرسودگی شغلی در کارکنانی با ذهنیت ثابت نسبت به کارکنانی با ذهنیت رشد نیرومندتر بود. بهطورکلی نتایج این پژوهش نشان داد که هیجانهای منفی در فرسودگی شغلی نقش دارد و ذهنیت رشد با تعدیل هیجانهای منفی میتواند باعث کاهش فرسودگی شغلی در کارکنان شود.
اثربخشی آموزش سرمایه روان شناختی بر جامعه پذیری سازمانی و فرسودگی شغلی کارکنان آموزش و پرورش
دوره 6، شماره 24، زمستان 1401، صفحه 171-192
https://doi.org/10.22054/jrlat.2023.70833.1628
فاطمه سلیمان نژاد بدره، مهدی خانجانی، علی دلاور
چکیده این پژوهش با هدف اثربخشی آموزش سرمایه روان شناختی بر جامع هپذیری سازمانی و فرسودگی شغلی کارکنان آموزش و پرورش خرمآباد انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی بوده و طرح آن از نوع پیش آزمون- پسآزمون و پیگیری با گروه گواه (کنترل) می باشد. جامعه آماری پژوهش تمامی کارکنان آموزش و پرورش خرم آباد که تعداد آنها در زمان انجام پژوهش در حدود 1534 نفر بوده است. نمونه آماری تحقیق به تعداد 30 نفر (به دلیل نیمه آزمایشی بودن تحقیق) بصورت نمونه گیری هدفمند انتخاب و بصورت گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شده است. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه جامعه پذیری سازمانی Taormina (1994) و فرسودگی شغلی Maslach و همکاران (1996) بود. روش تحلیل دادهها به روش آزمون تحلیل کوواریانس انجام گرفت. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که میانگین های تعدیل شده نمرات جامعهپذیری و فرسودگی شغلی افراد در گروه آزمایش و گواه، تفاوت معناداری با یکدیگر دارند. جامعه پذیری (391/4) F= و (04/0) P=؛ فرسودگی شغلی: (339/29) F= و (001/0) P =که در سطح 05/0 معنادار بوده است. استفاده از آموزش سرمایه روان شناختی موجب افزایش جامعه پذیری سازمانی وکاهش فرسودگی شغلی کارکنان خواهد شد؛ بنابراین میتوان از آموزش سرمایه روان شناختی جهت تقویت رفتار جامعه پذیری سازمانی کارکنان آموزش و پرورش و کاهش فرسودگی شغلی آنان استفاده نمود.
بررسی رابطه بین هویت سازمانی و فرسودگی شغلی با عملکرد شغلی معلمان مدارس مقطع متوسطه دوم ناحیه 2 شهرستان خرم آباد
دوره 5، شماره 19، بهار 1398، صفحه 117-146
https://doi.org/10.22054/jrlat.2021.57317.1563
حدیث نصرالهی وسطی، امین رحیمی کیا
چکیده هدف اصلی این تحقیق بررسی رابطه بین هویت سازمانی و فرسودگی شغلی با عملکرد شغلی معلمان مقطع متوسطه دوم ناحیه 2 شهرستان خرم آباد می باشد. تحقیق حاضر از نظر هدف، یک تحقیق کاربردی و از نظر رویکرد، توصیفی همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش، معلمان (زن و مرد) مقطع متوسطه دوم ناحیه 2 شهرستان خرم آباد است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامههای استاندارد هویت سازمانی چنی (1983)، فرسودگی شغلی ماسلاچ و جکسون (1885)، و عملکرد شغلی بیرن و همکاران (2005) استفاده شده است. پایایی ابزار سنجش با استفاده از آلفای کرونباخ و پایایی مرکب تایید شد. برای بررسی روایی نیز از روایی صوری و تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. به منظور تحلیل داده ها از روش های آماری آزمون کولموگروف اسمیرنوف و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد که نتایج حاصل به شرح زیر است: الف) میان عضویت، وفاداری و شباهت سازمانی به عنوان مولفه های هویت سازمانی با عملکرد شغلی معلمان مقطع متوسطه دوم ناحیه 2 شهرستان خرم آباد رابطه مثبتی وجود داشت؛ ب) میان فرسودگی عاطفی، مسخ شخصیت، و کاهش انگیزه و پسرفت با عملکرد شغلی معلمان مقطع متوسطه دوم ناحیه 2 شهرستان خرم آباد رابطه معکوسی وجود داشت؛ ج) 7) میان فرسودگی عاطفی، مسخ شخصیت و کاهش انگیزه و پسرفت با وفاداری سازمانی معلمان مقطع متوسطه دوم ناحیه 2 شهرستان خرم آباد رابطه معکوسی وجود داشت.
رابطه فشار روانی ناشی از کار،راهبردهای مقابله ای و فرسودگی شغلی در مدیران مقطع ابتدایی
دوره 1، شماره 2، زمستان 1393، صفحه 119-145
https://doi.org/10.22054/jrlat.2016.1059
ولی مهدی نژاد، سیما صدقی
چکیده این پژوهش با هدف بررسی رابطه فشار روانی ناشی از کار، راهبردهای مقابله ای و فرسودگی شغلی در مدیران مقطع ابتدایی انجام شده است. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری پژوهش کلیه مدیران مقطع ابتدایی که از این تعداد 73 مدیر زن و 69 مدیر مرد به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم و تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها با استفاده از سه پرسشنامه ی فرسودگی شغلی مسلش (1981)، پرسشنامه فشار روانی ناشی از کار جی ملج و سوینت (1984) و پرسشنامه راهبردهای مقابله ای الیسون (1997)صورت گرفت. تجزیه تحلیل داده ها با به کارگیری آزمون ضریب همبستگی ، رگرسیون گام به گام، آزمون t مستقل و تحلیل واریانس انجام شد. نتایج نشان داد که بین راهبردهای مقابله ای و فرسودگی شغلی رابطه معکوس و معنی داری وجود داشته و استفاده از راهبردهای مقابله ای فرسودگی شغلی را به طور معنی داری در مدیران کاهش می دهد. یافته ها همچنین نشان داد که فقط بعد وظیفه از ابعاد فشار روانی ناشی از کار، قادر به پیش بینی فرسودگی شغلی مدیران است. همچنین نتایج بیانگر آن بودند که مولفه های مربوط به راهبردهای مقابله ای قادر به پیش بینی میزان فرسودگی شغلی مدیران هستند. مولفه مشارکت از راهبردهای مقابله ای با ضریب بتای استاندارد 434/0، 19 درصد از واریانس فرسودگی شغلی مدیران را تبیین نموده است. مولفه های مشارکت، برنامه سلامتی، مدیریت زمان و دیدگاه واقع گرایانه توان تبیین فرسودگی شغلی مدیران را به 35 درصد رسانده است.
