نویسنده = مرتضی طاهری

واکاوی بسترهای لازم برای گذار از مدیریت آموزشی به رهبری آموزشی در مدارس ایران

دوره 9، شماره 34، تابستان 1404، صفحه 83-118

https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.80510.1763

فاروق احمدی، حسین عبدالهی، علی خورسندی طاسکوه، مرتضی طاهری

چکیده در چند دهه گذشته، رهبری آموزشی و توجه به کیفیت عملکرد مدیران مدارس در رأس سیاست‌های آموزشی کشورهای توسعه یافته بوده است. هدف این پژوهش واکاوی بسترهای لازم برای گذار از مدیریت آموزشی به رهبری آموزشی در نظام آموزشی (مدارس) ایران است. روش ﭘﮋوﻫﺶ حاضر از ﻧﻮع ﮐﯿﻔﯽ است ﮐﻪ به روش نظریه برخاسته از داده‌ها (نظریه زمینه‌ای سیستماتیک) انجام شده است. مشارکت‌کنندگان پژوهش، اعضای هیئت‌علمی دانشگاه‌های وابسته به وزارت علوم، افراد صاحب‌نظر در ارتباط با رهبری آموزشی که دارای سوابقی مانند وزیر آموزش‌وپرورش، معاون وزیر و دبیر کلی شورای عالی آموزش‌وپرورش و مدیران شاخص مدارس مختلف که در سال تحصیلی 1403–1402 مشغول به فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی بودند. در یک نگاه کلی، بر مبنای نتایج به‌دست‌آمده و ابعاد الگوی داده بنیاد، 12 مقوله اصلی، 55 مقوله فرعی و 203 مفهوم از مصاحبه‌های صورت گرفته استخراج گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد شرایط مهمی همچون تمرکززدایی در ساختار سیستم آموزش‌وپرورش، پیشرو گرایی و پویایی در نقش مدیران مدارس برای این گذار لازم است. رسیدن به رهبری آموزشی نیازمند راهبردهای مختلفی است، علاوه بر تغییر نگاه سیاسی نسبت به کارکرد آموزش‌وپرورش و بالتبع مدیران در این نهاد، می‌بایست نسبت به تربیت و آموزش علمی مدیران روی آورد و با نگاهی تخصصی‌تر و آکادمی‌تر این افراد را برای تصدی مدیریت مدارس انتخاب و انتصاب داد. بر این اساس، تمرکز بر استانداردسازی برای رهبری آموزشی و حرکت به‌سوی تمرکززدایی با دادن اختیارات بیشتر به مدارس و مناطق، به برنامه‌ریزان آموزشی ایران پیشنهاد می‌گردد.

طراحی و رواسازی مدل شایستگی‌های عمومی مدیران دانشگاه‌های دولتی

دوره 8، شماره 30، تابستان 1403، صفحه 50-72

https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.79373.1741

ئاسو مجتهدی، جلیل یونسی، عنایت الله زمانپور، مرتضی طاهری، محمد علی بابایی زکلیکی

چکیده اکثر مدیران دانشگاه‌ها، اعضای هیئت‌علمی هستند و به طور سازمان‌یافته آموزش‌های موردنیاز را دریافت نکرده و مورد ارزیابی قرار نگرفته‌اند. نظر به اهمیت توجه به شایستگی در انتخاب مدیران کارا و اثرگذار و باتوجه‌به نقش خطیر دانشگاه‌ها در جامعه، هدف پژوهش حاضر طراحی و رواسازی مدل شایستگی‌های عمومی برای مدیران دانشگاه‌های دولتی شهر تهران است. در این پژوهش از رویکرد کیفی استفاده شد؛ جهت طراحی مدل شایستگی روش تحلیل مضمون و به‌منظور رواسازی مدل طراحی‌شده تکنیک دلفی مورداستفاده قرار گرفت. نمونه پژوهش مدیران دانشگاه‌های دولتی تهران بودند که با 27 نفر از آنان مصاحبه نیمه‌ساختاریافته انجام شد. پس از تحلیل کیفی مصاحبه‌های پیاده‌سازی شده، با استفاده از تحلیل مضمون مدل اولیه استخراج گردید. جهت رواسازی مدل استخراج‌شده از تکنیک دلفی استفاده شد و با نظر متخصصان مدل شایستگی نهایی که متشکل از ۱۲ شایستگی است، تدوین شد. شایستگی‌ها در سه دسته کلی شایستگی‌های مدیریتی، شایستگی‌های بین‌فردی و خصایص فردی طبقه‌بندی شدند. شایستگی‌های مدیریتی شامل رهبری، آگاهی سازمانی، حل مسئله، برنامه‌ریزی و ساماندهی و نظارت و کنترل؛ شایستگی‌های بین‌فردی شامل مهارت ارتباطی، شبکه‌سازی و مذاکره و متقاعدسازی و خصایص فردی نیز شامل نتیجه‌گرایی، یادگیری مستمر، تاب‌آوری و حرفه‌ای‌گرایی است. باتوجه‌به نقش کلیدی مدیران در نیل به اهداف دانشگاه‌ها توصیه می‌شود جهت انتصاب و ارتقای مدیران مدل شایستگی استخراج شده در این پژوهش مورداستفاده قرار گیرد.

بررسی رابطه تسهیم دانش و نوآوری فردی در میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه علامه طباطبایی

دوره 5، شماره 19، بهار 1398، صفحه 23-38

https://doi.org/10.22054/jrlat.2021.54501.1549

لیلا باقری مالک آبادی، مرتضی طاهری

چکیده چکیده
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه تسهیم دانش و نوآوری فردی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه علامه طباطبائی بود. پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات از نوع همبستگی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دانشکده های علوم تربیتی، روانشناسی، مدیریت و حسابداری در پردیس های 1 و 2، به تعداد 3977 نفر، حجم نمونه 153 نفر با استفاده از جدول کرجسی و مورگان با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. در این پژوهش پرسشنامه تسهیم دانش، نوراد صدیق(1388)، پرسشنامه نوآوری فردی مومنی نورآبادی(1382) بر روی گروه نمونه اجرا شد پایایی هر دو پرسشنامه بر اساس آلفای کرونباخ به ترتیب 71/0 و 81/0 محاسبه شد. برای آزمون فرضیه‌ها از آزمون‌های رگرسیون چندگانه و آزمون t نشان داد که بین تسهیم دانش و نوآوری فردی رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین بر اساس آزمون رگرسیون چندگانه با شیوه گام به گام مشخص گردید که تسهیم دانش قادر به پیش بینی نوآوری فردی است. بنابراین دانشگاه بایستی جوی را به وجود آورد که تبادل آشکار دانش و نوآوری در آن مورد تأکید قرار گیرد به گونه ای که دانشجویان تمایل بیشتری برای تبادل دانش نوین خود با یکدیگر و نیز کاربرد آن داشته باشند .