کلیدواژه‌ها = دوره ابتدایی
رهبری در سازمان های آموزشی

طراحی و اعتباریابی الگوی مدرسه تاب‌آور برای دوره ابتدایی

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 07 بهمن 1404

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.87828.1883

مهدی عبداله زاده، عادل زاهد بابلان، مهدی معینی کیا، علی خالق خواه

چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتباریابی الگوی مدرسه تاب‌آور برای دوره ابتدایی انجام شد. این مطالعه از نوع مطالعات آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) است. میدان پژوهش در بخش کیفی را خبرگان دانشگاهی و مدیران و معلمان نمونه استان آذربایجان غربی تشکیل می‌دهند که ۱۷ نفر با روش نمونه‌گیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری به عنوان نمونه انتخاب شدند. در بخش کمی جامعه آماری شامل تمامی معلمان مدارس ابتدایی شهرستان ارومیه در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ است که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای ۳۴۶ نفر بر اساس فرمول کوکران به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود. اطلاعات جمع آوری شده از مصاحبه ها با روش تحلیل مضمون در نرم افزار Maxqda2020 تجزیه و تحلیل شد. اطلاعات جمع‌آوری شده در بخش کمی در نرم‌افزارهای Spss26 و Smart-Pls3 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌های بخش کیفی نشان داد که الگوی مدرسه تاب‌آور برای دوره ابتدایی از هشت مضمون فراگیر عوامل زیرساختی، عوامل ساختاری، عوامل مدیریتی، عوامل فرهنگی، عوامل پداگوژیکی، عاملیت معلمان، تاب‌آوری دانش‌آموزان و حمایت ذینفعان تشکیل می‌شود. نتایج بخش کمی نشان داد که تمامی متغیرهای مشاهده پذیر دارای بار عاملی قابل قبولی بر روی متغیر مکنون متناظر خود می‌باشند و در سطح ۰/۰۱ معنادار هستند. همچنین، مقدار شاخص GOF برابر با ۰/۶۲۲ به دست آمد که نشان‌دهنده برازش مطلوب مدل کلی پژوهش است. الگوی طراحی‌شده می‌تواند نقش مؤثری در بهبود کیفیت و تاب‌آوری نظام آموزشی ایفا کند.

نقش نگرش معلمان و فرهنگ مدرسه در پیش‌بینی خودکارآمدی معلمان

دوره 9، شماره 34، تابستان 1404، صفحه 223-246

https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.80773.1767

عادل زاهد بابلان، رزا حسین زاده، ساناز حنیفی کلشانی

چکیده هدف از انجام این تحقیق مطالعه نقش نگرش معلمان و فرهنگ مدرسه در پیش‌بینی خودکارآمدی معلمان دوره ابتدایی بود. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ماهیت این تحقیق از نوع کمی و ازنظر شیوه اجرا هم تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق کلیه معلمان دوره ابتدایی شهرستان اردبیل در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که تعداد آنان 2600 نفر بود. بر اساس فرمول کوکران حجم نمونه تعداد 335 نفر (مرد و زن) با میانگین سنی 40 سال و مدرک تحصیلی غالباً لیسانس و فوق‌لیسانس و دکتری، تعیین شد که این نمونه آزمودنی‌ها بر اساس روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه خودکارآمدی معلم اسچانن، موران و وولفولک (2001)، پرسشنامه استاندارد فرهنگ مدرسه گرونرت (2005) و پرسشنامه استاندارد نگرش حرفه‌ای معلمان اقبال (2013) بودند که به مدت دو ماه به‌صورت مجازی و آنلاین، در برنامه‌ی شاد صورت گرفته است؛ و با روش رگرسیون و با استفاده از نرم‌افزار spss25 تحلیل شد. نتایج حاکی از آن بودند مدل کلی رگرسیونی مورد تأیید واقع شد و نگرش معلمان و فرهنگ مدرسه توانستند خودکارآمدی معلمان را به‌صورت هم‌زمان پیش‌بینی کنند (p<0.05). درنهایت با توجه به اهمیت نگرش حرفه‌ای معلمان و فرهنگ مدرسه در راستای خودکارآمدی معلمان برگزاری آموزش‌های مستمر و حرفه‌ای، ایجاد فضایی مشترک برای اشتراک تجربیات، اعطای فرصت به معلمان برای مشارکت در تصمیم‌گیری‌های مدرسه، تشویق به رشد حرفه‌ای، ارتقاء مهارت‌های روابط انسانی و ارتقاء فرهنگ تحول و نوآوری پیشنهاد می‌شوند.

طراحی الگوی نوین ارزشیابی از عملکرد حرفه‌ای سالانه معلمان مدارس ابتدایی کشور

دوره 6، شماره 21، بهار 1401، صفحه 59-85

https://doi.org/10.22054/jrlat.2021.51364.1526

رضا مظفری، حسن رضا زین آبادی، حمیدرضا آراسته، حسین عباسیان

چکیده هدف این پژوهش ارائه مدلی نوین برای سنجش و ارزشیابی عملکرد حرفه‌ای سالانه معلمان مدارس ابتدایی بوده است. پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوی انجام شده است. به این منظور بررسی متون تخصصی و پژوهشی مرتبط با صلاحیت‌ها و شایستگی‌های حرفه‌ای معلمان مدارس ابتدایی، ارزشیابی عملکرد حرفه‌ای معلمان، اسناد بالادستی نظام آموزشی کشور (سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش و سند برنامه درسی ملی و غیره) و نیز مصاحبه علمی ساختاریافته با 20 نفر از خبرگان، متخصصان و صاحب‌نظران آموزش‌وپرورش ابتدایی استان و کشور، همچنین از بین اساتید پرسابقه و مجرب گروه علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان تا اشباع نظری داده‌ها که به روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شده بودند، انجام شد. تحلیل داده‌ها از طریق کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام شد و پس از رسیدن به مضامین اصلی و استخراج کدهای باز، محوری و انتخابی در پایان الگوی جدید ارزشیابی عملکرد حرفه‌ای معلمان مدارس ابتدایی در دو بعد عمده محتوایی و فرایندی، 5 بخش یا طبقه، 36 مقوله و 95 زیرمقوله ارائه گردید. برای اعتباریابی این الگو از روش Member Check و برای بررسی پایایی از روش پایایی کدگذاران استفاده شده است.

تبیین نقش سرگروه های معلمان درکیفیت اجرای برنامه های آموزشی دوره ابتدایی: یک مطالعه کیفی

دوره 5، شماره 19، بهار 1398، صفحه 1-21

https://doi.org/10.22054/jrlat.2021.58084.1566

رضا معصومی نژاد، قهرمان مددلو، غلامحسین میکائیلو، زهرا بابائی

چکیده هدف پژوهش بررسی نقش سرگروه های معلمان در فرایند اجرای برنامه های آموزشی مدارس دوره ابتدایی بوده است. رویکرد پژوهش از نوع کیفی با روش تحلیل مضمون بود. بدین منظور با استفاده از نمونه گیری هدفمند 13 نفر از سرگروه های معلمان شمال استان آذربایجان غربی در سال تحصیلی 99-98 انتخاب شدند و مصاحبه های نیمه ساختارمندی تا اشباع کامل داده ها صورت گرفت. جهت اطمینان و اعتباربخشی به دقت و صحت داده ها از روش خود بازبینی و دریافت بازخورد از پاسخ دهندگان استفاده شد. در تجزیه و تحلیل داده ها، فرایند 3 مرحله ای ترکیبی متشکل از روش کینگ و هاروکس (2010)، براون وکلارک (2006) و آتراید- استرلینگ (2001) مورد استفاده قرار گرفت. یافته های به دست آمده نشان داد که در شبکه مضامین، مفهوم استراتژیست آموزش مضمون فراگیری است که جایگاه سرگروه های معلمان را با 5 مضمون سازمان دهنده(مدیریت دانش معلمی، همیاران کانونی، تدریس پژوهی، حرفه پروری و برنامه سازی) و 30 مضمون پایه تشریح می کند.