کلیدواژه‌ها = مدیریت آموزشی
رهبری در سازمان های آموزشی

فرا ترکیب چالش ها و فرصت های رهبری زنان در مدیریت مدارس

دوره 10، شماره 38، تابستان 1405، صفحه 185-203

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.83388.1816

فرانک موسوی

چکیده این پژوهش به بررسی فرا ترکیب رهبری زنان در مدارس و شناسایی چالش‌ها و فرصت‌های پیش‌روی آن‌ها می‌پردازد. با توجه به نقش کلیدی زنان در سیستم‌های آموزشی، درک عوامل مؤثر بر رهبری آن‌ها به‌ویژه در زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی و سازمانی از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف این تحقیق تحلیل و بررسی نتایج مطالعات پیشین درباره رهبری زنان در مدارس به‌منظور شناسایی الگوها و روندهای مشترک در چالش‌ها و فرصت‌هاست. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی مقالات منتشر شده در پایگاه‌های داده علمی معتبر در حوزه رهبری زنان و آموزش است که بین سال‌های 2010 تا 2023 منتشر شده‌اند. نمونه آماری با استفاده از روش هدفمند از میان 50 مقاله مرتبط انتخاب شده است. ابزارهای جمع‌آوری داده‌ها شامل چک‌لیست‌های کدگذاری و نرم‌افزارهای تحلیل داده‌های کیفی بوده‌اند که به تجزیه و تحلیل داده‌ها کمک کرده‌اند. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که زنان در موقعیت‌های رهبری با موانع قابل توجهی مانند نابرابری‌های جنسیتی، فشارهای فرهنگی و کمبود حمایت‌های اجتماعی مواجه هستند که این عوامل بر عملکرد و پیشرفت آن‌ها تأثیر می‌گذارند. به‌علاوه، فرصت‌هایی مانند توانمندی‌های بالقوه زنان در ایجاد تغییرات مثبت در محیط‌های آموزشی و بهبود کیفیت یادگیری دانش‌آموزان شناسایی شده است. در نهایت، این پژوهش به‌عنوان یک منبع علمی می‌تواند به سیاست‌گذاران و دست‌اندرکاران آموزش و پرورش کمک کند تا با شناسایی و کاهش موانع، زمینه‌های بهتری برای رهبری زنان در مدارس فراهم آورند و از توانمندی‌های آن‌ها به نحو مؤثرتری بهره‌برداری کنند.

واکاوی بسترهای لازم برای گذار از مدیریت آموزشی به رهبری آموزشی در مدارس ایران

دوره 9، شماره 34، تابستان 1404، صفحه 83-118

https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.80510.1763

فاروق احمدی، حسین عبدالهی، علی خورسندی طاسکوه، مرتضی طاهری

چکیده در چند دهه گذشته، رهبری آموزشی و توجه به کیفیت عملکرد مدیران مدارس در رأس سیاست‌های آموزشی کشورهای توسعه یافته بوده است. هدف این پژوهش واکاوی بسترهای لازم برای گذار از مدیریت آموزشی به رهبری آموزشی در نظام آموزشی (مدارس) ایران است. روش ﭘﮋوﻫﺶ حاضر از ﻧﻮع ﮐﯿﻔﯽ است ﮐﻪ به روش نظریه برخاسته از داده‌ها (نظریه زمینه‌ای سیستماتیک) انجام شده است. مشارکت‌کنندگان پژوهش، اعضای هیئت‌علمی دانشگاه‌های وابسته به وزارت علوم، افراد صاحب‌نظر در ارتباط با رهبری آموزشی که دارای سوابقی مانند وزیر آموزش‌وپرورش، معاون وزیر و دبیر کلی شورای عالی آموزش‌وپرورش و مدیران شاخص مدارس مختلف که در سال تحصیلی 1403–1402 مشغول به فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی بودند. در یک نگاه کلی، بر مبنای نتایج به‌دست‌آمده و ابعاد الگوی داده بنیاد، 12 مقوله اصلی، 55 مقوله فرعی و 203 مفهوم از مصاحبه‌های صورت گرفته استخراج گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد شرایط مهمی همچون تمرکززدایی در ساختار سیستم آموزش‌وپرورش، پیشرو گرایی و پویایی در نقش مدیران مدارس برای این گذار لازم است. رسیدن به رهبری آموزشی نیازمند راهبردهای مختلفی است، علاوه بر تغییر نگاه سیاسی نسبت به کارکرد آموزش‌وپرورش و بالتبع مدیران در این نهاد، می‌بایست نسبت به تربیت و آموزش علمی مدیران روی آورد و با نگاهی تخصصی‌تر و آکادمی‌تر این افراد را برای تصدی مدیریت مدارس انتخاب و انتصاب داد. بر این اساس، تمرکز بر استانداردسازی برای رهبری آموزشی و حرکت به‌سوی تمرکززدایی با دادن اختیارات بیشتر به مدارس و مناطق، به برنامه‌ریزان آموزشی ایران پیشنهاد می‌گردد.

ضرورت ایجاد دورۀ کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی

دوره 6، شماره 24، زمستان 1401، صفحه 47-81

https://doi.org/10.22054/jrlat.2023.71700.1641

حسین خنیفر، یونس صحرانورد نشتیفان، صلاح الدین ابراهیمی

چکیده یکی از مباحث عمده نظام ‏های توسعه ‏یافتۀ آموزشی در هزاره سوم اهمیت نقش «مدیریت آموزشی» در پیشبرد اهداف تعلیم و تربیت است. لذا مدیر آموزشی به عنوان «رهبر»، «محور» و «عامل تأثیرگذار» در مدرسه در کیفیت اجرای برنامه‏ های آموزشی و پیشبرد اهداف تعلیم و تربیت نقش اساسی دارد. با این شرایط پژوهش حاضر با هدف شناسایی مقوله‏ های ضرورت و اهمیت تأسیس دورۀ کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی در دانشگاه فرهنگیان انجام شد. برای انجام پژوهش از روش کیفی با رویکرد نظریۀ داده‏ بنیاد استفاده گردید. میدان مطالعه، کلیه صاحب‏نظران، استادان و خبرگان مدیریت آموزشی در وزارت آموزش‏ و‏پرورش و دانشگاه فرهنگیان بودند که با استفاده از نمونه‏ گیری هدفمند و راهبرد نظری با 21 نفر از آنها مصاحبه شد. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه‏ ساختاریافته بود. یافته ‏ها با کدگذاری سه‏ مرحله ‏ای تحلیل و اعتباریابی شد. طبق نتایج پژوهش «اهمیت و ضرورت: شغلی، برنامه درسی و محتواپژوهی» به عنوان مقوله محوری، «استراتژی ‏ها و برنامه‏ های آموزش و یادگیری، منابع و امکانات، آینده‏ پژوهی و آینده‏ نگری و تأمین و آماده‏ سازی نیروی انسانی» به عنوان شرایط علّی، «تحول  در برنامه درسی و محیط یادگیری، نیازسنجی، الزامات و پشتیبانی سازمانی و شبکه‏سازی و تعامل» به عنوان راهبردها، مقوله‏های «فرهنگ و جو دانشگاه و گروه دانشجویان و اساتید» به عنوان بستر، «درگیری دانشجویان و اساتید با مشکلات مربوط به رشته سازمانی» به عنوان شرایط مداخله ‏گر و مقوله‏ های آموزشی و سازمانی به عنوان پیامد مطرح شدند. استفاده از نتایج این پژوهش می‏ تواند در بهبود وضعیت مدیریت مدارس و کارآمدی نظام آموزشی مؤثر واقع شود.