نویسنده = سیده پرستو احمدحیدری

مفهوم‌سازی رهبری کارآفرین از منظر مدیران مدارس: یک رویکرد پدیدارنگارانه

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 10 دی 1403

https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.81053.1772

سیروس مرادخواه، سیده پرستو احمد حیدری

چکیده هدایت و مدیریت مدارس بر عهده مدیرانی است که با تصمیمات و اقدامات خود، مسیر آموزشی دانش‌آموزان را شکل می‌دهند. این پژوهش پدیدارنگارانه به مفهوم‌سازی رهبری کارآفرین میان مدیران آموزشی در مدارس می‌پردازد. میدان تحقیق استان کردستان و مشارکت‌کنندگان بالقوه تمامی مدیران آموزشی در مقطع ابتدایی در شهر سنندج بودند که 18 نفر از آنان به‌صورت هدفمند (ناهمگن)انتخاب و با استفاده از یک پروتکل مصاحبه نیمه ساختاریافته دعوت به مشارکت شدند، بر اساس تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، پنج طبقه اصلی برای تجربه و درک رهبری کارآفرینانه شناسایی شد. این طبقات شامل راهبری و هدایت (توانایی مدیران در هدایت گروه‌ها به سمت اهداف و ایجاد انگیزه در برای دستیابی به نتایج مطلوب)، تسهیل و تقویت همکاری(ایجاد محیطی مشوق جهت برقراری ارتباط)، ایجاد حمایت و پشتیبانی (فراهم کردن منابع و حمایت‌های لازم برای گروه‌ها به‌منظور افزایش کارایی و کاهش موانع)، تعیین اهداف استراتژیک(اهمیت تعیین اهداف بلندمدت و استفاده از روش‌های مناسب برای دستیابی به آن‌ها) و تقویت خلاقیت و نوآوری(ایجاد فضایی که در آن خلاقیت و نوآوری به‌عنوان عوامل کلیدی در موفقیت سازمان موردتوجه قرار گیرند) است. این ساختار سلسله‌مراتبی تحت تأثیر چهار مؤلفه آگاهی شکل می‌گیرد: خصلت، پیوند، مقصد و پیامد. هر یک از این مؤلفه‌ها به توسعه و تقویت رهبری کارآفرینانه کمک می‌کند و به مدیران امکان می‌دهد تا به‌طور مؤثرتری در محیط‌های پویا و چالش‌برانگیز عمل کنند. یافته‌های این پژوهش به سیاست‌گذاران آموزشی نشان می‌دهد که رهبری کارآفرین از نظرگاه مدیران در مدارس چگونه است.

رهبری در سازمان های آموزشی

معلمان به‌عنوان رهبران پرورش تخیل: نگاهی عمیق به روایت‌های شکل‌دهی دنیای ذهنی کودکان

دوره 10، شماره 37، بهار 1405، صفحه 1-27

https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.82632.1799

جمال سلیمی، سیروس مرادخواه، سیده پرستو احمدحیدری

چکیده پژوهش حاضر با هدف مطالعه روایت‌های معلمان از مفهوم تخیل در محیط مهدکودک انجام گردید. این پژوهش تفسیری و کیفی است که با راهبرد روایت نگاری و خرده راهبرد پیش روایت انجام شد. مشارکت‌کنندگان 20 معلم مجرب «11 مرد و 9 زن» بودند. نمونه‌گیری به روش هدفمند (ناهمگن) با حداکثر تنوع انجام شد. همچنین برای گردآوری داده‌ها از یک منشور مصاحبه نیمه‌ساختاریافته استفاده گردید، که تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. افزون بر این، کدگذاری داده‌ها با استفاده از الگوی Brown and Clark (2012)، به روش تحلیل مضمون انجام گرفت و سرانجام داده‌های گردآوری‌شده با نرم‌افزار MAXQDA 20 تجزیه‌وتحلیل شدند. نتایج نشان داد که چهار روایت تحت عناوین «بافت محور، تطبیق محور، تعامل محور، پیشرفت محور» از درک و تصور مفهوم تخیل قابل احصاء بود. با وجود گوناگونی روایت‌ها، مهارت‌های اساسی برای پرورش مفهوم تخیل مستلزم «خلاقیت و ابتکار، انعطاف‌پذیری ذهنی، تفکر واگرا و تحمل ابهام» است و نهایتاً تأکید آنان در ضمن چالش‌ها و موانع بر مفاهیمی نظیر «محدودیت‌های شناختی، فرهنگ اجتماعی، موانع سازمانی و عوامل روانی» بود که مشارکت‌کنندگان بدان تأکید می‌ورزیدند؛ بنابراین، بررسی و شناسایی این مضامین می‌تواند به درک بهتر مسیرهای پرورش تخیل و طراحی راهکارهای مؤثر برای مقابله چالش‌ها کمک کند.

زنان در مسیر انتصاب به پست‌ مدیریت مدارس: انگیزه‌ها و موانع

دوره 9، شماره 33، بهار 1404، صفحه 141-165

https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.82024.1788

پرستو احمدحیدری، سید جمال بارخدا، خلیل زندی

چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی انگیزه‌ها و موانع زنان در مسیر تصدی پست مدیریتی مدارس بود. روش پژوهش، کیفی و راهبرد مورداستفاده نظریه داده‌بنیاد کلاسیک بود. میدان پژوهش معلمان زن متقاضی پست مدیریت بودند که در آزمون انتخاب و انتصاب مدیران مدارس استان کردستان شرکت کرده بودند. با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند و با استناد به قاعده اشباع نظری، 18 نفر موردمطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه‌ساختاریافته بود. داده‌های متنی از طریق کدگذاری باز و مقوله‌بندی تحلیل شدند. با استناد به معیارهای چهارگانه باورپذیری، اطمینان‌پذیری، تأییدپذیری و انتقال‌پذیری، از اعتبار تحقیق اطمینان حاصل شد. یافته‌ها بیانگر شناسایی 200 کد باز و 12 مفهوم فرعی بود که در ذیل دو مفهوم اصلی انگیزه‌ها، چالش‌ها قرار گرفتند. انگیزه‌ها شامل نوآوری و تحول سازنده، رشد و پیشرفت فردی، توانمندی و مدیریت زنانه، ارتباطات و همکاری مؤثر، پرورش و توسعه دانش‌آموزان، و عدالت سازمانی و برابری بودند. موانع شامل موانع شامل طرح‌واره‌ی نامطلوب جامعه در خصوص مدیریت زنان، نبود بستر قانونی برای مدیریت زنان، گرانباری نقش، عدم تاب‌آوری زنان در پست مدیریت، ناعدالتی در انتصاب زنان در پست مدیریت، و حمایت نکردن سازمان‌های بالادستی بود.