کاربرد هوش مصنوعی در رهبری آموزشی
دوره 10، شماره 38، تابستان 1405، صفحه 1-33
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.86040.1855
فاطمه اسدی، محمد نوری الموتی
چکیده پیشرفت در حوزه هوش مصنوعی، رهبری آموزشی را با فرصتها و چالشهایی مواجه کرده است و بهرهگیری مؤثر از این فناوری در سطح راهبردی با ابهامات مفهومی و پراکندگی در ادبیات همراه بود. هدف پژوهش، ارائه طبقهبندی مفهومی منسجمی از کاربردهای هوش مصنوعی در رهبری آموزشی بود. مطالعه با رویکرد مرور نظاممند و بر پایه طرح تحقیق کیفی - استقرایی انجام شد. جامعهپژوهش شامل کلیه مطالعات منتشرشده در حوزه هوش مصنوعی و رهبری آموزشی از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۵ بود و انتخاب منابع با استفاده از فلوچارت PRISMA در پایگاههای Scopus، ERIC و IEEE Xplore انجام شد که درنهایت ۳۲ منبع واجد شرایط برای تحلیل مضمون انتخاب گردید. پس از استخراج مضامین اولیه، اعتبارسنج بیرونی با مشارکت متخصصان انجام شد. یافتهها نشان دادند که کاربردهای هوش مصنوعی در رهبری آموزشی در ده حوزه متمایز قابلطبقهبندیاند: کارایی اجرایی، یادگیری شخصیسازیشده، بهبود شیوههای تدریس، تصمیمگیری و سیاستگذاری، خدمات پشتیبانی از دانشآموز، رهبری سازمانی و برنامهریزی راهبردی، نظارت بر مقررات، تعامل و ارتباط با جامعه، رهبری اخلاقمدار در هوش مصنوعی، و تنوع، عدالت و فراگیری. این حوزهها، ابعاد مختلف رهبری آموزشی را پوشش داده و ظرفیت فناوریهای هوش مصنوعی برای بهبود عملکرد سازمانی، تصمیمگیری دادهمحور، و تضمین عدالت آموزشی را برجسته ساختند. طبقهبندی ارائهشده، چارچوبی کاربردی برای مدیران، سیاستگذاران و توسعهدهندگان فناوری فراهم آورد تا استقرار هوش مصنوعی را در نظام آموزشی با نگاهی منسجم، اخلاقمحور و متناسب با بافت طراحی کنند. مطالعه حاضر، با سازماندهی مفهومی کاربردها، زمینه را برای طراحی برنامههای توسعه حرفهای و پژوهشهای آینده در رهبری آموزشی هوشمند فراهم کرد.
مرور نیمه نظاممند شایستگی دانشآموختگان؛ پیوند آموزش عالی با نیازهای صنعت، کارآفرینی و کسبوکار
دوره 10، شماره 38، تابستان 1405، صفحه 291-335
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.87883.1884
شبنم زرجو، سید محمد مقیمی، حمیدرضا یزدانی، ندا محمد اسمعیلی
چکیده دانشگاه و مؤسسات آموزش عالی نقش محوری در رهبری آموزشی و پرورش دانشآموختگان شایسته دارند و یکی از ارکان اصلی در ارتباط با بازار و کارفرمایان محسوب میشود، ازاینرو با ایفای نقش اثربخش میتوانند پاسخگوی کسب کار در دنیای آشفته کنونی باشند، بنابراین هدف از پژوهش حاضر مرور و تحلیل دستاورد مطالعاتی است که در این زمینه توسط سایر محققان صورت پذیرفته است، در پژوهش حاضر، از روش مرور نیمه نظاممند بهعنوان رویکردی نوآورانه برای بررسی اسناد و مطالعات مرتبط استفاده شده است. این روش در زمره پژوهشهای کیفی قرار میگیرد. یافتهها از طریق مرور مقالات منتشرشده در بازه زمانی ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ در مجلات دارای چارکهای ۱ و ۲ به دست آمده است. برای ارزیابی اعتبار مقالات از چکلیست CASP استفاده گردید و فرایند غربالگری مقالات با بهرهگیری از نمودار پریزما انجام شد. جستجوی نظاممند با استفاده از عملگرهای بولی در پایگاهداده اسکوپوس صورت پذیرفت. ازجمله نوآوریهای این پژوهش، توجه به شاخص تأثیر استنادی وزنی نسبت به حوزه (FWCI) برای نخستینبار در تحلیلهای مرتبط است. یافتههای پژوهش حاکی از هفت عنصر اصلی است، مضامین اصلی، شامل شایستگیهای فردی، ارتباطی، شناختی، مدیریتی، فنی، حرفهای و دیجیتالی است، هر یک از این مضامین اصلی، مجموعهای از مضامین فرعی (24) و شاخصهای جزئیتر (36) را در برمیگیرد که بهصورت یکپارچه، شایستگی دانشآموختگان را تعریف میکنند، همچنین دستاورد ویژه پژوهش حاضر تحلیل شکاف پژوهش، میزان مشارکت کشورهای مختلف و موضوعات جدید در ارتباط با شایستگی دانشآموختگان با استفاده از زبان برنامهنویسی R است، که بهصورت کامل در بخش یافتههای پژوهش موردبحث قرار گرفته است.
ارزیابی ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه محیط آموزشی مسموم
دوره 10، شماره 37، بهار 1405، صفحه 29-61
https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.81836.1783
حسین تقوی، فاطمه باقری، عادل زاهد بابلان، علی خالق خواه، زهرا باقری
چکیده در محیطهای آموزشی تکتک کارکنانی که در تحقق امر یادگیری نقش دارند، رهبر آموزشی محسوب میشوند و باید بتوانند با مساعدت به افرادی که در امر آموزش نقش دارند، محیطی مساعد به وجود آورند تا مقاصد این مؤسسات تحقق یابد. توسعهیافتگی سازمانها بالأخص مؤسسات آموزشی که منبعی تغذیهکننده برای سایر سازمانها هستند، منوط به این است که محیط آن عاری از عوامل دلسردکننده و ملالآور باشد. مطالعهی توصیفی - هنجاریابی حاضر بهمنظور بررسی ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه محیط آموزشی مسموم انجام گرفت که توسط Rasool و همکاران (2021) طراحی شده است. جامعه آماری این مطالعه کارکنان آموزشی - فرهنگی شاغل در آموزشوپرورش شهرستان سراب به تعداد 1556 نفر بودند. بر مبنای جدول کرجسی و مورگان و متناظر با حجم جامعه، دادهها از ۳۵۱ نفر از افراد در دسترس گردآوری شد. حجم نسبی طبقات جنسیت و شهر در نمونه لحاظ گردید. با توجه به اینکه متخصصان تربیتی در مورد ملاکهای جامعیت، شفافیت و تناسب توافق داشتند، روایی محتوایی پرسشنامه تأیید شد. علاوه بر این از تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تأییدی، محاسبه پایایی و همچنین همبستگی خرده مقیاس با یکدیگر و با کل پرسشنامه جهت تحلیل دادهها استفاده شد. یافتههای حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی، حاکی از اشباع پرسشنامه توسط سه عامل بود. تحلیل عاملی تأییدی نیز گویای برازش مطلوب ساختار سه عاملی با دادهها بود. مقادیر ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه و خرده مقیاسهای قلدری، آزار و طردشدگی حاکی از این بود که ابزار مذکور از پایایی برخوردار است. بهطورکلی نتایج پژوهش، گویای مطلوبیت ثبات و اعتبار پرسشنامه محیط آموزشی مسموم و قابلیت کاربرد آن بهعنوان ابزاری واجد اعتبار است.
طراحی و ارزیابی مدل رهبری آموزشی هیبریدی بر اساس ارکان پنجگانه سازمان: یک مطالعه مبتنی بر رویکرد دلفی
دوره 10، شماره 37، بهار 1405، صفحه 295-324
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.84153.1829
علیرضا صارمی، زهرا حسین زاده
چکیده هدف از پژوهش طراحی مدل رهبری آموزشی هیبریدی برمبنای ارکان پنجگانه سازمان است. این تحقیق ازلحاظ نتیجه بنیادی و از حیث هدف اکتشافی و ازنظر دادههای تحقیق ترکیبی یا آمیخته است. ابتدا بر اساس ادبیات پژوهش حاصل از آموزش مجازی، دورکاری و هیبریدی و ترکیبی عوامل مؤثر بر رهبری آموزشی هیبریدی شناسایی شد، سپس بر مبنای ارکان پنجگانه سازمانی مینتزبرگ؛ یعنی محیط سازمان، ساختار، فناوری، اهداف و افراد سازمان (منابع انسانی) دستهبندی شدند و پرسشنامه دلفی طراحی شد و مبنای جمعآوری دادهها قرار گرفت. با استفاده از روش گلوله برفی بیست نفر از مدیران مدارس و خبرگان شهرستان داراب انتخاب شدند و پرسشنامه دلفی طی سه مرحله در اختیار آنان قرار داده شد. درنهایت بین اعضاء پانل دلفی اجماع صورت گرفت و مدل رهبری آموزشی هیبریدی طراحی گردید. بر اساس آزمون کندال، عوامل فناوری با ضریب 786/0 دارای بیشترین اجماع بود. پسازآن به ترتیب عامل فردی کارکنان (740/0)، محیط (695/0)، فردی مدیران (686/0)، ساختاری (649/0) و درنهایت اهداف (594/0) قرار گرفتند. درنهایت؛ مدل با استفاده از نرمافزار اسمارت پیالاس در بین مدیران و معاونین مدارس شهر داراب پیادهسازی شد تا مورد اعتبار سنجی قرار گیرد. کلیت مدل ازنظر روایی، پایایی و کیفیت مدل اندازهگیری تأیید شد.
اثربخشی آموزش فلسفه به کودکان بر تربیت شهروندی دانشآموزان بهمثابه یک کارکرد رهبری آموزشی
دوره 9، شماره 36، زمستان 1404، صفحه 151-172
https://doi.org/10.22054/jrlat.2025.78936.1822
سعیده ملانوری، محسن شاکری، کاظم برزگر بفروئی، مهدیه استبرقی
چکیده یکی از هدف های اصلی نظام تعلیم و تربیت و رهبران آموزشی، توجه به تربیت شهروند مطلوب برای جامعه است. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش فلسفه به کودکان بر تربیت شهروندی دانشآموزان دختر پایهی چهارم ابتدایی شهر اشکذر بود. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشآموزان دختر پایه چهارم شهر اشکذر بود که از این میان 30 دانشآموز با بهرهگیری از روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و بهطور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش برای گردآوری دادهها، پرسشنامهی رفتار شهروندی مارکوزی و ایکسین بود. آموزش فلسفه طی 12 جلسهی 60 دقیقهای برای گروه آزمایش اجرا گردید. دادههای گرداوری شده با روش تحلیل کوواریانس و مانکوا با استفاده از نرمافزار spss تجزیهوتحلیل شدند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد آموزش فلسفه به کودکان باعث بهبود رفتار شهروندی دانشآموزان دختر پایه چهارم شده است. نتایج آزمون مانکوا نیز نشان داد بین دو گروه آزمایش و کنترل ازنظر تمامی مؤلفهها تفاوت معناداری وجود دارد بهطوریکه میانگین پسآزمون این مؤلفهها در گروه آزمایش بهطور معناداری بالاتر از گروه کنترل بوده است. با توجه به اختلاف میانگین نمره رفتار شهروندی در دو گروه و ضرورت تقویت رفتار شهروندی در دانشآموزان، به رهبران آموزشی پیشنهاد میشود که به موضوع آموزش فلسفه به کودکان بیشتر توجه کنند.
واکاوی بسترهای لازم برای گذار از مدیریت آموزشی به رهبری آموزشی در مدارس ایران
دوره 9، شماره 34، تابستان 1404، صفحه 83-118
https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.80510.1763
فاروق احمدی، حسین عبدالهی، علی خورسندی طاسکوه، مرتضی طاهری
چکیده در چند دهه گذشته، رهبری آموزشی و توجه به کیفیت عملکرد مدیران مدارس در رأس سیاستهای آموزشی کشورهای توسعه یافته بوده است. هدف این پژوهش واکاوی بسترهای لازم برای گذار از مدیریت آموزشی به رهبری آموزشی در نظام آموزشی (مدارس) ایران است. روش ﭘﮋوﻫﺶ حاضر از ﻧﻮع ﮐﯿﻔﯽ است ﮐﻪ به روش نظریه برخاسته از دادهها (نظریه زمینهای سیستماتیک) انجام شده است. مشارکتکنندگان پژوهش، اعضای هیئتعلمی دانشگاههای وابسته به وزارت علوم، افراد صاحبنظر در ارتباط با رهبری آموزشی که دارای سوابقی مانند وزیر آموزشوپرورش، معاون وزیر و دبیر کلی شورای عالی آموزشوپرورش و مدیران شاخص مدارس مختلف که در سال تحصیلی 1403–1402 مشغول به فعالیتهای آموزشی و پژوهشی بودند. در یک نگاه کلی، بر مبنای نتایج بهدستآمده و ابعاد الگوی داده بنیاد، 12 مقوله اصلی، 55 مقوله فرعی و 203 مفهوم از مصاحبههای صورت گرفته استخراج گردید. یافتههای پژوهش نشان داد شرایط مهمی همچون تمرکززدایی در ساختار سیستم آموزشوپرورش، پیشرو گرایی و پویایی در نقش مدیران مدارس برای این گذار لازم است. رسیدن به رهبری آموزشی نیازمند راهبردهای مختلفی است، علاوه بر تغییر نگاه سیاسی نسبت به کارکرد آموزشوپرورش و بالتبع مدیران در این نهاد، میبایست نسبت به تربیت و آموزش علمی مدیران روی آورد و با نگاهی تخصصیتر و آکادمیتر این افراد را برای تصدی مدیریت مدارس انتخاب و انتصاب داد. بر این اساس، تمرکز بر استانداردسازی برای رهبری آموزشی و حرکت بهسوی تمرکززدایی با دادن اختیارات بیشتر به مدارس و مناطق، به برنامهریزان آموزشی ایران پیشنهاد میگردد.
نقش هوش مصنوعی بر رهبری آموزشی در مدارس: رویکرد کیفی
دوره 9، شماره 34، تابستان 1404، صفحه 145-171
https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.83499.1818
کبری خباره
چکیده امروزه با توجه به پیشرفتهای هوش مصنوعی، رهبری آموزشی در مدارس به سمت بهرهگیری بیشتر از دادهها و تحلیلهای هوشمند حرکت میکند. هدف این پژوهش نقش هوش مصنوعی بر رهبری آموزشی در مدارس بوده است. پژوهش با رویکرد کیفی و روش فراترکیب انجام شده است. جامعه پژوهش شامل بیش از 400 مقاله بوده که از میان آنها 44 سند برای تحلیل انتخاب شدند. بهمنظور تحلیل دادهها از روش کدگذاری استفاده شد که ابتدا 172 کد باز استخراج شد، سپس 16 کد محوری و درنهایت 3 کد انتخابی بهعنوان نقش هوش مصنوعی بر رهبری آموزشی شناسایی شد. یافتههای پژوهش نشان داد که نقش هوش مصنوعی بر رهبری آموزشی در مدارس شامل؛ تجربیات یادگیری شخصیسازی دانشآموزان مانند محیط یادگیری اکتشافی، مشاوره فردی به دانشآموزان، یادگیری هوشمند، بسترهای هوشمند برای خودیادگیری، ارائه محتوای آموزشی سفارشیسازی شده؛ وظایف اداری مانند: نگهداری سوابق دانشآموزان، زمانبندی و برنامهریزی دروس بهصورت خودکار، تسهیل تصمیمگیری در محیط آموزشی، پیشبینی عملکرد دانشآموزان، پذیرش و ثبتنام دانشآموزان بهصورت خودکار؛ و وظایف روزمره معلمان مانند ارائه راهبردهای تدریس تطبیقی، آموزش هوشمند، کنترل فرایند یادگیری، نمره دهی خودکار به تکالیف و امتحانات، دستیار دیجیتالی، ارائه بازخورد فوری است. درنهایت اینکه به کمک هوش مصنوعی، رهبران آموزشی میتوانند به بهبود کیفیت آموزش، ارتقاء اثربخشی تدریس، تسهیل فعالیتهای روزمره معلمان و بهینهسازی فرآیندهای اداری مدارس بپردازند.
شناسایی بسترهای تحقق رهبری آموزشی در مدارس دوره ابتدایی
دوره 8، شماره 32، زمستان 1403، صفحه 67-91
https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.75643.1670
مریم بریهی، حسین عبداللهی
چکیده این پژوهش با هدف شناسایی بسترهای تحقق رهبری آموزشی در مدارس دوره ابتدایی انجام گرفت. پژوهش از نوع کیفی و روش مطالعه موردی است. مدارس موردمطالعه جهت این پژوهش، دو مدرسه غیرانتفاعی دخترانه تکریم و فضه (س) در دوره ابتدایی بودند که ضمن بهرهگیری از رویکرد دینی، از بسترهای متنوعی جهت بالا بردن کیفیت آموزشی و پرورشی مدرسه استفاده مینمودند. جامعه موردمطالعه شامل معلمان، معاونان آموزشی و مدیران این دو مدرسه شامل 24 نفر بود که از 20 نفر آنها مصاحبه به عمل آمد و پسازآن به علت رسیدن به حد اشباع نظری در دادهها، مصاحبهها ادامه پیدا نکرد. ابزار تحقیق مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که توسط محقق طراحی شد. در تحلیل دادهها از الگوی تحلیل دادههای کیفی با روش تحلیل محتوا استفاده شد و دادههای پژوهش پس از مکتوب شدن بهصورت کدهای باز، محوری و گزینشی دستهبندی شدند. نهایتاً در زمینه بسترهای تحقق رهبری آموزشی 4 مؤلفه بسترهای سازمانی شامل: (برنامههای ترسیم اهداف و چشمانداز برای کارکنان، برنامههای ارزیابی و اثربخشی، برنامههای مشارکت کارکنان در تصمیمات، برنامههای ارتباط مؤثر با کارکنان، مدیریت زمان و برنامه توسعه حرفهای مدیر)، بسترهای دانشآموزی شامل: (برنامههای توسعه فردی دانشآموز، برنامههای آموزشی و مهارتی، برنامههای خودشناسی و معرفتافزایی)، بسترهای معلمان شامل: (برنامههای توانمندسازی و برنامههای خودآگاهی) و بسترهای خانوادهمحور شامل: (برنامههای تربیتی و مهارتافزایی و برنامههای آگاهی از رویکرد مدرسه) به دست آمد.
مدل رهبری اثربخش معلمان فاقد صلاحیت در مدارس ابتدایی: کاربردی ازنظریۀ داده بنیاد
دوره 8، شماره 30، تابستان 1403، صفحه 6-48
https://doi.org/10.22054/jrlat.2024.78905.1737
سیده پردیس هاشمی، ناصر شیربگی
چکیده هدف پژوهش کیفی حاضر ارائه الگوی رهبری اثربخش معلمان فاقد صلاحیت در مدارس ابتدایی بود که با کشف تجارب مدیران، راهبران آموزشی و اعضای جامعه مدرسه از تعامل، بهکارگیری و تبیین رفتار معلمان فاقد صلاحیت همراه است. روش پژوهش، داده بنیاد با رویکردی سیستماتیک است که با نمونهگیری هدفمند و از طریق مصاحبه با 46 نفر از شرکتکنندگان که اعضای جامعه مدرسه شهر سنندج بودند، در سه مرحله کدگذاری نظری مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت و تعداد 211 کدباز، 60 کد محوری و 17 کد گزینشی از دادهها احصا و با نرمافزار 2020 MAXQDA مدلی نهایی از آنها استخراج گردید. مشارکتکنندگان، به مسائل معیشتی و فرهنگی معلمان و سیاست زدگی آموزشوپرورش بهعنوان زمینههای موجود جذب معلمان فاقد صلاحیت؛ نقص در شیوههای استخدامی و دیوانسالاری معیوب در نظام آموزشی جهت دلایل استخدام این معلمان؛ پشتیبانی از توسعه حرفهای، کمک به ارتقای رضایت شغلی و اجرای اقدامات تنبیهی بهعنوان راهکارهایی جهت تعامل با این معلمان و مهارتهای سهگانه مدیران (فنی، انسانی و ادراکی) جهت عوامل مؤثر و دخیل در رهبری آنان اشاره کردهاند. ارائه نتایج در دو بعد و دخالت دادن دانشآموزان و والدین آنها در فرایند مصاحبه از نوآوریهای این پژوهش است. بر اساس نتایج، تعداد بسیار کمی از این معلمان تغییر کردند و عملکرد تحصیلی مطلوب عاید شده است؛ اما بسیاری از این معلمان متحول نشده و بیتوجهی به ابعاد روانی– اجتماعی دانشآموزان، ضعف در برقراری روابط انسانی، غیرحرفهای گرایی و بازدهی نامطلوب آموزشی را در پروندة کاری خود بر جای گذاشتهاند.
ضرورت ایجاد دورۀ کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی
دوره 6، شماره 24، زمستان 1401، صفحه 47-81
https://doi.org/10.22054/jrlat.2023.71700.1641
حسین خنیفر، یونس صحرانورد نشتیفان، صلاح الدین ابراهیمی
چکیده یکی از مباحث عمده نظام های توسعه یافتۀ آموزشی در هزاره سوم اهمیت نقش «مدیریت آموزشی» در پیشبرد اهداف تعلیم و تربیت است. لذا مدیر آموزشی به عنوان «رهبر»، «محور» و «عامل تأثیرگذار» در مدرسه در کیفیت اجرای برنامه های آموزشی و پیشبرد اهداف تعلیم و تربیت نقش اساسی دارد. با این شرایط پژوهش حاضر با هدف شناسایی مقوله های ضرورت و اهمیت تأسیس دورۀ کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی در دانشگاه فرهنگیان انجام شد. برای انجام پژوهش از روش کیفی با رویکرد نظریۀ داده بنیاد استفاده گردید. میدان مطالعه، کلیه صاحبنظران، استادان و خبرگان مدیریت آموزشی در وزارت آموزش وپرورش و دانشگاه فرهنگیان بودند که با استفاده از نمونه گیری هدفمند و راهبرد نظری با 21 نفر از آنها مصاحبه شد. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. یافته ها با کدگذاری سه مرحله ای تحلیل و اعتباریابی شد. طبق نتایج پژوهش «اهمیت و ضرورت: شغلی، برنامه درسی و محتواپژوهی» به عنوان مقوله محوری، «استراتژی ها و برنامه های آموزش و یادگیری، منابع و امکانات، آینده پژوهی و آینده نگری و تأمین و آماده سازی نیروی انسانی» به عنوان شرایط علّی، «تحول در برنامه درسی و محیط یادگیری، نیازسنجی، الزامات و پشتیبانی سازمانی و شبکهسازی و تعامل» به عنوان راهبردها، مقولههای «فرهنگ و جو دانشگاه و گروه دانشجویان و اساتید» به عنوان بستر، «درگیری دانشجویان و اساتید با مشکلات مربوط به رشته سازمانی» به عنوان شرایط مداخله گر و مقوله های آموزشی و سازمانی به عنوان پیامد مطرح شدند. استفاده از نتایج این پژوهش می تواند در بهبود وضعیت مدیریت مدارس و کارآمدی نظام آموزشی مؤثر واقع شود.
تاریخنگاری مدیریت آموزشی در ترازوی نقادی
دوره 5، شماره 18، زمستان 1397، صفحه 1-35
https://doi.org/10.22054/jrlat.2021.56924.1560
آرش رسته مقدم
چکیده تطور و تکامل مفاهیم و نظریههای علمی در درازنایتاریخصورت میگیرد. مدیریت آموزشی به عنوان یک حوزه مطالعاتی از این امر مستثنی نیست. بنابراین، فهم فراز و فرودهای مفهومی این حوزه نیازمند نگریستن به آن به مثابه امری تاریخی است. هدف مقاله حاضر، مطالعه نگاشت تاریخی مدیریت آموزشی از مجرای کنکاش نقادانه کتاب «تاریخ مدیریت آموزشی از منظر کتب درسی» بودهاست.بهمنظور دستیابی به هدف فوق با کاربست روش نقد، کتاب از جنبه بیرونی و درونی، بررسی شدهاست.یافتهها حاکی از آن است که کتاب مذکور باوجود برخورداری از ویژگیهای مثبت فراوان، در پاسخ به پرسشها و اهداف مدنظر دچار کاستیهایی بوده و به طور بایسته نتوانسته-است شمایل کاملی از تاریخ مدیریت آموزشی را به تصویر بکشد. مقاله با استخراج درسآموزی-هایی به منظور خوشهچینی پژوهشگران داخل کشور از میراث جهانی این حوزه خاتمه یافتهاست.
تطور و تکامل مفاهیم و نظریههای علمی در درازنایتاریخصورت میگیرد. مدیریت آموزشی به عنوان یک حوزه مطالعاتی از این امر مستثنی نیست. بنابراین، فهم فراز و فرودهای مفهومی این حوزه نیازمند نگریستن به آن به مثابه امری تاریخی است. هدف مقاله حاضر، مطالعه نگاشت تاریخی مدیریت آموزشی از مجرای کنکاش نقادانه کتاب «تاریخ مدیریت آموزشی از منظر کتب درسی» بودهاست.بهمنظور دستیابی به هدف فوق با کاربست روش نقد، کتاب از جنبه بیرونی و درونی، بررسی شدهاست.یافتهها حاکی از آن است که کتاب مذکور باوجود برخورداری از ویژگیهای مثبت فراوان، در پاسخ به پرسشها و اهداف مدنظر دچار کاستیهایی بوده و به طور بایسته نتوانسته-است شمایل کاملی از تاریخ مدیریت آموزشی را به تصویر بکشد.
رابطه درک معلمان از رفتارهای رهبری آموزشی مدیر با اثربخشی و نگرش آنها نسبت به تغییر سازمانی
دوره 2، شماره 5، پاییز 1394، صفحه 149-176
https://doi.org/10.22054/jrlat.2017.2622.1063
راضیه رجب زاده، مهدی لسانی، حسین مطهری نژاد
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین درک معلمان از رفتارهای رهبری آموزشی مدیر و نگرش آنها نسبت به تغییر و اثربخشیشان در مدارس متوسطه دوم شهرستان فسا بود. روش تحقیق، توصیفی از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری شامل تمامی معلمان مدارس دولتی مقطع متوسطه دوم شهرستان فسا(310 نفر) است که با استفاده از روش نمونهگیری طبقهای تصادفی تعداد 175معلم(115 زن و 60 مرد) انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. پرسشنامههای رهبری آموزشی هوی و میلکارک(2003)، نگرش نسبت به تغییر سازمانی دونهام و همکاران(1989) و اثربخشی معلم زمانیمنش و سبحانینژاد(1391) مورد استفاده قرار گرفت. دادهها با استفاده از رگرسیون خطی چند متغیره و رگرسیون گام به گام و با بهکارگیری نرمافزار SPSS نسخه 20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد درک معلمان از رفتارهای رهبری آموزشی، نگرش آنها نسبت به تغییر و اثربخشی-شان را بهطور معنیداری پیشبینی میکند و متغیر نگرش نسبت به تغییر سازمانی در رابطه بین درک معلمان از رفتارهای رهبری آموزشی و اثربخشی آنها نقش متغیر میانجی ایفا میکند.
بررسی وضعیت رهبری توزیع شده در مدارس متوسطهی شهر سنندج
دوره 1، شماره 1، پاییز 1393، صفحه 23-48
https://doi.org/10.22054/jrlat.2014.97
خلیل غلامی، یونس صحرانورد نشتیفانی، نعمت الله عزیزی
چکیده هدف این پژوهش بررسی وضعیت رهبری توزیع شده در مدارس متوسطه شهر سنندج بود و این که به اعتقاد معلمان تا چه اندازه مؤلفههای رهبری توزیع شده در رفتار مدیران مدارس وجود دارد. پژوهش حاضر توصیفی است، جامعهی آماری تمام معلمان مرد و زن مدارس متوسطهی عادی- دولتی شهر سنندج بودند، که 377 نمونه (زن=242، مرد= 135) از بین 31 مدرسه به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامهی محقق ساخته رهبری توزیع شده با آلفای کرونباخ 95/0در مرحلهی آزمایشی، جمع آوری شد. علاوه براین، پرسش نامه مورد نظر بعد از فرایند تحلیل عاملی اکتشافی چهار مؤلفهی اصلی تحت عنوان توسعهی حرفهای معلمان و بهبود مدرسه، ویژگی تیم رهبری (تعامل مبتنی بر اعتماد)، دموکراسی و حمایت همه جانبه را نشان داد. نتایج تحلیل آزمون خی دو نشان داد که به طور کلی، از نظر معلمان، رهبری توزیع شدهی خود جوش مدیران مدارس در سطح متوسط است. هم چنین، نتایج آزمون تی مستقل حاکی از این بود که از نظر معلمان زن، مدیران زن بیشتر از مدیران مرد رفتارهای مرتبط با رهبری توزیع شدهی خود جوش را در حوزهی کاری خود اعمال میکنند. هم چنین طبق نتایج تحلیل آزمون واریانس یک طرفه، متغیر سطح تحصیلات و تجربه کاری معلمان در نوع ارزیابی شان از رهبری توزیع شدۀ مدیران تاثیر نداشت
