زاهد فرجی؛ سید مهدی حسینی؛ ناصر شیربگی
چکیده
با شیوع ویروس کرونا و گسترش آموزش مجازی، نظارت آموزشی بیش از پیش اهمیّت پیدا کرد. در این دوران، ناظران آموزشی نقش کلیدی در ارتقای کیفیت آموزش و توسعه حرفهای معلمان بر عهده داشتند. با توجه به اهمیت موضوع نظارت در آموزش مجازی، این پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی، به بررسی تجارب نظارت آموزشی در دوران آموزش مجازی میپردازد. سرگروههای ...
بیشتر
با شیوع ویروس کرونا و گسترش آموزش مجازی، نظارت آموزشی بیش از پیش اهمیّت پیدا کرد. در این دوران، ناظران آموزشی نقش کلیدی در ارتقای کیفیت آموزش و توسعه حرفهای معلمان بر عهده داشتند. با توجه به اهمیت موضوع نظارت در آموزش مجازی، این پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی، به بررسی تجارب نظارت آموزشی در دوران آموزش مجازی میپردازد. سرگروههای آموزشی، راهبران آموزشی، مدیران و معاونین آموزشی مدارس استان کردستان که در سال تحصیلی 1400-1399 به نظارت آموزشی مجازی اشتغال داشتند، میدان تحقیق این پژوهش کیفی بودند. نمونهگیری هدفمند و از نوع نظری بود. برای جمعآوری دادهها از مصاحبه نیمهساختاریافته استفاده شد و گردآوری دادهها و فرآیند مصاحبه تا حصول اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل دادهها و استخراج مضامین با استفاده از راهبرد آتریج-استرلینگ (2001) و نرمافزار MAXQDA نسخه 2020 انجام گرفت. سه مضمون فراگیر پژوهش شامل: تعالی نظارت آموزشی، مدرنسازی نظارت آموزشی و توسعهای حرفهای ناظران آموزشی میباشد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که در ابتدای آموزش مجازی، ناظران با سردرگمی و چالشهایی در نظارت بر کلاسهای مجازی روبرو بودند. آنها از ساختارهای نظارتی کلاسهای حضوری برای نظارت بر آموزشهای مجازی استفاده میکردند و گاه با سهلانگاری به فرآیند نظارت میپرداختند. با گذشت زمان، ناظران به تدریج به این نوع نظارت عادت کردند و راهبردهای جدیدی برای آن اتخاذ نمودند. ناظران در این دوران به نقش جدید خود در فرآیند نظارت و آموزش پی بردند. همچنین، نظارت مجازی میتواند در دوران آموزش پساکرونا به ارتقای مهارتها و دانش حرفهای معلمان و ناظران کمک کند.
نیشتمان مومن پور؛ کیوان بلندهمتان؛ ناصر شیربگی
چکیده
هدف از این پژوهش واکاوی مبانی اخلاقی نظارت بر معلمان در آموزش مجازی است. این پژوهش از نظر هدف توسعه ای-کاربردی و از نظر روش آمیخته با رویکرد اکتشافی متوالی بود. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 22 نفر از مدیران مدارس و اساتید دانشگاهی مطلع در زمینه نظارت بر آموزش مجازی بودند که به روش گولهبرفی و در حد اشباع نظری انتخاب شد. جامعه آماری ...
بیشتر
هدف از این پژوهش واکاوی مبانی اخلاقی نظارت بر معلمان در آموزش مجازی است. این پژوهش از نظر هدف توسعه ای-کاربردی و از نظر روش آمیخته با رویکرد اکتشافی متوالی بود. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 22 نفر از مدیران مدارس و اساتید دانشگاهی مطلع در زمینه نظارت بر آموزش مجازی بودند که به روش گولهبرفی و در حد اشباع نظری انتخاب شد. جامعه آماری پژوهش در بخش کمی مدیران مدارس ابتدائی و متوسطه شهرستان بوکان بود که به روش تعیین حجم نمونه مورگان تعداد 120 نفر بعنوان نمونه به روش تصادفی انتخاب شدند. مصاحبه ها به روش تحلیل تم یا مضمون (کدگذاری تم، مقوله و مفهوم) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. طبق نظر گوبا و لینکلن (2000) اعتبار بخش کیفی با چهار معیار اعتبار، انتقال پذیری، اطمینان پذیری و تایید پذیری بررسی و جهت ارزیابی پایایی پروتکل مصاحبه، از روش درصد توافق بین دو کدگذار استفاده شده است. در بخش کمی نیز از با استفاده از ضریب الفای کرونباخ پایایی مولفه ها بررسی شد که ضریب همه مولفه ها بیش از 7/0 گزارش شد و روایی واگرا و همگرای آن نیز تایید شد. بر اساس یافتههای پژوهش نظارت مدیران بر فعالیتهای مجازی معلمان تابع سه مضمون اصلی منش شخصی، اخلاق اجتماعی و اخلاق معنوی-اجتماعی معلم در قالب 5 مضمون اولیه نظارت بر رفتار، نظارت بر محتوای آموزشی، اخلاق حرفه ای، نظارت بر روابط و نظارت بر نگرش و 29 مفهوم بود.
رسول ساعدی؛ محمود تعجبی؛ حبیب قادرمرزی
چکیده
هدف پژوهش حاضر واکاوی تجارب زیسته راهبران آموزشی و تربیتی از اجرای نظارت آموزشی در مدارس ابتدایی شهرستان کامیاران و چالشهای آن است. رویکرد پژوهش کیفی و پارادایم آن هرمنوتیک و مشارکتی است و از روش پدیدارنگاری تفسیری استفاده شده است، ده نفر از راهبران آموزشی و تربیتی دوره ابتدایی شهر کامیاران (استان کردستان) از طریق نمونهگیری ...
بیشتر
هدف پژوهش حاضر واکاوی تجارب زیسته راهبران آموزشی و تربیتی از اجرای نظارت آموزشی در مدارس ابتدایی شهرستان کامیاران و چالشهای آن است. رویکرد پژوهش کیفی و پارادایم آن هرمنوتیک و مشارکتی است و از روش پدیدارنگاری تفسیری استفاده شده است، ده نفر از راهبران آموزشی و تربیتی دوره ابتدایی شهر کامیاران (استان کردستان) از طریق نمونهگیری هدفمند با روش ملاکی تا حد اشباع دادهها بر اساس دارا بودن (ملاک تجربه غنی و عملکرد کاری درخشان، و شرکت در کارگاههای نظارت و راهنمای آموزشی) بهعنوان شرکتکننده انتخاب شدند. نتایج نشان داد نظارت و راهنمایی آموزشی در مدرسه شامل: الگوی نظارت علمی (ارائه راهکارها، توجیه کردن معلم، آگاهسازی، تخصصی و علمی شدن)، الگوی نظارت مبتنی بر اعتماد (حامی و پشتیبان معلم، جلب اعتماد معلم، امنیت شغلی)، الگوی نظارت خود تأملی (پیشرفت تحصیلی دانشآموزان، رفع مشکلات آموزشی، بازسازی جریان یاددهی _ یادگیری، احساس ارزشمندی و هدفمند بودن) را به وجود آورده و چالشهای پیش رو شامل: عوامل ساختاری (عدم حقوق و مزایای کافی، ساختار متمرکز، اهداف از قبل تعیینشده)، انگیزشی (نگاه سنتی به نظارت و راهنمایی آموزشی، ترک تحصیل)، علمی (عدم آگاهی علمی راهبران آموزشی، گزینش انتصابی راهبران آموزشی، تکبعدی نگری)، بینشی (عدم باور و اعتقاد به نظارت آموزشی، درک سطحی از نظارت آموزشی، عدم درک تغییر) است.